شاه اسماعیل اول

شاه اسماعیل اول
۲۵ اردیبهشت
0

شاه اسماعیل اول صفوى
«۹۰۷-۹۳۰ ق / ۱۵۰۲ – ۱۵۲۴ م »
اسماعیل میرزا، ملقب به ابوالمظفر بهادر خان حسینى، فرزند سلطان حیدر و نواده دخترى اوزون حسن آق قویونلو بود.
اسماعیل در ۸۹۲ ق / ۱۴۸۷ م در اردبیل دیده به جهان گشود. وى پس از کشته شدن پدرش، سلطان حیدر «۸۹۳ ق / ۱۴۴۸ م» در جنگ با یعقوب بیگ آق قویونلو و متحدش فرخ یسار شروانشاه، به همراه برادرانش در حصار استخر زندانى شد.
رستم بیگ آق قویونلو در ۸۹۸ ق / ۱۴۹۳ م فرزندان حیدر را از زندان آزاد ساخت و آنان را به تبریز فرا خواند. در پى کشته شدن سلطان على، برادر بزرگتر اسماعیل در نبرد با رستم بیگ، یاران و مریدان، اسماعیل میرزا را که در آن هنگام کودکى شش ساله بود، با اجازه مادر از اردبیل به گیلان «لاهیجان» بردند. در گیلان، کارکیا میرزا على، فرمانرواى محلى لاهیجان و دیلمان، که شیعه و سید و دوستدار خاندان صفوى بود در نگه داشت شیخ اغلى خردسال اهتمام کرد.
اسماعیل پنج سال در آنجا ماند و با مراقبتهاى شمس الدین لاهیجى که از فضلاى آن دیار بود؛ فارسى، عربى، قرآن و مبانى و اصول شیعه امامیه را فرا گرفت. افزون بر این، در این مدت، زیر نظر هفت تن از اعیان صوفى لاهیجان فنون رزم آموخت .

اسماعیل میرزا و تلاش برای گرفتن انتقام خون پدر
اختلافات خانگى بازماندگان اوزون حسن که قلمرو او را تجزیه کرده بودند، براى اعلام خروج دین حق از سوى اسماعیل میرزا، فرصت مناسبى قلمداد شد. در اردبیل، شیخ جوان، بقعه و خانقاه صفوى را زیارت کرد و از دیدار مادر و برادر خرسندى یافت. چندى بعد براى مقابله با دشمنان که الوند بیگ آق قویونلو و فرخ یسار شروانشاه از آن جمله بودند، همراه یاران خویش به نواحى قراباغ و وان عزیمت کرد. در بین راه عده زیادى صوفیان جانسپار دیگر از حوالى سیواس و ارزنجان به وى ملحق شدند. اسماعیل به دنبال مشورت با یاران، حمله به شروان و کشیدن انتقام خون پدر را از فرخ یسار پیر بر هر کار دیگرى مقدم داشت. با هشت هزار تن صوفیان جنگجوى و جان نثار که در موکب خویش داشت عازم شروان شد. در جنگى که نزدیک قلعه گلستان روى داد، فرخ یسار با وجود بیست هزار مرد جنگى که با او همراه بود، مغلوب و کشته شد. اما قلعه گلستان در مقابل سپاه صوفیان به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسلیم نشد. با این حال باکو تسلیم شد و سردار خردسال به جاى آنکه وقت خود را براى محاصره و تسخیر قلعه گلستان ضایع کند، از حوالى شروان عزیمت کرد و راه آذربایجان را پیش گرفت. در حدود نخجوان الوند بیگ آق قویونلو را مغلوب و پراکنده ساخت «۹۰۷ ق / ۱۵۰۲ م» و خود پیروزمندانه وارد تبریز شد و سلطنت خود را با اعلام و اظهار سلطنت شیعه که به هر حال با آیین اکثریت اهل شهر مغایر بود، اعلام داشت.

اسماعیل میرزا و تجدید عهد با عقاید شیعه

اما اکثریت خاموش نامتحد و نامصمم اهل سنت در مقابل اقلیت فعال و پر شور و مصمم ضد خود چه کارى مى‏توانست کرد؟ قدرت صوفیان سلح و تهدید تبراییان تبرزین به دوش پادشاه صفوى که او را در آن ایام صوفى اغلى مى‏خواندند، هر گونه مقاومت جدى ضد شیعه را از جانب اهل تبریز غیر ممکن ساخت. در تاریخ ایران اسلامى، این یک نقطه عطف و یک تحول بود و تحقق یا عدم تحقق آن به تصمیم و تهور یکى از دو طرف ماجرا بستگى داشت و این اوصاف در بین مخالفان اسماعیل میرزا وجود نداشت.
اسماعیل میرزا نخستین پادشاه صوفی

به دنبال راهپیمایى و تظاهرات صوفیان مسلح، شاه اسماعیل که با مقاومت عمومى‏هم رو به رو نشد و یا نمى‏توانست بشود، شاه اسماعیل، نخستین پادشاه صوفى، در تبریز، تختگاه آق قویونلو، سلطنت شیعى برقرار و اعلام نمود. شاه جوان حکم کرد که در تمام قلمرو وى در ممالک محرومه، بعد از این به همین دستور عمل کنند و همه جا «در اسواق تبراییان همچنان لعن و طعن ملاعین ثلاثه – (که نزد شاه عبارت از سه خلیفه نخست بود) – گشوده و هر کس خلاف کرد او را به قتل رسانند». سکوت و تسلیم نهایى اکثریت خاموش مخالفان در تبریز و در سایر بلاد نشان داد که اعلام و اخطار پادشاه جوان به کلى بى هنگام نبود؛ شاید هم کینه‏اى که در نهانگاه سینه ها از سالهاى فتوحات اعراب پر ماجرا باقى مانده بود، این سکوت و قبول را دست کم در نزد برخى از عوام و خواص تاجیک ولایات به صورت نوعى تشفى و تسکین در آورده بود.
تلاش برای شناساندن عقاید تشیع

آیین تشیع هم، چنانکه شاه صفوى پیش بینى کرده بود، بعد از چندین نسل دعوت و تبلیغ پنهان و آشکار که از جانب پدران او در جریان بود، اکنون آماده آن بود که گستره پنهان خود را که سالها زیر نقاب تقیه پنهان و ناشناخته گذاشته بود، آشکار کند، و چنین نیز کرد.
با این حال از تمام اصول و فروع آیین تشیع آنچه در مدت دعوت پدران شاه اسماعیل آشکار و پنهان تبلیغ شده بود، ظاهرا” تنها مسئله امامت بود که ولایت و جانشینى على بن ابى طالب «ع» را بعد از وفات رسول اکرم تبلیغ و تعزیر مى‏کرد. این قول هم هر چند همراه با الزام محبت آل رسول از عهد ایلخانان به تدریج در بین بسیارى از مسلمین و صوفیان رایج بود، اما براى آن که تشیع را به عنوان یک مذهب رسمى‏با تمام اصول و فروع بایسته و لازم یک آیین، براى عام مردم قابل تمسک و اعتماد سازد، کافى به نظر نمى‏رسید. از این رو، تعزیر عقاید در باب توحید و نبوت و معاد نیز براى تکمیل آن ضرورت پیدا کرد. به علاوه در مسایل فروع، تعزیر احکام ائمه شیعه و مسأله تقلید و اجتهاد در این گونه مسایل هم براى رسمى‏کردن مذهب تشیع ضرورت داشت و این جمله، با مجرد اظهار تولا و تبرا و یا بر سر گذاشتن کلاه سرخ فام دوازده ترک، قابل قبول نمى‏افتاد.

اعلام تشیع ، اعلام جنگ توسط اسماعیل میرزا
اما اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمى‏دولت در ایران، نوعى اعلام جنگ ایران صفوى به دولتهاى سنى همسایه بود؛ دولت عثمانى که سلطان آن داعیه خلافت یا احیاء آن را داشت، و دولت تازه تأسیس شیبانیان ازبک که سلطان سنى و متعصب آن را چاپلوسان اطرافش، امام الزمان و خلیفه الرحمان مى‏خواندند. به علاوه طوایف ترک و تاجیک اهل سنت هم که در داخل ایران صفوى و یا در حواشى مرزهاى آن وجود داشتند، با اظهار مقاومت علنى یا پنهان، اجراى حکم شاه صوفى را در تحمیل اجبارى مذهب تشیع با دشواریهایى مواجه مى‏ساختند و مقاومت آنها، اسماعیل صفوى را در داخل و خارج به چالش و زور آزمایى مى‏خواند. با وجود علاقه‏اى که برخى ایرانیان اهل سنت در آن ایام نسبت به آل على نشان مى‏دادند و از جمله میر جمال الدین عطاءالله دشتکى، واعظ هرات با نشر کتابى به نام روضه الاحباب، این علاقه را که متضمن غلو وى در محبت و ارادت به آل على بود، در بین عامه رواج داده بود، باز اکثریت اهل سنت از غلبه قزلباش ناخرسندى شدید خود را پنهان نمى‏کردند. شدت این ناخرسندى در داخل ایران را در این ایام از شرحهاى جالب و مؤثرى که روزبهان خنجى در مهمان نامه بخارا، و زین الدین واصفى در بدایع الوقایع آورده اند، مى‏توان دریافت. شواهد نشان مى‏دهد که متعصبان اهل سنت در ایران تا به حدى از غلبه «اوباش قزلباش» ناخرسند بودند که تسخیر و تصرف ایران را به دست ترک و ازبک بر استقلالى که قزلباش صفوى براى آنها به ارمغان آورده، و آن را به مرحله نیل به دولت ملى ارتقاء داده بود، ترجیح مى‏دادند.
کشور دارى شاه اسماعیل اول
کشور دارى شاه اسماعیل اول «۹۰۷ – ۹۳۰ ق / ۱۵۰۱ – ۱۵۲۴ م»
شیوه کشور دارى شاه اسماعیل و ترویج مذهب شیعه محتملا” مانع تجزیه ایران آشوب زده میان دو قدرت بزرگ عثمانى و ازبک شد. وى براى تعدیل سیاستهاى افراطى سران قزلباش، صوفیان و مریدان حیدرى، علماى ایرانى و نیز جبل عامل، کوفه و بحرین را به تدوین کتابهاى فقهى در زمینه شیعه جعفرى دعوت کرد. محقق کرکى که در نشر فقه و اصول مذهب جعفرى شخصیت مهمى‏محسوب مى‏شد، از جمله آنان بود. از جمله اقدامات شاه صفوى براى تجلیل از امامان شیعه؛ ضرب سکه با نام ائمه اثنى عشرى ؛ قرار دادن نام ۱۲ امام معصوم به عنوان سجع مهر شاهى ؛ تعمیر و توسعه آرامگاه امامان در شهرهاى عراق و مشهد و نیز ایجاد ساختمان مقبره براى امام زاده‏ها در شهرهاى ایران و طرح آب رسانى از فرات به نجف بود .
شاه اسماعیل براى ترویج مذهب شیعه در کشورى که اکثریت مردم آن اهل سنت بودند، به خشونتهایى نیز دست یازید؛ این کار اغلب به دست قزلباشان و گروه تبراییان انجام مى‏گرفت شاه اسماعیل کلیه وظایف ادارى و کشورى را به ایرانیانى سپرد که در اعتقادشان به تشیع جاى شک و شبهه نبود و هم بسیارى از آنان پیشینه طولانى در کارهاى دیوانى داشتند. نامدارترین رجال او اینانند: امیر زکریا تبریزى، محمود خان دیلمى، قاضى شمس الدین لاهیجانى، امیر نجم رشتى، امیر نجم ثانى، میر سید شریف شیرازى و شمس الدین اصفهانى.
شاه اسماعیل به رسوم و آیینهاى مذهبى و ملى بسیار علاقه نشان مى‏داد و به ایجاد آبادانى و بناهاى یادبود اهتمام داشت. مهمترین آثارى که از دوران وى به یادگار مانده، اینهاست: ۴ بازار دور میدان قدیم اصفهان؛ مدرسه‏هارونیه و بقعه امام زاده هارون در اصفهان. وى بناهاى یادبودى هم در اوجان فارس و شیراز و آبادانى و ساختمانهاى متعددى در خوى و تبریز بنیاد کرد.

