دانلود پاورپوینت آسیب شناسی فوتبال

پاورپوینت
۲۸ اردیبهشت
3+

دانلود پاورپوینت آسیب شناسی فوتبال

 

قسمتی از مطالب این پاورپوینت

آسیب های رشته فوتبال

پیش زمینه آسیبهای مچ پا شایعترین آسیب ورزشی محسوب می گردد ۸۵% از صدمات مچ پا را پیچ خوردگی های مچ پا تشکیل می دهد . و ۸۵% این پیچ خوردگی ها را نوعی پیچ خوردگی که در آن پا ( کف پا ) به سمت داخل بوده و کناره خارجی پا مماس بر زمین می باشد تشکیل می دهد که آسیب وارده به سمت خارج مچ پا وارد می شود .پیچ خوردگی مچ پا شایعترین آسیب ورزشی محسوب می گردد که  احتمال بروز آن در دوره ورزشی یک فرد بین ۴۵-۲۵% می باشد .پیچ خوردگی مچ پا بویژه در ورزشهای فوتبال ، والیبال ، بسکتبال شایع است .

انواع پیچ خوردگی های مچ
پیچ خوردگی های خارجی : در حرکت چرخشی پا به سمت خارج به طوری که کف پا به سمت داخل قرار گیرد رخ می دهد و در آن قسمت خارجی مچ پا صدمه می بیند . ۲-پیچ خوردگی های داخلی : در حرکت چرخشی پا به سمت داخل به طوری که کف پا به سمت خارج قرارگیرد رخ می دهد و در آن قسمت داخل مچ پا صدمه می بیند . ۳- پیچ خوردگی های بالای مچ پا : که منظور پارگی رباط بین درشت نی و نازک نی در انتهای تحتانی آنها است که اغلب با درد جلوی مچ پا تظاهر پیدا می کند .

 

 

برای دانلود این پاورپوینت میتوانید از دکمه ی دانلود زیر استفاده نمایید:

 