منابع
«عالم آراى عباسى، ص ۳۲؛ جهانگشاى خاقان، صص ۴۴ – ۴۶»
«احسن التواریخ، ص ۹؛ جهانگشاى خاقان، صص ۶۴ – ۶۷»
«جهانشگاى خاقان، ص ۵۷٫»
«۹۰۶ ق / ۱۵۰۰ م؛ جهانگشاى خاقان، صص ۱۱۹ و ۱۱۳»
«حبیب السیر، ج ۴، صص ۴۳۹ – ۴۴۰»
«تاریخ جهان آرا، صص ۴۶۵ – ۲۲۶؛ لب» التواریخ، صص ۳۹۴ – ۳۹۵»
«عالم آراى عباسى، صص ۱۲۷ – ۱۲۹»
«گلشن مراد، ص ۵۵»
«عالم آراى عباسى، صص ۶۴ -۶۵»
«جهانگشاى خاقان، ص ۱۴۹»
«ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه طهماسب، ص ۱۲۶»
«درباره مهرهاى شاه اسماعیل اول، صص ۱۸۲ – ۱۸۵»
« لب التواریخ، صص ۳۹۴ – ۴۰۷»

زندگی نامه شاه عباس یکم

شاه عباس یکم
۰۱ مرداد
3+

شاه عباس یکم
تولد: ۱ رمضان۹۷۸ هجری قمری /میلادی هرات
مرگ ۲۴ جمادی‌الاول ۱۰۳۸ هجری قمری / ۱۶۲۹ میلادی اشرف (بهشهر کنونی در استان مازندران)
شاه عباس بزرگ یا شاه عباس یکم (۹۹۶-۱۰۳۸ه‍.ق / ۱۵۸۷-۱۶۲۹م) نامدارترین شهریار دوران صفوی است. او فرزند شاه محمد خدابنده و پنجمین شاه از دودمان صفوی است که بر ایران به مدت بیش از ۴۲ سال با اقتدار آمیخته با استبداد شهریاری نمود.
شاه عباس در هجده سالگی قزوین را متصرف شد و خود را شاه ایران خواند. او برای آنکه خیالش از جانب عثمانی آسوده گردد، قرارداد صلحی با آن کشور بست و غرب کشور را به آنان واگذارد. سپس به اصلاح امور داخلی و فرو نشاندن شورش ولایات مختلف کشور مشغول شد.
او ازبکان را شکست داد و وارد جنگ با عثمانی شد. او در سه نوبت با عثمانی جنگید و در هر سه بار پیروز شد. همچنین دو بار به گرجستان حمله کرد و آن را غارت کرد.
از آخرین لشکرکشی‌های او می توان به فتح قندهار و آزادسازی جزایر و بنادر خلیج فارس از دست پرتغال نام برد. در زمان شاه عباس درآمد نقدی و غیر نقدی کشور بالا رفت و همچنین تجارت با کشورهای خارجی افزایش یافت. او بسیاری از نقاط کشور را آباد کرد و بناهای بسیاری ساخت که هنوز برخی از آنها پابرجاست.
شاه عباس در طول حیاتش یکی از فرزندانش را کشت و دو تن دیگر را کور کرد و دو پسر دیگرش نیز در کودکی مردند؛ بدین ترتیب در هنگام مرگ جانشین شایسته‌ای از خود باقی نگذاشت و به ناچار نوه او با نام شاه صفی به پادشاهی رسید.
• تاج گذاری: ۹۸۹ هجری قمری
• مکان تاج گذاری: شهر هرات در ایالت خراسان (اکنون در افغانستان)
• جانشین: شاه صفی (سام میرزا پسر صفی میرزا)

شرح مختصر زندگی‌
شاه عباس بزرگ شب دوشنبه اول ماه رمضان سال ۹۷۸ هجری در هرات از فخرالنساء بیگم (دختر میرعبدالله خان والی مازندران) زاده شد.شاه تهماسب با الهام گرفتن از بیت زیر نام نوزاد را عباس نهاد:
عباس علی است شیر غازی سر دفتر لشکر حجازی
در کودکی به عباس میرزا معروف بود و در دو سالگی والی هرات شد؛ شاه اسماعیل دوم صفوی که مردی خشن و نا نجیب بود؛ همانند دیگر برادر زادگان و برادران فرمان قتل او و پدرش (سلطان محمد خدابنده) را صادر کرده بود ولی این امر وقتی که شاه اسماعیل دوم به قتل رسید کان لم یکن باقی ماند.
شاه عباس قبل از طلوع آفتاب روز جمعه بیست و چهارم جمادی الاول سال ۱۰۳۸ هجری قمری در کاخ اشرف درگذشت. شاه عباس قبل از مردن وصیت کرد که نعشش را جایی دفن کنند که بر همه کس مجهول باشد.
فعالیت‌های سیاسی
تاج‌گذاری در ۱۴ سالگی
عباس میرزا به یاری علیقلی خان شاملو در خراسان تاج گذاری کرد و حکومت خراسان در زمان شهریاری پدرش در دست وی بود تا آنکه مرشد قلی خان استاجلو با غلبه بر علیقلی و با مساعدت‌های خویش؛ قزوین را فتح نمود و در آن شهر عباس میرزا در سن ۱۸ سالگی به تخت سلطنت ایران نشست و پدر او را خلع نمودند. شاه عباس همانند بسیاری از شاهان در ابتدای کار ۱۸ نفر از سران قزلباش را به بهانه خونخواهی کشت و پس از آن مرشد قلی خان را نیز به همین سرنوشت دچار ساخت.

جنگ با ازبکان
در زمان صفویه ازبکان پیوسته به خراسان می‌تاختند و آنجا را غارت می‌کردند. وقتی شاه عباس به سلطنت رسید ازبکان مشهد را تصرف کرده و دوباره به درون خاک ایران می‌تاختند و تا اسفراین پیشروی کردند.
در این گیر و دار ناگهان عبدالله خان ازبک درگذشت و پسرش عبدالمومن خان نیز به قتل رسید. بدین ترتیب شاه عباس در ۲۵ ذالحجه سال ۱۰۰۶، «برهنه پای و گشاده پیشانی به همراه سپاهیان وارد مشهد شد». با این وجود هنوز ازبکان به قصد غارت به سر حدات شمال شرقی ایران می‌تاختند تا این که ارتش ایران در نواحی هرات آنان را در هم کوفت. همچنین سر مقتولین را به قزوین فرستادند که تعداد آن‌ها را از ۱۷۰۰ سر تا ۲۰۰۰۰ سر نوشته‌اند. شاه عباس برای ایجاد مانع بر سر راه ازبکان چندین هزار خانوار کرد را از آذربایجان غربی و کردستان به خراسان کوچاند. پس از چندی باز ازبکان به جانب خراسان هجوم آوردند و این بار شاه عباس با هفتاد هزار نفر به خراسان لشکرکشید.پس از چندی تألم خان برادرزاده عبدالله خان به سرکردگی ازبکان رسید و با سیصد هزار نفر به خراسان حمله کرد و در هرات مقر ساخت. بنابراین سپاه ایران با یکصد هزار نفر سپاهی به هرات حمله کرد و در این نبرد ازبکان شکست خوردند و تألم خان کشته شد. همچنین دوازده هزار نفر از مردان و زنان ازبک به دست ایرانیان اسیر شدند.
شاه عباس در سال ۱۰۳۰ به منظور تصرف قندهار به خراسان آمده و همین که شاه به خراسان نزدیک شد ازبکان طلب عفو کردند و شاه با این شرط که آنان تا ابد از در دوستی با ایران وارد شوند آنان را بخشود.
خصوصیات و مملکت‌داری
اقدامات در جهت آبادانی ایران
میدان نقش جهان، مسجد امام (نام پیش از انقلاب آن به مدت چند قرن مسجد شاه بوده)، عالی قاپو، بخش‌هایی از عمارت چهل ستون، چهارباغ، پل‌های رود زاینده رود، کانال کشی آب‌های کوه کوهرنگ به سمت زاینده رود از آثار نیک اوست. اگرچه نزدیک به نیم هزاره از زمان او گذشته‌است ولی هنوز اصفهان به بناهای فرهنگی و هنر عصر صفوی می‌بالد چنانچه که در سال ۱۴۲۸ قمری «پایتخت فرهنگی دنیای اسلام» بود.
شاه عباس همانطور که بسیاری از جهانگردان و مورخین اظهار داشته‌اند فردی وطن پرست بود، برای همین و برای آنکه فرهنگ زیارت را در بین مردم قرار دهد، در سال ۱۰۰۹ پیاده عزم مشهد کرد و به دستور وی فقط ۹۹۹ کاروانسرا در آن سال و تعداد بسیار بیشتر در سال‌های پس از آن احداث گردید. وی مشهد را به طور رسمی «شهر مقدس ایران» قرار داد تا آنکه مردم به زیارت امام هشتم شیعیان بروند و از رنج و مشقت‌های سفر حج و سخت گیری‌های حکام ولایات عثمانی دیگر خبری نباشد.
دیگر سرزمین خوش وقت مازندران است؛ زیرا شاه عباس همیشه به اینکه از طرف مادری مازندرانی بود افتخار می‌ورزید؛ مادر او از اهالی ساری – و یا به روایت برخی، از اهالی اشرف – بود. بدین سان شاه عباس در سال ۱۰۳۲ شهر اشرف (بهشهر امروزی) را به وجود آورد و عمارت‌های کلاه فرنگی و بناهای زیبای عباسی را به وجود آورد و شاه که فردی گردشگر بود همیشه به آن جا برای شکار می‌رفت. در سال ۱۰۳۳ نیز شهر فرح آباد را احداث کرد و آن را مرکز حکومت مازندران کرد – تا پیش از آن بارفروش (بابل امروزی) مرکز مازندران بود – و برای آن شهر کوشش بسیار نهاد – که آن شهر و ساری در هجوم روسها در دوران پطرس کبیر در آتش خاکستر شد و ساری باری دیگر مرکز ایالت مازندران گشت- شاه عباس از جاجرم در خراسان تا دشت مغان در اردبیل شاهراهی ایجاد کرد تا به وسیله آن مازندران به رونق سابق بازگردد. همچنین دیواری عظیم در نزدیکی بندر گز ایجاد کرد تا به‌وسیله آن مازندران از هجوم ترکمن‌ها در آرامش بسر برد؛ پیترو دلاواله در سفرنامه خویش از فرهنگ و تمدنی در مازندران وصف می‌کند که تا به آن زمان در هیچ کجای دنیا نظیر آن را ندیده بود. وی راه‌ها را ایمن ساخت و همچنین برای تعمیر و احداث راه‌های جدید همت گماشت؛ گرجی‌ها و ارامنه را که در جنگ گرجستان به اسارت گرفت اختیار داد تا آزادانه در فرح آباد زندگی کنند و همچنین در کنار اصفهان زمین به آنها داد و آنها شهر جلفا را ساختند؛ بندر گمبرون را در سال ۱۰۲۳ و جزیره هرمز را به سال ۱۰۳۱ از تصرف پرتغالی‌ها خارج ساخت.یکی از بزرگترین مشکلات شاه عباس بزرگ حکومت پرقدرت هه لوخان اردلان درکردستان بودکه ارتش شاه عباس نتوانست براوغالب گردد.

اقدامات فرهنگی
او به شعر و نقاشی و موسیقی و معماری توجه داشت؛ و به علما و هنرمندان علاقه می‌ورزید. ملاصدرا؛ میرداماد؛ میرفندرسکی؛ شیخ بهایی و… از فاضلان عهد وی بودند. شاه عباس مردی دیندار بود و به ویژه به حضرت علی علیه السلام سخت ارادت میورزید. گویند نسبت به رعایا و زیر دستان مهربان بود. فرهنگ معماری هنوز نیز متأثر از آن دوره می‌باشد.
سختگیری‌های شاه عباس
شاه عباس اگر چه با مردم و رعایا مهربان بود ولی آنچه که معلوم است حکایت از آن دارد که فردی دقیق و سخت گیر – به ویژه در خانواده اش – بود. پدر خویش را به زندان محبوس ساخت، دو برادرش را نابینا کرد، پسرش را به ظن آنکه علیه وی شورش کند کشت، دو پسر کوچکش را نابینا کرد و پسر دوم او نیز در زمان حیات وی مرد. گویند در جنگ گرجستان، گرجی‌ها را قتل عام کرد، و بیست هزار خانوار گرجی را به اسارت گرفت و در ظرف ۲۰ روز هفتاد هزار تن از آنان را کشت.
خانواده
همسران
شاه عباس در شانزده سالگی با زنی چرکس ازدواج کرد (۹۹۵ هجری). همچنین در هجده سالگی در یک شب با دو زن، «اغلان پاشا خانم» (دختر سلطان حسین میرزا پسر بهرام میرزا، برادر شاه تهماسب اول) که قبلاً همسر برادر بزرگ مقتولش حمزه میرزا بود و دیگری «مهد علیا» که دختر عموی خودش بود و هرگز ازدواج نکرده بود، ازدواج کرد.
شاه عباس در سال پنجم سلطنتش با خواهر شاه وردی خان لر – که بر ضدش شورش کرده بود – ازدواج کرد. همچنین در ماه ذی القعده سال ۱۰۰۵ با دختر یکی از نجیب زادگان گرجی به نام عبدالغفار ازدواج کرد.
شاه عباس در ۱۴ ربیع الاول سال ۱۰۱۱ هجری قمری نیز، دختر خان احمد گیلانی را که سیزده سال پیش از آن برای پسر خود صفی میرزا نامزد کرده بود، به بهانه این که پسرش او را دوست ندارد برای خود عقد کرد. در حرم شاه، زن ایرانی کم بود و بیشتر زنان شاه شاهزاده خانم‌ها یا کنیزکان گرجی و حتی روس بودند. در سال ۱۰۱۲ هجری شاه عباس با تیناتین، دختر گرگین خان امیر گرجستان کارتلی، ازدواج کرد. تیناتین پس از اسلام آوردن به لیلی سلطان و فاطمه سلطان معروف شد.
پسران
محمدباقر میرزا
محمدباقر میرزا مشهور به صفی میرزا، پسر بزرگ شاه عباس، در چهارشنبه ۱۲ ماه شوال سال ۹۹۵ هجری در مشهد از مادری چرکسی متولد شد. در یکسالگی اسماً حاکم خراسان بود و در پنج سالگی حاکم همدان شد.
در همان روزها ملا مظفر گنابادی، از منجمان بزرگ دربار، به شاه گفت خطری متوجه اوست. بدین ترتیب شاه که به رمالی و احکام نجومی اعتقاد کامل داشت، تصمیم به قتل فرزندش گرفت.
شاه برای این منظور بهبود بیگ را برای قتل فرزندش فرستاد و شاهزاده صفی میرزا در روز دوشنبه سوم محرم سال ۱۰۲۴ در یکی از کوچه‌های رشت به سن ۲۹ سالگی مقتول شد.
صفی میرزا دو پسر داشت: سلیمان میرزا از دختر شاه اسماعیل دوم و دیگری سام میرزا از دختری گرجی. پس از مرگ صفی میرزا پسرش سام میرزا با نام صفی شاه اول به سلطنت رسید.
حسن میرزا
حسن میرزا دومین پسر شاه عباس است که در بهار سال ۹۹۷ هجری در لاریجان به دنیا آمد. او در خردسالی در فارس درگذشت.
سلطان محمد میرزا
سلطان محمد میرزا سومین پسر شاه عباس است که در شنبه دهم شعبان ۱۰۰۶ هجری از زنی گرجی به دنیا آمد. دو سال قبل از این تاریخ پدر شاه عباس (محمد خدابنده) درگذشته بود به همین خاطر نام پدرش را بر پسر گذاشت. همچنین در کودکی او را روزک میرزا می‌نامیدند.
او در ۲۲ سالگی اندامی ورزیده، مردانه و با تکبر داشت و همیشه به فرمان پدرش عمل می‌کرد تا از سرنوشت شوم برادرش امان یابد.
شاه نیز پس از آنکه پسرش بزرگ شد سلطنتش را در خطر او دید بدین ترتیب تصمیم گرفت او را بکشد ولی به دنبال بهانه‌ای برای این عمل خود می‌گشت. همچنین شایع شد که مادرش پیش از ازدواج با شاه او را باردار بوده‌است و او شاهزاده نیست.
محمد میرزا نیز به تدریج با پدرش از در دشمنی در آمد و هنگامی که شنید پدرش در فرح آباد مریض شده به خیال این که کار شاه تمام است جشنی به راه انداخت ولی شاه بهبود یافت.
بدین ترتیب در اوایل رجب سال ۱۰۳۰ هجری محمد میرزا را به دستور شاه عباس کور کردند. او تا زمان به سلطنت رسیدن شاه صفی در الموت زندانی بود ولی به دستور شاه صفی کشته شد. دلیل شاه صفی برای این کار این بود: «چون کورند وجودشان بی فایده‌است»
اسماعیل میرزا
چهارمین پسر شاه عباس بود که در روز هشتم ربیع الاول ۱۰۱۰ متولد شد. او در دوازده سالگی در اصفهان بیمار شد و در روز جمعه ۲۹ جمادی الثانی سال ۱۰۲۲ هجری درگذشت.
امام قلی میرزا
پنجمین فرزند شاه عباس بود که در روز سه شنبه ۲۷ جمادی الاول سال ۱۰۱۱ هجری قمری متولد شد.
دن گارسیا، سفیر اسپانیا، که در سال ۱۰۲۸ هجری این شاهزاده را دیده می‌نویسد:
«امام قلی میرزا پسر شاه، بسیار مؤدب و نجیب است. چهره‌ای زیبا و سفید دارد. سنش از هفده یا هجده نمی‌گذرد، ولی زن و چندین بچه دارد»
شاه عباس پس از در گذشت دو فرزندش و کشتن و کور کردن فرزندان بزرگش، امام قلی میرزا را به ولیعهدی برگزید. همچنین پسر بزرگ صفی میرزا را نیز کور کرد تا کسی مدعی جانشینی او نباشد.
شاهزاده تا سال ۱۰۳۶ هجری مورد علاقه پدر بود ولی در این سال شاه عباس هنگامی که در سلطانیه بود دستور داد این پسر را نیز کور کنند. دلیل این کار را هیچکدام از مورخان آن دوران ننوشته‌اند. شاهزاده کاملا کور نشد و اندکی از بینایی برخوردار بود. سپس او را در الموت زندانی کردند.
وقتی شاه عباس درگذشت، امام قلی میرزا ادعای بینایی و سلطنت کرد. به همین دلیل برخی از سران قزلباش دوباره به چشمانش میل کشیدند.
امام قلی تا سال ۱۰۴۲ در قلعه الموت بود. در این زمان شاه صفی دستور به قتل او و محمد میرزا و پسرش نجف قلی میرزا و سلیمان میرزا (برادر شاه صفی) داد.
دختران
شاهزاده بیگم
شاهزاده بیگم به همسری میرزا محسن رضوی متولی مشهد درآمده و از او دو پسر متولد شد که یکی ابوالقاسم میرزا نام داشت که دختر خلیفه سلطان داماد دیگر شاه را گرفته بود و در شب آخر رجب سال ۱۰۴۱ هجری قمری به دستور شاه صفی کور شد. دیگری را هم که با پدرش در مشهد بود، منوچهر خان حاکم شهر به دستور شاه صفی کور کرد. شاهزاده بیگم در زمان حیات شاه عباس درگذشت.
زبیده بیگم
زبیده بیگم را شاه عباس به عیسی خان قورچی باشی، پسر سید بیگ صفوی شیخاوند داد. او دارای سه پسر شد که بزرگترین آنها سید محمد خان هنگام مرگ شاه عباس هجده ساله بود. در آن زمان پسر بزرگ زبیده بیگم را نامزد سلطنت کردند ولی پدر سید محمد خان با این کار مخالفت کرد. این سه پسر و پدرشان در دوران شاه صفی به قتل رسیدند.
خان آغا بیگم
خان آغا بیگم دختر سوم شاه عباس، همسر میر علاءالدین محمد حسینی، ملقب به سلطان العلما و مشهور به خلیفه سلطان بود. او چهار پسر داشت که همگی در زمان سلطنت شاه صفی کور شدند.
حوا بیگم
چهارمین دختر شاه عباس، حوا بیگم، نخست همسر میرزا رضی شهرستانی صدر سابق بود و پس از مرگ او در سال ۱۰۲۶ هجری قمری، به عقد برادرزاده او، میرزا رفیع درآمد. این دختر از همسر اول خود صاحب یک پسر شد به نام میرزا محمد طاهر و از همسر دوم نیز دارای دو پسر بود. هر سه پسر او را شاه صفی در آخر رجب سال ۱۰۴۱ هجری قمری نابینا کرد. میرزا رفیع نیز پس از آنکه به دامادی شاه عباس مفتخر شد، به مقام بزرگ صدارت رسید ولی شاه صفی پس از کور کردن پسرانش او را از این مقام معزول کرد. حوا بیگم قبل از مرگ پدر فوت کرد.
شهربانو بیگم
این دختر را شاه عباس در ماه رمضان سال ۱۰۲۳ هجری قمری، به میر عبدالعظیم پسر میرحسین خان مازندرانی، از منسوبان مادر خود داده بود.
ملک نسا بیگم
ششمین دختر شاه عباس ملک نسا بیگم، همسر میرزا جلال شهرستانی متولی آستانه رضوی بود و پیش از مرگ پدر درگذشت. میرزا جلال پسر میرزا مؤمن شهرستانی بود و شعر هم می‌گفت.