درد چیست؟

درد
۰۴ تیر
0

مقدمه:
درد یک تجربه ناخوشایند حسی و عاطفی است که در اثر یک صدمه بافتی واقعی یا بالقوه ایجاد می شود . درد رایج ترین علت مراجعه به مراکز بهداشتی است. درد در اثر بسیاری از اختلالات و برخی از درمانها و آزمایشهای تشخیصی ایجاد می شود. درد بیش از هر بیماری دیگری موجب ناراحتی ، پریشانی و ناتوانی افراد می شود. انجمن درد آمریکا عبارت ” درد : پنجمین علامت حیاتی” را برای تاکید بر اهمیت آن و افزایش آگاهی اعضای تیم بهداشتی در مورد کنترل درد، رواج داده است. با نامیدن درد به عنوان پنجمین علامت حیاتی، باید بررسی درد به صورت خودکار و همانند اندازه گیری نبض و فشار خون انجام شود(سالمی ، ۱۳۹۰).
سلامت روان به عنوان یکی از دو رکن سلامتی، لازمه یک زندگی مفید و رضایت بخش فردی است و سلامت روان افراد یک جامعه، خصوصا اقشار موثر و سازنده آن ، لازمه پویایی،بالندگی و اعتلای آن جامعه است.(آزادی ، ۹۰)
سلامت روان یکی از مسائل مطرح در دنیای افراد است که در عصر حاضر در کانون توجه پژوهشگران قرار گرفته است . زنان سلامت روان را به عنوان توانایی فرد در غلبه بر مونع رشد شناختی، هیجانی،شناخت از دیگران و حفظ روابط اجتماعی تعریف می کند. ابعاد مختلف سلامت روانی از نظر ریف عبارتند از خودکاری و استقلال ، تسلط بر محیط ، ارتباط با دیگران،علاقمندی و شادمانی در زندگی. رشد تشخیصی و پذیرش خود سازمان بهداشت روانی، سلامت را فقدان بیماری ندانستند بلکه آن را بهزیستی کامل جسمانی روانی و اجتماعی می داند.(هرمان،۶-۲)
طبق این تعریف سلامت ابعاد مختلفی را در بر می گیرد بر خلاف دیدگاه روانپزشکی ، فقدان نشانه ها را به همنامی سلامت در نظر نمی گیرد. امروزه تعریف سازمان بهداشت جهانی از سلامت، مقبولیت بیشتری یافته ست.
تاکنون مطالعات زیادی در خصوص شخصیت توسط روان شناسان برجسته و نظریه پردازان صورت گرفته است.شخصیت، بیانگر آن دسته از ویژگی های فرد یا افراد است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری آنهاست. این تعریف گسترده شخصیت است و موجب می شود که به جنبه های مختلف یک فرد توجه کنیم و در عین حال، این تعریف معرف توجه به الگوهای پایدار رفتار و کیفیت درونی فرد است تا بررسی میطی که این الگوها را تحت نظم آورده است نظام مورد بررسی ما شامل تفکر،عواطف رفتارهای بیرونی است به ویژه ارتباط با این سه جنبه با یکدیگر در ساختن شخصیتی بی مانند و منحصر به فرد در روان شناختی شخصیت بسیار با اهمیت است(شولتز،۱۳۸۷)
بیان مسئله:
احساس درد تجربه ای است که معمولی ترین نشانه بیماری یا آسیب به شمار می آید و فرد را نیازمند مراقبین بهداشتی و درمانی می نماید. درد، جهان شمول ترین فشاری است که باید با آن مبارزه کرد. هیچ یک از علائم و نشانه های جسمانی به گستردگی درد، نمی باشد. از ابتدای تاریخ مدرن بشری تلاش برای کنترل درد یکی از اهداف مهم انسان بوده است(ری شهری ، ۱۳۸۶).
درد و اضطراب دو وشعیت اورژانس در دندانپزشکی هستند که نیازمند کنترل صبح می باشند. از عوامل پیشگیری کننده درد پس از درمان درد قبل از عمل. افرادی که قبل از جراحی درد دانرد پس از عمل احتمال وجود درد و یا افزایش شدید درد و تورم که نیازمند معاینه اورژانس دندانپزشکی است در آنها بیشتر است و در بین عوامل مرتبط با درد پس از عمل تنها فاکتورهای که ارتباط آن با دردهای پس از عمل به اثبات رسیده است وجود درد قبل از عمل است.(نیرزایی ، ۱۳۹۰)
سلامت را از دو جهت بایستی مورد بررسی قرار داد. سلامت جسمی و سلامت روان. که اولی به معنی سلامت کامل جسمی و نداشتن بیماری است و درد به معنی داشتن روانی سالم و نبودن اضطراب و نگرانی می باشد ( شاملو،۱۳۸۷).
سلامت روان بر اساس ادبیات موضوع دارای هفت ملاک است که عبارتند از فقدان بیماری روانی ۲-رفتار اجتماعی متناسب ۳-رهایی از نگرانی و گناه ۴-کفایت فردی و خود++++ ۵-خوشیتن پذیری و خودشکوفایی ۶-توحیدیافتگی و سازمان دهی شخصیت ۷-ذهنیت باز و انعطاف پذیری.
سلامت روان به طرق مختلف با عوامل متعددی در ارتباط است. سلامت روان در یک سیستم گشتالتی مطرح می شود که در آن فقط یک عامل تاثیرقطعی بر عوال دیگر ندارد. سلامت روان در گرو عوامل متعددی مانند مسائل محیطی و اجتماعی و خانوادگی ، بیماری های فیزیولوژیکی عوامل اقتصادی و عوامل ژنتیکی و صفات شخصیتی است(یوسفی ،۱۳۸۹)
پژوهش راتوس ۷-۲ نشان داد که روشهایی که سلامت روانی در آنها فرآیند ذهنی و رفتاری می تواند به افراد برای مقابله با اضطراب کمک کند روشهایی چون کنترل افکار غیرر منطقی ، کاهش برانگیختگی و کاهش هشدار درونی و روش مهارت حل مسئله می تواند بر افزایش و کاهش اضطراب منجر شود.
برخورداری از یک سیستم روانی سالم در رشد یک شخصیت مطلوب ، اهمیت بسزایی دارد. شخصیت را می توان به صورت مجموعه با دوام و بی نظیر ویژگی هایی تعریف کرد که در موقعیتهای مختلف تغییر کند.(شولتز،۱۳۸۶)
پژوهش کارسی در سال ۹۰ با موضوع اثربخشی پیش درمانی با ژلوفن بر کاهش درد نشان داد که مصرف پیش از درمان کپسولسکلوکسیت یا ژلوفن درد پساز ارسال کانال ریشه را کاسته و آنها را می توان به عنوان داروی موثر قبل از درمان کانال ریشه بیماران تجویز کرد.
پژوهش هر یک در سال ۲۰۱۰ با موضوع شخصیت و رفتار ضد +++ درد و قلوها نشان داد که شواهد ژنتیکی تحت تاثیر شخصیت جسمانی است پیش بینی کننده قوی از رفتار بزرگسالان ++++ بلکه تداوم ++است تاثیر بر شخصیت بالغ جسمانی از طریق اثرات ژنتیکی است.
لذا پژوهش حاضر به بررسی واکنش درد در سلامت روانی و شخصیت مراجعین به درد دندانپزشکی را مورد بررسی قرار می دهد.
اهمیت و ضرورت:
شایع ترین شکایات بیماران درد است، بیماران با درد معمولا دارای افسردگی ، آشفتگی در روابط بین فردی، آشفتگی در خواب و خستگی وکاهش کارکردهای فیزیکی در روان شناختی می باشد. درد ممکن است منشا جسمی یا ذهنی ، معنوی یا کارکردی و طبی یا روانی داشته باشد (+++ ، ۱۳۸۶)
در واقع سلامت روان از طریق مطالعات و تحقیقات در پی کشف علل و عوامل ابتلای فرد و جامعه به مشکلات گوناگون روانی از قبیل خستگی و کاهش کارکرد فیزیکی ، نا++++درد می باشد و می کوشند با کشف و تشخیص اصل بیماری ها و ریشه های آن و یافتن طرح های پیشگیرنه از پیدایش و شیوع آن ممانعت نماید. یکی از مسایلی که در حوزه سلامت روان کمتر مورد توجه قرار گرفته این است که عوامل موقعیتی و برخی ویژگی های فردی و اجتماعی بر روی این مفهوم اثر می گذارد(شاملو ، ۱۳۸۷).
مفهوم اصلی و اولیه شخصیت را تصویر ظاهری و اجتماعی است که بر اساس نقشی که فرد در جامعه باز می کند قرار داد (همان منبع).