منابع
• دایرهالمعارف فارسی به کوشش غلامحسین مصاحب؛ چاپ ۱۳۵۶؛ چاپخانه سپهر؛ انتشارات امیرکبیر؛ تهران؛ صفحه ۱۶۶۵
• تاریخ ایران به قلم عباس اقبال آشتیانی
• سفرنامه پیتر دلاواله
• جغرافیای تاریخی مازندران
• شاه عباس کبیر به کوشش مریم نژاداکبری مهربان؛ چاپ ۱۳۸۷؛ نشر کتاب پارسه ؛ تهران
• عالم آرای عباسی
• ولایتی، علی اکبر، تاریخ روابط خارجی ایران در عهد شاه عباس اول صفوی، ۱۳۷۴، تهران
• سفرنامه شاردن
• سفرنامه دن گارسیا

دکتر حسابی ؛ پدر ریاضی و فیزیک ایران

دکتر حسابی
۱۴ تیر
1+

دکتر حسابی ؛ پدر ریاضی و فیزیک ایران

زندگی
پدرش (سید عباس معزالسلطنه) و مادرش (گوهرشاد حسابی) هر دو اهل تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری نمود. سپس به همراه والدین و برادرش عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارتهای دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می‌گرفت. او قرآن و دیوانحافظ را از حفظ می‌دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.

تحصیلات
شروع تحصیلات متوسطه او مصادف با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات، و در سن نوزده سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. او همچنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشتهٔ فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال ۱۹۲۷ میلادی در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائهٔ رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلول‌های فتوالکتریک»، با درجه عالی دریافت نمود.

آثار
آثار به جای مانده از محمود حسابی در زمینه‌های فیزیک، زبان فارسی و پژوهش‌های فرهنگی شامل ۲۱ کتاب و مقاله‌است. برخی از آثار وی عبارتند از:
۱٫ کتاب فیزیک دوره اول متوسطه ۱۳۱۸
۲٫ کتاب دیدگانی فیزیک دانشگاه تهران ۱۳۴۰
۳٫ الکترودینامیک (۱۹۴۵( Essaid Interpretation des Ondes de Broylie
۴٫ مقاله تفسیر امواج دو بر در شش رساله با عنوان A Strain Theory of Matter، دانشگاه تهران ۱۹۴۶.
۵٫ مقاله‌ای دربارهٔ پیشنهاد تفسیر قانون جاذبهٔ عمومی نیوتون و قانون میدان الکتریکی ماکسول چاپ شده در گزارش ذرات اصلی در دانشگاه کمبریج انگلیس ۱۹۴۶.
۶٫ مقاله‌ای دربارهٔ ذرات پیوسته Continuous چاپ شده به وسیلهٔ آکادمی علوم آمریکا ۱۹۴۷.
۷٫ مقاله‌ای دربارهٔ مدل بی‌نهایت گسترده در نشریهٔ فیزیک فرانسه.
۸٫ رساله‌ای دربارهٔ نظریه ذره‌های بی‌نهایت گسترده دانشگاه تهران ۱۹۷۷.

برخی عقاید
دکتر حسابی نسبت به تحصیلات عالیه زنان نظری منفی داشت. هنگامی که آلینوش طریان (مادر نجوم ایران) پس از اتمام دوره تحصیلی لیسانس فیزیک در دانشگاه تهران از وی درخواست بورس تحصیلی نمود، دکتر حسابی با این دلیل که تو یک زن هستی و تحصیل برای تو تا همین مرحله هم زیاد است از اعطای بورس تحصیلی به نامبرده خودداری کرد.

مناصب سیاسی
وی در سال ۱۳۳۰ به عنوان سناتور انتصابی وارد مجلس سنا شد و تا سال ۱۳۴۲ در این مقام باقی ماند. وی هچنین وزیر فرهنگ کابینه محمد مصدق بود.

فعالیت‌های شغلی و اجتماعی
او هم‌زمان با تحصیل در رشته معدن، در راه آهن برقی فرانسه نیز کار می‌کرد. پس از فارغ التحصیل شدن در رشته معدن، در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» به کار مشغول شد.
وی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایه گزاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گزاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.

طرح تاسیس دانشگاه تهران
کلیات طرح تاسیس دانشگاه تهران از سال ۱۳۰۷ توسط محمود حسابی به وزیر فرهنگ وقت آقای حکمت پیشنهاد شد. طرح تفصیلی تاسیس دانشگاه تهران نیز در سال ۱۳۱۰ تهیه و به وزیر فرهنگ تقدیم شد و با تلاش‌های دکتر حسابی و مذاکرات وی با نمایندگان مجلس، این طرح در سال ۱۳۱۲ به مجلس شورای ملی رفت و در سال ۱۳۱۳ از تصویب مجلس گذشت‌.
مهدی خزعلی به هنگام نقل خاطره دیدارش از دکتر حسابی چنین نقل می‌کند: وقتی خواستم دانشگاه تهران را تاسیس کنم با وساطت یکی از دوستان وقت ملاقاتی از وزیر معارف وقت گرفتم، پس از توضیح طرح، وزیر معارف از من پرسید: «دانشگاه بسازید که چه بشود؟» و من عرض کردم: «دکتر و مهندس‌ها که برای تحصیل به فرنگ می‌روند را در مملکت خودمان تربیت کنیم.» و او پاسخ داد: «تربیت دکتر و مهندس برای ما صد سال زود است.»
متاثر از کوته فکری وزیر معارف و ناامید از انجام رسالتی که بر دوش داشتم از دفتر وزیر خارج شدم، رفیق شفیق که آزردگی مرا دید برای تسلی خاطر گفت من می توانم از اعلیحضرت )رضا شاه(برایت وقت ملاقات بگیرم مشروط به اینکه وزیر معارف نفهمد که من این وساطت را انجام داده ام! وقت ملاقات با رضا شاه تعیین شد، برای او طرح تاسیس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسید «که چه شود؟» عرض کردم، به جای آنکه جوانان ما به فرنگ بروند در مملکت خودمان دکتر و مهندس آموزش دهیم و رضا شاه باز پرسید «که چه شود؟« و عرض کردم: »این جاده‌ها و راه آهن را آلمان‌ها می‌سازند مهندسین خودمان بسازند و …» شاه بسیار استقبال کرد و گفت بروید طرحتان را بنویسید به مجلس می‌گویم رای بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه کردم.
فردای آن روز از دربار به در خانه‌ام آمدند، تعجب کردم که با من چه کار دارند، دیدم یکصد هزار تومان پول فرستاده‌اند که اعلیحضرت فرموده‌اند، کارتان را شروع کنید و طرح تان را نیز بنویسید. و این همان مبلغ خرید زمین دانشگاه تهران است و کار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد.

موسیقی
حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. وی با کمک تنی چند از دانشجویان خود در دانشسرای عالی توانست تغییراتی در کاسه تار )ساز ایرانی) ایجاد نماید.

ورزش
وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت‌هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی. کوه پیمایی و راه پیمایی از ورزش های مورد علاقه وی بود.از ورزش های مورد علاقه وی فوتبال،دوچرخه سواری،دوی استقامت،چوب پا،دشت نوردی و… بود.

افتخارات
به دریافت بالاترین نشان فرانسه لژیون دونور نائل گردید.

خدمات
 اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
 اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
 اولین مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران
 پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
 پایه گذاری دارالمعلمین عالی
 پایه گذاری دانشسرای عالی
 ساخت اولین رادیو در کشور
 راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
 راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
 راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
 راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
 محاسبه و تعیین ساعت ایران
 پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران، به نام بیمارستان گوهرشاد
 شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
 تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
 پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
 پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
 پایه گذاری شورای عالی معارف
 پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
 پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام‌های موسیقی ایرانی به روش علمی
 پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش‌های موسیقی
 پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
 پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
 پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
 پایه گذاری سازمان انرژی اتمی ایران
 پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
 پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
 پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
 پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
 ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
 تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد
 تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
 پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک، فیزیک، فیزیک اپتیک، هوش مصنوعی)
 راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق )ژنراتور(در کشور
 ایجاد اولین کارگاه‌های تجربی در علوم کاربردی در ایران
 ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور
موزه دکتر حسابی
اندک زمانی پس از مرگ دکتر حسابی در سال ۱۳۷۲، خانه او تبدیل به موزه‌ای شد که در آن وسایل شخصی، مدارک علمی و تحصیلی، نشان‌ها و تقدیرنامه‌ها و عکس‌های قدیمی و متن نطق‌ها و نوشته‌ها در آن به نمایش گذاشته شده‌است. این موزه در خیابان تجریش – خیابان مقصودبیک قرار دارد.

برخورد با پروفسور حسابی پس از جمهوری اسلامی
برخورد روح الله خمینی
به نقل از روزنامه خراسان زمانی که خمینی به اتاقی که عده‌ای از جمله دکتر حسابی در آن حضور داشتند، وارد شد ابتدا به سمت پروفسور حسابی آمد و وی را دعوت به نشستن کرد و سپس گفت: شما ۷ نسل خدمت ارزنده به این مرز و بوم داشته‌اید و ۷ نسل استاد و دانشجو برای کشور تربیت کرده‌اید و صلاح نیست که من پیش از شما بنشینم. در مقابل رضا منصوری که در آن زمان رییس انجمن فیزیک ایران بوده است، می گوید زمانی که انجمن در سال ۱۳۶۶ قصد برگزاری همایشی جهت تجلیل از پدر فیزیک دانشگاهی ایران، پروفسور حسابی، را داشته است به دلیل اینکه او سناتور انتصابی محمدرضا پهلوی بوده است، از سوی حراست دانشگاه شیراز مورد تهدید قرار گرفته و با این وجود حداد عادل با شجاعت در این جلسه سخنرانی کرده است.

برخوردهای اغراق آمیز و انتقاد از آن
اغراق‌هایی که در بیان مرتبه علمی دکتر حسابی و روابط وی با دانشمندان آن عصر در نشریات و کتاب‌های درسی مطرح شده‌است اعتراض برخی چهره‌های دانشگاهی را بر انگیخته‌است.
عکسی که به ادعای برخی منابع مربوط به دکتر حسابی و انشیتن می‌باشد در واقع متعلق به گودل، ریاضی دان مشهور، است. مرحوم حسابی در بیان خاطرات خود به دیداری کوتاه با آلبرت انشتین اشاره می‌کند که طی آن نظریه خود را برای آن فیزیکدان بزرگ مطرح کرده و انشتین از او خواسته به تحقیقاتش در آن زمینه ادامه دهد.
طرح اعطای عنوان مرد علمی سال ۱۹۹۰ در رشته فیزیک از سوی مرکز بین‌المللی زندگی‌نامه‌ها (کمبریج( به مرحوم دکتر محمود حسابی، به دلیل بی اعتبار بودن صادرکننده آن خدمات درخشان علمی مرحوم دکتر حسابی را خدشه‌دار کرد.
رضا منصوری عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف و معاون سابق وزارت علوم در مصاحبه‌ای می‌گوید مرحوم حسابی زمانی مقاله‌ای می‌فرستد برای مجله‌ای در پاریس در مورد آنچه در کتب درسی مدارس ما یا برپاکنندگان کتیبه‌ای در دانشگاه اصفهان، آن را نظریه‌ای بسیار عمیق و برتر از نظریه‌های انیشتین تلقی کرده‌اند. بنابر اسناد تاریخی این مقاله برای داوری به سینج، نسبیت‌دان معروف، داده می‌شود که داور به دلیل برخی اشتباهات محاسباتی آن مقاله را برای چاپ نمی‌پذیرد.
دکتر هادی اکبرزاده رییس انجمن فیزیک ایران نیز گفت بخشی از مطالبی که در مورد مرحوم دکتر حسابی از جمله همکاری و ارتباط وی با انشتین مطرح می‌شود اغراق‌آمیز و غیر واقعی است. وی همچنین گفت: انجمن فیزیک ایران در سال‌های اخیر همواره با طرح این قبیل مطالب اغراق‌آمیز برخورد کرده و از جمله در دوره قبلی هیات مدیره انجمن طی نامه‌ای به ریاست دانشگاه اصفهان به درج برخی مطالب غیرواقعی و اغراق‌آمیز در کتیبه یادبود دکتر حسابی اعتراض کرده‌است.

حراج منزل و موزه
بنا به گفته ایرج حسابی، پروفسور حسابی چند سال قبل از فوت وامی به مبلغ ۴۸ میلیون تومان به جهت انجام فعالیت‌های تحقیقاتی از یکی از بانک‌ها دریافت نمود و منزل خود را به رهن بانک در آورد. پس از چندی وی درگذشت و موفق به بازگرداندن مبلغ نشد و در سال ۱۳۸۸ مبلغ وام با احتساب بهره اش بر ۵ میلیارد تومان بالغ گردیده‌است و بانک بر درب منزل دکتر حسابی که موزه نیز در آن واقع است آگهی حراج نصب نمود.

کوروش دوم یا کوروش کبیر که بود؟

کوروش دوم
۰۹ تیر
0

کوروش دوم، معروف به کوروش بزرگ یاکوروش کبیر شاه پارسی ، به خاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه گذاری نخستین امپراطوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده ها وبندیان ، احترام به دین ها و کیش های گوناگون ، گسترش تمدن و غیره شناخته شده است. کوروش نخستین شاه ایران و بنیان گذار دوره شاهنشاهی ایران می باشد.این مقاله ی ۵ صفحه ای را برای شناخت این مرد بزرگ از دست ندهید.

 

 

میتوانید از باکس زیر دانلود کنید:

تاریخچه صادرات نفت ایران

صادرات نفت ایران
۰۷ تیر
0

صنعت نفت ایران مهم‌ترین صنعت این کشور است. در سال ۲۰۰۱ ایران چهارمین تولید کننده نفت خام جهان بود. طبق برآوردهای مجله نفت و گاز، تا ژانویه ۲۰۱۱، ذخایر قطعی نفت ایران در حدود ۱۳۷ میلیارد بشکه می‌باشد که حدود ۱۰٪ کل ذخایر جهان است و همچنین ایران دارای ۱۰۴۵ تریلیون فوت مکعب ذخایر گاز طبیعی می‌باشد که حدود ۱۶٪ از ذخایر کل جهان است…تولیدات نفت و گاز ایران شامل گاز مایع، نفت کوره، گازوئیل، نفت سفید و نفتا می‌شود.
صنعت نفت عربستان سعودی بزرگترین صنعت موجود در عربستان سعودی می‌باشد که دستاورد آن تبدیل شدن عربستان به اولین صادرکننده نفت و دومین تولیدکننده نفت در جهان است. صادرات نفت، ۹۰ درصد صادرات این کشور و ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) این کشور را شامل می‌شود.
شرکت آرامکو، بزرگترین شرکت نفتی جهان، بهره‌بردار اصلی ذخایز نفت و گاز عربستان سعودی می‌باشد. وزیر نفت عربستان که مسئول اصلی طرح‌های نفتی این کشور است، می‌بایست از میان خانواده سلطنتی عربستان و با تایید این شرکت انتخاب شود.