اهداف کلی و جزئی :
فرضیه های نخستین:
بین واکنش درد و سلامت روانی رابطه معناداری وجود دارد.
بین واکنش درد و شخصیت رابطه معناداری وجود دارد.
متغیرهای پژوهش:
مستقل: واکنش درد
متغیر وابسته:سلامت روانی و شخصیت
متغیر تعدیل کننده: جنسیت
تعاریف متغیرها:
نظری:
درد :تجربه حسی و عاطفی ناخوشایندی که از صدمه واقعی یا بالقوه به بافت ایجاد شده یا در قالب عباراتی که چنین صدمه ای را نشان می دهد بیان می شود ( سالمی ، ۱۳۹۰).
سلامت روانی:استعداد روانی برای هماهنگ یا خوشایند وموثر کارکردن برای موقعیتهای دشوار ، انعطاف پذیر بودن و برای بایابی تعادل خود و توانایی داشتن(شاملو،۱۳۸۶).
شخصیت:بیانگر آن دسته از ویژگی های فرد یا افراد است که شامل الگوهای ثابت فکری ، عاطفی و رفتاری آنهاست.(شولتز،۱۳۸۸).
تعاریف عملیاتی:
درد:در پژوهش حاضر برای ارزیابی واکنش درد از پرسشامه استفاده شده است.
سلامت روانی: در پژوهش حاضر برای ارزیابی سلامت روانی از پرسشنامه استفاده شده است.
شخصیت:در پژوهش حاضر برای ارزیابی شخصیت از پرسشنامه استفاده شده است.