صادرات نفت ایران
در پایان سال ۲۰۰۸ میزان تولید نفت ایران ۴٬۳۲۵٬۰۰۰ بشکه برآورد شده‌است. همچنین تولید گاز ایران در همین زمان میزان تولید گاز نیز ۱۱۶٫۳ میلیارد متر مکعب می‌باشد. در سال ۱۳۸۹ تولید نفت و گاز در ایران ارزشی بالغ بر ۲۱۷ میلیارد دلار در بر داشته‌است. ایران دارای دومین ذخایر گاز دنیا است و همچنین سومین مصرف‌کننده گاز در دنیا است.. به گزارش شرکت بریتیش پترولیوم ایران در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۶۰٫۵ میلیارد متر مکعب گاز تولید می‌کرده و ۱۵۰ میلیارد مترمکعب مصرف داشته‌است. بر اساس گزارش‌های جدیدتر مصرف گاز ایران به ۱۶۰ میلیارد مترمکعب رسیده‌است. در سال ۲۰۱۲ روزانه ۱٫۲ میلیون بشکه در روز صادرات نفت داشت. در سال ۲۰۱۱ صادرات نفت از ۲٫۵ میلیون بشکه در روز به ۸۵۰ هزار بشکه در روز در ماه نوامبر کاهش یافت. و تولید نفت نیز با افت ۱ میلیون بشکه‌ای به ۲٫۵ میلیون بشکه در روز رسید. هم‌اکنون حدود ۸۰٪ از میادین نفت ایران در نیمه دوم عمر خود قرار دارند. و بر اساس اداره اطلاعات انرژی آمریکا، چاه‌های ایران سالانه ۸ تا ۱۳ درصد از توان تولید نفت خود را از دست می‌دهند.
در دهه ۱۳۵۰ با افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی، درآمد نفتی ایران نیز به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. در پی وقوع انقلاب ۱۳۵۷ و جنگ ایران و عراق، زیرساخت‌های نفت ایران دچار آسیب‌های بسیاری شد که کاهش تولید و صادرات را در پی داشت. همزمان با آغاز دهه ۱۳۷۰ و برطرف شدن عمده مشکلات بوجود آمده، درآمدهای حاصل از فروش نفت رو به افزایش گذاشت. سال ۱۳۷۲ سالی بود که سهم درآمدهای نفتی در بودجه سالانه به اوج خود در بعد از انقلاب رسید. اما در پی کاهش بهای جهانی نفت در سال‌های آتی این دهه بود که فروش نفت ایران منفعت گذشته را به همراه نداشت. در دهه ۱۳۸۰ وابستگی دولت‌ها به درآمدهای نفتی بیش از گذشته ادامه یافت.
از زمان عضویت ایران در اوپک، قیمت فروش نفت خام این کشور اغلب موارد کمی کمتر از میانگین قیمت سبد نفتی اوپک بوده‌است.
بنابر آمار سال ۲۰۰۷، ایران چهارمین صادرکننده عمده نفت در جهان نامیده می‌شود. در این سال به طور متوسط ۲٫۴۵ میلیون بشکه نفت در روز از ایران صادر شده که ۶۰ درصد آن به کشورهای واقع در شرق کانال سوئز، ۳۲ درصد به کشورهای اروپایی و مابقی به آفریقا صادر شده‌است. اصلی‌ترین محصولات صادراتی صنعت نفت ایران را نفت موتور، نفت صنعتی، گریس، ژل‌های نفتی، متانول و قیر بوده‌است.
صادرات نفت ایران در طول سال ۲۰۱۲ در روندی تقریباً ثابت با کاهش روبرو شد. به طوری که این صادرات در ماه سپتامبر این سال به ۸۶۰٬۰۰۰ بشکه در روز رسید. این کاهش متاثر از عوامل متعددی نظیر تحریم خرید نفت ایران، ممانعت از بیمه نفت‌کش‌های ایرانی، تحریم بانک‌های ایرانی که مانع پرداخت پول نفت خریداری شده از جانب مشتریان می‌شود و … می‌باشد. در این مدت ایران سعی داشته با انجام اقداماتی، برخی از این تحریم‌ها را خنثی نماید که تا حدودی موثر واقع شده است. از جمله این اقدامات می‌توان به متنوع کردن خریداران نفت ایران و واگذاری فروش نفت به بخش خصوصی و تنوع بخشیدن به شیوه‌های کسب درآمد حاصل از فروش نفت اشاره کرد.
اگر درآدمهای نفتی ایران بر حسب طلا محاسبه شود، دراشح پخ پردرآمدترین سال فروش نفت ایران نام می‌گیرد و سال ۱۳۶۴ کم‌درآمدترین. در بین دولت‌های مستقر شده در حکومت جمهوری اسلامی ایران، پردرآمدترین دولت‌ها، دولت‌های نهم و دهم می‌باشند و کم‌درآمدترین آنها دولت‌های سوم و چهارم ایران.. یکی از پردرآمدترین محصولات نفتی ایران گاز مایع ال‌پی‌جی (بوتان و پروپان مایع شده) بوده‌است و پس از آن نفت کوره بزرگترین منبع درآمد ایران است.

صادرات و صنعت نفت عربستان
صادرات نفت خام تقریبا” ۹۵-۹۰ درصد درآمدهای صادراتی و ۸۰-۷۰ درصد درآمد دولت عربستان سعودی را تشکیل می دهد. این میزان درآمد ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد. به همین دلیل اقتصاد عربستان سعودی علیرغم تلاش‌هایی که برای عدم تکیه اقتصادی بر منابع نفتی صورت گرفته به شدت وابسته به نفت است و با افزایش یا کاهش درآمدهای نفتی نوسان می کند.
با افزایش قیمت نفت در بازار جهانی در سال ۲۰۰۴ ، درآمد صادرات نفت عربستان ۳۵ درصد نسبت به سال ۲۰۰۳ افزایش یافت و به ۱۱۶ میلیارد دلار رسید. این افزایش درآمد رشد تولید ناخالص داخلی آن را به ۲/۵ درصد در سال ۲۰۰۴ و بیش از ۶ درصد در سال ۲۰۰۵ رسانید.
افزایش درآمد در نیمه دسامبر ۲۰۰۴ نزدیک دو برابر برآورد بودجه دولتی بود و این کشور را با ۱/۲۶ میلیار دلار افزایش درآمد رو به رو ساخت. این درآمدها بیشتر صرف پروژه‌های توسعه ای، هزینه‌های آموزشی ، پرداخت قروض دولت به بخش عمومی می شود.
علیرغم این درآمدهای سرشار، عربستان با چالش‌های جدی اقتصادی رو به رو است. نرخ بالای بیکاری ( نزدیک ۱۳ درصد از اتباع این کشور ) رشد بالای جمعیت و نیاز شدید به افزایش مخارج دولت از جمله این مشکلات به حساب می‌آید. علاوه بر این، عربستان با مسائل و مشکلات اقتصادی ناشی از حملات تروریستی مواجه است و این مسئله تاثیر منفی بر روند فعالیت های توسعه اقتصادی در این کشور دادر و هزینه های زیادی را به آن تحمیل می کند.
نکته قابل توجه دیگر این که علیرغم افزایش درآمدهای نفتی عربستان، درآمد سرانه مردم این کشور به نحو قابل ملاحظه‌ای از دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد قرن گذشته کمتر است. درآمد سرانه هر عربستانی در سال ۲۰۰۴ تقریبا” ۵۶۴/۴ دلار بوده در حالی‌که در سال ۱۹۸۰ این رقم به ۲۲۵۸۹ دلار می رسید. کاهش ۸۰ درصدی درامد سرانه طی این سال‌ها تا حدود زیادی به سه برابر شدن جمعیت جوان این کشور برمی‌گردد. در این وضعیت عربستان با هزینه سنگین و کسری بودجه ناشی از هزینه‌های گزاف ناشی از جنگ عراق، قرض‌های عمومی دولت که به ۱۷۵ میلیارد دلار می رسد رو به روست.
اقتصاد عربستان در اختیار شرکت‌های بزرگ دولتی مانند آرامکو ( با ۵۴۰۰ کارمند و کنترل ۹۸ ذخایر نفتی عربستان ) و سابیک Saudi Arabic Basic Industries ( یازدهمین شرکت تولید کننده مواد پتروشیمی جهان ) قرار دارد و حرکت به سمت اصلاحات اقتصادی در عربستان بسیار کند پیش می رود.
پیوستن به سازمان تجارت جهانی عربستان را به سمت اصلاحات اقتصادی سوق می‌دهد اما این کشور با سرعت اندکی در این راه پیش می‌رود. به طور کلی عربستان حرکت آهسته و محتاطانه‌ای به سوی کاهش هزینه‌ها و کمک های دولتی، افزایش مالیات یا اصلاحات بخش مالی دارد. در سال ۱۹۹۹ شورای عالی اقتصادی به وسیله شاهزاده عبدالله که توجه خاصی به مسئله خصوصی سازی داشت تاسیس شد و متصدی مسئله سرمایه‌گذاری و رواج خصوصی سازی و ایجاد اشتغال شد. در سال ۲۰۰۰ هم قانونی جهت جذب سرمایه خارجی در بخش انرژی عربستان تصویب شد که امکان مالکیت کامل شرکت های خارجی را ایجاد می کرد و مالیات آنها را از ۴۵ درصد به ۳۰ درصد و در مواردی کمتر کاهش می داد. قوانین سابق حق مالکیت شرکت های خارجی را به ۴۹ درصد محدود می ساخت با وجود این مالکیت کامل خارجیان دولتی در بالا دستی نفت، خطوط و لوله بیمه و ارتباطات ممنوع است و علیرغم تصویب قوانین جدید تحول مهمی در خصوصی‌سازی و جذب سرمایه‌خارجی در اینکشور صورت نگرفته‌است.
عربستان سعودی با ۹/۲۶۱ میلیارد بشکه ذخیره اثبات شده تقریبا” یک چهارم ذخیره نفت دنیا را در اختیار دارد. اکثر این ذخایر در هشت میدان بزرگ قرار دارند. قوار بزرگ ترین میدان نفتی جهان با ۷۰ میلیارد بشکه ذخیره اثبات شده و صفانیه بزرگترین میدان نفتی فلات قاره جهان با ۳۵ میلیارد بشکه ذخیره اثبات شده، در این کشور قرار دارند.
قوار میدان غول‌آسایی است که به تنهائی نصف ظرفیت تولید عربستان را دربرمی‌گیرد. ظرفیت تولید عربستان سعودی تقریبا” ۱۱- ۵ /۱۰ میلیون بشکه در روز برآورد می شود. مقامات عربستان مدعی هستند این ظرفیت را ” به سادگی ” می‌توانند به ۱۵ میلیون برسانند و ۵۰ سال آن راحفظ کنند.
چالش عمده مقابل این ادعا افت تولید نفت در میادین این کشور است که از ۱۲- ۵ درصد گفته‌شده‌است. مطابق این آمار عربستان برای حفظ ظرفیت تولید خود سالانه باید ۵۰۰ تا ۱ میلیون بشکه ظرفیت جدید ایجاد کند. آرامکو نرخ تخلیه طبیعی مخازن خود را ۲۸ درصد برآورد کرده است هرچند برخی از متخصصین نفتی این عدد را بیشتر برآورد می‌کنند. برنامه‌های توسعه مخازن نفتی در عربستان به طور عمده عبارتند از :
▪ توسعه میدان شیبه برای تولید ۳۰۰ هزار بشکه در روز در چند سال آینده به ارزش قرار داد ۵/۲ میلیارد دلار
▪ توسعه میدان خوریس به منظور افزایش ۲/۱ میلیون بشکه ای نفت عربستان به ارزش ۳ میلیارد دلار
▪ قراردادی با شرکت های اسنامپورگتی ( ۶۳۰m$ ) و تکنیپ – کوفلیسکس ( ۳۶۰ میلیون دلار ) به منظور ۸۰۰ هزار بشکه در روز افزایش ظرفیت تولید
▪ افزایش تولید میدان حراده به ۹۰۰۰۰۰ بشکه در روز با قراردادی به مبلغ ۲۸۰ میلیون دلار تا فوریه ۲۰۰۶
▪ تولید ۱۷۰هزار بشکه میعانات گازی از میدان حراده
▪ افزایش تولید از منطقه بی طرف میان کویت و عربستان
● صنعت پالایش
عربستان هشت پالایشگاه با ظرفیت پالایشی ۷۵/۱ میلیون بشکه در روز دارد و ۶/۱ میلیون بشکه ظرفیت پالایشی نیز در ماوراء بحار دارد. برخی از طرح‌های مهم این صنعت عبارتند از
▪ مشارکت در شوِشل گروپ برای تامین خوراک و شراکت در پالایشگاهی در ژاپن به ظرفیت ۳۰۰ هزار بشکه در روز در ۲۰۰۴
▪ امضای موافقت نامه با هند برای سرمایه گذاری پالایشی در این کشور
نتیجه گیری
چگونگی ورود و نحوه گسترش و تعمیق حضور در یک بازار از اهمیت بسزائی برخوردار است، روش های بازار یابی و توزیع که معمولا به واسطه قوانین، سنن و ضرورت ها تعیین و تحمیل می شود، می تواند حتی در دو کشور همسایه نیز از تفاوت های زیادی برخوردار باشد. در این راستا شرکت ملی پخش فــرآورده های نفتی ایران با بکارگیری مدیران و کارشناسان مجرب، متعهد و مصمم، مزیت های رقابتی، منابع کافی اعم از نیروی متخصص، امکانات فنی، مخازن ذخیره سازی، امکانات حمل و نقل کار آمد و منابع مالی در زمانی کوتاه موفق به حضور در بازارهای نفتی در کشورهای مختلف از جمله ژاپن، کره جنوبی، چین، سنگاپور، امارات متحده عربی، آفریقا و همچنین در کشورهای همسایه از قبیل ارمنستان، نخجوان، عراق و افغانستان گردید، این در حالی است که بازارهای بین المللی نفتی در دو سال گذشته بدلیل رکود شدید اقتصادی شاهد تحولات عظیمی بودند.
با توجه به رویکرد وزارت نفـت، شـــرکت ملــی پـخش فرآورده های نفتی ایران با برخورداری از ساز و کارهای مناسب در عرصه حمل و نقل فرآورده های نفتی در قدم اول، از سال ۱۳۸۶ عهده دار عرضه فرآورده های تولیدی پالایشگاه های کشور در بازارهای بین المللی گردید. نتیجه عملکرد شرکت در این بخش منجر به صادرات مقدار ۳۴۳ هزار تن متریک فرآورده شامل گوگرد، نفتگاز و نفت سفید به کشورهای همسایه در سال ۱۳۸۶ شد.
با بازنگری در فرآیند صادرات و ارتقا دانش و تجرییات مرتبط و اضافه شدن فرآورده های دیگری از جمله نفت کوره، نفتای سنگین و سوخت هواپیما به لیست فرآورده های صادراتی، در سال ۱۳۸۷ حجم صادرات به مقدار ۵/۳ میلیون تن متریک فرآورده افزایش یافت.
در سال ۱۳۸۸ با توجه به تشدید رکود ایجاد شده در بازارهای بین المللی پولی و مالی، با انجام تمهیدات وتدابیر ویژه و استفاده از مزیت نسبی، حجم صادرات در سقف ۵/۳ میلیون تن متریک حفظ گردید. فرآورده های صادر شده در این سال عبارت بودند از نفتکوره، نفتا، نفتگاز، نفت سفید، سوخت هواپیما، بنزین و گوگرد که به کشورهای همسایه و شرق آسیا ارسال گردید.
روند صادرات فرآورده های نفتی، علیرغم تغییرات و شرایط خاص موجود در عرصه بین المللی، در سال ۱۳۸۹ نیز ادامه یافته و انواع فرآورده های نفتی شامل نفتا، نفتگاز، نفت سفید، گوگرد و گازمایع به کشورهای مختلف به تناسب شرایط بازار صادر گردید. در این سال در نتیجه خودکفا شدن کشور در امر تولید بنزین و عدم نیاز به واردات آن و همچنین توسعه شبکه برق کشور، حجم فرآورده های نفتی مازاد جهت صادرات کاهش یافته و به حدود یک میلیون تن رسیده است. در سال ۱۳۹۰ باوجود اعمال محـدودیت های بیشتـر در عرصه بین المللی در حـوزه معاملات نفتـی بر ایران، حجم صادرات نسبت به سال قبل افزایش چشمگیری داشته و به ۹۵/۱ میلیون تن متریک انواع فرآورده های نفتی شامل نفتا، نفتگاز، نفت سفید، گوگرد، بنزین و سوخت جت به ارزش تقریبی ۹/۱ میلیارد دلار رسیده است. با تشدید روزافزون تحریم های بین المللی در حوزه مبادلات نفتی علیه ایران و محدودیت های مالی و بانکی، تا پایان سال ۱۳۹۱ صادرات انواع فرآورده های نفتی شامل نفتا، نفتگاز و گوگرد به حدود ۸۸۹ هزار تن به ارزش تقریبی ۸۲۳ میلیون دلار رسیده است.
منابع:
Oil GlobalSecurity
Behrooz Esrafili-Dizaji & Farkhondeh Kiani. «Persia Land of Black Gold». Geo Expro Magazine، Volume 9, 2011. بازبینی‌شده در ۷ آوریل ۲۰۱۲.
۳٫۰ ۳٫۱ «نگاهی به تولید و صادرات محصولات نفتی ایران». رادیوفردا، دی ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۳.
دکتر باقر عاقلی. روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی جلد دوم. چاپ هشتم. تهران: نامک، ۱۳۸۷٫ ۳۰٫ ISBN 9646895530.
نفت و دفاع مقدس پورتال شرکت ملی نفت ایران
قربان‌اوغلی، جاوید. «نفت و دیپلماسی در کابینه روحانی». وب‌گاه. روزنامه شرق، ۱۶ مرداد ۱۳۹۲.
حمیده صداقت. «قراردادهای نفتی ایران پوست می‌اندازند». روزنامه شرق، ۴ دی ۱۳۸۹. ۹. بازبینی‌شده در ۲ ژانویه ۲۰۱۱.
کاوه امیدوار. «کاهش سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران». بی‌بی‌سی فارسی، ۱۱ دسامبر ۲۰۰۶. بازبینی‌شده در ۳ ژانویه ۲۰۱۱.

کانال سوئز

کانال سوئز
۰۵ تیر
0

کانال سوئز

آبراه سوئز کانال یا آبراهی ساخته شده به‌دست انسان است که دریای مدیترانه را به خلیج سوئز که شاخه‌ای از دریای سرخ است متصل می‌کند. این کانال در غرب صحرای سینا و شمال شرق کشور مصر واقع شده‌است. آبراه سوئز به عنوان میانبری برای کشتی‌هاو قایق هایی که از بندرهای قاره اروپا و آمریکا به سمت بندرهای جنوب شرق آسیا، شرق آفریقا و قاره اقیانوسیه در رفت و آمد می‌باشند، ساخته شده‌است تا مجبور به دور زدن قاره آفریقا یا انتقال زمینی بارها نباشند.

طول کانال

درازای کانال سوئز از پورت سعید در ساحل دریای مدیترانه، تا شهر سوئز در کرانهٔ دریای سرخ ۱۶۳ کیلومتر می‌باشد. در نیمه راه دریاچهٔ المره کانال را به دو شاخه تقسیم می‌کند. قسمتی از کانال در شمال دریاچهٔ «اَلمُرهَ» واقع می‌باشد و قسمتی در جنوب این دریاچه قرار دارد. «کانال سوئز» میانبری است برای کشتی‌هایی که از اروپا به سوی آسیا روانه می‌شوند. پیش از احداث «کانال سوئز»، کشتی‌ها برای رفتن از اروپا به آسیا، ناچار بودند تا دماغه امید نیک در جنوبی‌ترین بخش قاره آفریقا پیش روند و یا اینکه بارهای کشتیها را پس از تخلیه در ساحل دریای مدیترانه، از راه زمینی به شهر سوئز در ساحل دریای سرخ رسانده، و با کشتی دیگری از دریای سرخ به کشورهای آسیایی می‌فرستادند.

تاریخچه کانال سوئز

داریوش بزرگ به دلیل اهمیت راه دریایی میان مصر و ایران دستور ساخت آبراهی میان دریای سرخ و دریای مدیترانه را از راه نیل در اواخر سدهٔ ششم پیش از میلاد داد تا کشتی‌های ایرانی بتوانند به راحتی از آن عبور کنند. سرپرستی ساخت این آبراه را مهندس «ارتاخه» از مهندسان ایرانی عصر هخامنشی به عهده داشت. با این حال آبراهی که داریوش در آن زمان حفر کرد با آبراه کنونی که به دست «مون فردیناند اوسپس» در سال ۱۸۶۹ میلادی حفر شد، اختلاف‌هایی دارد. چراکه آبراه داریوش بر خلاف آبراه کنونی قدری بالاتر از بوباستیس شروع می‌شد و به نیل و در نهایت به دریای سرخ می‌پیوست، در حالی که آبراه کنونی از پرت سعید آغاز می‌شود و به خلیج سوئز ختم می‌شود.

داریوش لوحه ای سنگی با خطوط میخی پارسی، عیلامی، بابلی و مصری را به یادمان گذاشت:

منم داریوش، شاه شاهان، شاه کشورهایی که تمام نژادها مسکون است. شاه این سرزمین بزرگ تا آن دورها، پسر ویشتاسب هخامنشی… من پارسی هستم و به همراهی پارسیان مصر را گرفتم، امر کردم این کانال را بکنند از «پی‌رو» نیل که از مصر جاری است تا دریایی که از پارس بدان روند. این آبراه کنده شد چنانکه فرمان دادم و کشتی‌ها از مصر بوسیله این کانال به‌سوی ایران روانه شدند چنانکه اراده من بود.

ساخت

در تابستان ۵۱۲ داریوش از کاخ کوروش در پاسارگاد، دیدن کرد. ظاهرا در اینجا ناخدا اسکولاکس که از سوئز آمده بود، گزارش کار خود را از کاوش کرانه‌های دریا به او داد. به این ترتیب شاهنشاه دریافت که ار راه دریا می‌توان از ایران به مصر سفر کرد. در پیش چشم دلش جلوه‌هایی از امکانات بازرگانی جهانی و در نتیجه رونق اقتصادی فرمانورایی پهناورش پدیدار شد که تا آن زمان به فکر کسی خطور نکرده بود، و بدین ترتیب به این فکر افتاد که کانال سوئز را که فرعون نخو (۵۹۵- ۶۱۰) آغاز کرده، اما بعد نیمه‌تمام رها کرده بود، به انجام برساند.

اما حقیقت داستان این کانال ناتمام چه بود؟ داریوش، خشنود از برنامه تازه خود با متخصصان مصری مشغول در پاسارگاد گفت و گو کرد، اما نتیجه‌ای نگرفت. از این رو، به طرف تخت جمشید حرکت کرد، یا چنان که یک نوشته مصری می‌گوید به «شهری که بیش‌تر از همه جا دوست می‌داشت». در اینجا نیز داریوش معماران و هنرمندان بی‌شمار مصری را که در کار ساخت کاخ او شرکت داشتند، گرد آورد و درباره وضع کانال ناتمام سوئز پرسید. اما سخنگوی آنها در پاسخ گفت که آنها نه این کانال را دیده‌اند و نه چیزی درباره‌اش شنیده‌اند. از این رو، شاهنشاه بر آن شد که یک کشتی اکتشافی به دریای سرخ بفرستد، تا محل دقیق کانال نخو و همه مسائل جانبی آن را معلوم کند.

در سال ۵۱۰، ناخدای کشتی اکتشافی‌ای که به دریای سرخ فرستاده شده بود، گزارش خود را درباره وضعیت کانال ناتمام نخو به او داد. متأسفانه این گزارش به صورت ناقص به ما رسیده‌است. در هر حال در آن سخن از شن بسیار است و ضرورت حفر چاه‌ها برای تهیه آب آشامیدنی. اما مهم این گفته بود که برای به پایان رساندن کانالی که نخو آغاز کرده بود، باید هنوز مسافتی در حدود ۸۴ کیلومتر کنده می‌شد.

پس از آن داریوش فرمان مناسب را برای اجرای این برنامه که در آن روزگاران واقعا غول‌آسا بود، صادر کرد. داریوش با این کار تنها به اثرات اقتصادی مسرت‌بخش راهی آبی از دریای مدیترانه به دریایی عمان، خلیج فارس و اقیانوس هند فکر نمی‌کرده‌است، بلکه پایان فرخنده این کار اثر شگرفی بر مردم او می‌گذاشت و خاطره لشکرکشی ناموفق علیه سکاها به جنوب روسیه را کمرنگ می‌کرد.

در این کانال دو کشتی با سه ردیف پاروزن می‌توانستند پهلو به پهلوی هم حرکت کنند. در نتیجه عرض آن را می‌توان در حدود ۴۵ متر حساب کرد. اگر عمق کانال را اندکی بیش از سه منر بدانیم، باید برای کندن مسیر ۸۴ کیلومتری کانال، دوازده میلیون متر مکعب خاک برداشته می‌شد!

ساتراپ اریاونده می‌بایستی برای برآوردن دستور داریوش شمار زیادیاز کارگران مصری را به کار گرفته باشد. کارگران موفق شدند این کار را ظرف ده سال به پایان برسانند. در سال ۴۹۸ کار نخستین کانال سوئز به پایان رسید. سال بعد داریوش با همه درباریان خود از شوش عازم سومین سفرش به مصر شد، تا با جشن و سرور کانال را افتتاح کند …

بنابراین در بهار ۴۹۷ داریوش از شوش به مصر رفت، تا کانال سوئز را افتتاح کند. مسیر این کانال رادر نقشه زیر می‌توانید ببینید. کانال از نیل و کنار بوباستیس (امروز زقازیق) در شمال قاهره کنونی، و نه مثل امروز از مدیترانه، شروع می‌شد و نخست کانال قدیم نخو را به سوس شرق تعقیب می‌کرد، تا حوالی اسماعیلیه امروز. اما به دریاچه تمساح نمی‌ریخت، بلکه پیش از دریاچه به سمت جنوب شرقی می‌رفت و دریاچه بزرگ تلخ را دور می‌زد و بعد از غرب کانال امروزی به طرف جنوب می‌رفت، تا برسد به سوئز و دریای سرخ. بدین ترتیب کانال داریوش برخلاف کانال کنونی، که از دریاچه تلخ می‌گذرد، ظاهرا فقط آب شیرین نیل را در خود داشت، که کار کشتیرانی را آسان می‌کرد. در آن روزگار از بوباتیس تا سوئز چهار روز طول می‌کشید.

درباره جزئیات این کار بزرگ از خود داریوش اطلاعات بیش‌تری به دست می‌آوریم. داریوش در بلندی کنار کانال، کاملا در میدان دید کشتی‌ها، سنگ‌نبشته‌های قائمی با بلندی بیش از سه متر از گرانیت صورتی برپا کرده بود. یک روی این سنگ‌های قائم نبشته‌های میخی فارسی باستان و ایلامی و بابلی داشته و در روی دیگر نبشته‌ای بوده به خط هیروگلیف مصری. امروز فقط بقایای سه سنگ قائم در دست است و چهارمی گم شده‌است و البته ممکن است زمانی شمار این سنگ‌ها بسیار بیش از این بوده باشد.

در متن‌ها میخی بعد از ستایش اهورامزدا و نام و نشان سازنده ی بنا(داریوش) می‌خوانیم: «داریوش شاه گوید من پارسی هستم. مصر را از پارس گرفتم. این جوی (کانال) را دادم، از رودی به نام نیل که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می‌رود. پس از آنکه این جوی به همان‌گونه‌ای که فرمان داده بودم کنده شد، کشتی‌ها از مصر از میان این جوی به سوی پارس می‌رفتند. همانگونه که مرا میل و کام بود.» …

داریوش برای افتتاح کانال سوئز شاهزادگان و مقامات بسیاری را فراخوانده بود. جشن یک سال پس از اتمام کار کانال در تابستان ۴۹۷ برگزار شد… می‌توان حدس زد که پس از پایان سخنرانی مراسم افتتاح آبراهه داریوش همراه با ولیعهدش خشایارشا سوار نخستین کشتی اولین کاروان دریایی‌ای شده‌است که در کانال سوئز شراع کشید. سپس کاروان دریایی‌ای که متشکل از ۲۴ کشتی بود پشت سر کشتی پرچمدار به سوی شرق به حرکت درآمد. احتمالا داریوش با کشتی سه‌ردیفه خود تا سوئز همراه آنها بوده‌است.

داریوش به هنگام افتتاح کانال سوئز ۵۳ سال سن داشت. در این زمان او باید احساس کرده باشد که در اوج قدرت و توانایی است، چیزی که از نوشته‌های سنگ‌نبشته‌های قائم پیداست.

کتیبه بیستون

کتبیه بیستون
۰۴ تیر
0

کوروش در خیال لشکرکشی به مصر بود که کشته شد و پسرش کمبوجیه بر تخت سلطنت نشت و برایتحقق بخشیدن به آرزوی پدر رهسپار مصر شد.اما قبل از عزیمت برادر و رقیب خود بردا را از بیم آنکه مبادا در غیاب او به تخت سلطنت بنشیند، مخفیانه کشت. او با حمله به مصر قلمرو امپراطوری خویش را گسترش داد. ازشواهد چنین بر می آید که او بر خلاف کوروش برای عقاید ملتها و کسانی که تحت سلطه اش بودند ارجی قائل نبود و از فرزانگی و درایت پدر بهره چندانی نبرده بود.

چون برای احراز شاهی در زمان قدیم شاهزاده بودن امتیاز بزرگی محسوب می شود، داریوش کتیبه اش را با معرفی خود آغاز می کند و اصالت نژادیش و اینکه شایستگی شاهی را دارد اثبات می کند.

 

 

از طریق باکس زیر می توانید ادامه ی این متن پرشکوه را در قالب یک فایل pdf دانلود کنید:

مقاله:جامه های پارسیان در دوره هخامنشیان

جامه ی پارسیان در دوره هخامنشیان
۲۸ خرداد
0

ایرانیان به شاخه ای از مردم آریای نژاد منسوبند که در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد مسیج در سرزمینهایی که امروزه، ایران و هند و ترکستان شرقی و اروپای غربی نامیده می شود نشیمن گرفته ، زبان آریایی یا هند و ژرمنی را در این سرزمینها پراکنده ساختند. آریاییانی که به سرزمین ایران در آمده بودند، خود به چند تیره بزرگ بنام : ماد، پارس، پارت و سکایی تقسیم می شندند. هر یک از این تیره ها پس از جنگ و چیره در آمدن بر بومیان شهرها و دیه ها و کشتزارهای ایشان را از چنگشان در آورده ، مردمش را زیر دست گردانیدند و برای همیشه در آن سرزمینها نشیمن گرفتند. مادها سوی….. (ادامه ی مقاله را در فایل پی دی اف -pdf بخوانید)

مقاله ی بالا که در باره سه  عنوان: ۱- جامه های پارسیان در دوره هخامنشیان ۲- اهمیت اسب و تزئینات آن در ایران باستان و ۳- آغاز فرمانروایی پارسیان می باشد را می توانید از طریق باکس زیر دانلود کنید.