فصل ۳
روش تحقیق
روش تحقیق؟
ابزار گردآوری داده ها
پرسشنامه درد
جامعه آماری: جامعه آماری پژوهش حاضر ، شامل کلیه کسانی هستند که بر اثر درد دندان به دکتر مراجعه می کند.
نمونه آماری:نمونه این پژوهش شامل ۱۵۰ نفر از جامعه آماری انتخاب شدند می باشند و روش نمونه گیری تصادفی می باشد.
شیوه تجزیه و تحلیل داده ها :
در بخش آمار توصیفی ، بیان آمار هایی مانند میانگین ، واریانس ، انحراف استاندارد ، پرداخته می شود . در بخش آمار استنباطی از روش همبستکی استفاده می شود.
درد:
درد حسی ناخوشایند و تجربه‌ای احساسی همراه با آسیب بافتی واقعی یا آسیبی به نوعی دیگر از بافت می‌باشد. درد احساسی تجربه رایج مانند نیشگون گرفتن انگشت، سوزش انگشت، قرار دادن نمک در زخم و ضربه‌زدن استخوان آرنج و دیگر حالت‌های ممکن می‌باشد.
درد ما را به انگیزه از شرایط بالقوه مخرب برمی‌دارد، از بخش آسیب‌دیده‌شده بدن تا هنگام بهبود مراقبت می‌کند و از شرایط یادشده در آینده پیشگیری می‌کند. درد تحریکی از ناسیسپتور در سیستم عصبی پیرامونی و یا آسیب یا خرابی سیستم عصبی مرکزی یا پیرامونی می‌باشد.
بیشتر دردها بی‌درنگ پس از آن که محرک دردناک حذف میشود برطرف و بدن التیام می‌یابد، اما گاهی‌اوقات درد همچنان ادامه با وجود حذف محرک‌ها و بهبود ظاهری بدن ادامه می‌یابد؛ و گاهی درد ناشی به دلیل فقدان شرایط قابل تشخیص، آسیب و یا آسیب‌شناسی افزایش می‌یابد.
درد شایع‌ترین دلیل مشورت پزشکی در ایالات متحده است. در بسیاری از شرایط پزشکی درد علامت مهمی است و به میزان قابل توجهی با کیفیت زندگی یک فرد و عملکرد کلی او در ارتباط است. حمایت اجتماعی، پیشنهاد هیپنوتیزم تداخل، هیجان در ورزش یا جنگ، حواس‌پرتی همه نقش قابل توجهی در زیر و بم کردن شدت درد یا ناخوشنودی آن دارند.
انواع درد :
درد حاد:
درد حاد معمولا با بیماری وزخم همراه است. درد حاد می‌تواند یک لحظه ادامه داشته باشد مثل نیش حشره ویا هفته‌ها به طول بیانجامد مثل سوختگی. هنگامی که شخصی به درد حاد مبتلا می‌شود، دقیقا می‌داند که چه محلی آسیب دیده‌است. لغت حاد از کلمه یونانی اقتباس شده که به معنای سوزن که این موضوع به درد شدید اشاره می‌کند.
درد مزمن :
درد مزمن معمولا بیان کننده دردی است که بیش از ۶ ماه از زمان آن گذشته وپایان آن قابل پیش بینی نبوده وبه جز اینکه به طور خیلی آهسته التیام یابد مانند سوختگی‌ها، یا مرگ. دیگر خصوصیات درد مزمن آنست که هویت علت آن مشخص باشد، اغلب درد مزمن، فرد را بی خاصیت وبدون کارایی کرده وبرای فرد زندگی با چنین شرایطی مشکل است. بیماران تجارب مدامی نسبت به درد دارند یا به طور مداوم درد مزمن آنها عود کرده که اغلب بیماریشان به طور فزونی وقتشان را اشغال می‌کند.
درد سطحی و عمیق :
چنانچه درد از نواحی سطح پوست باشد، درد سطحی نامیده می‌شود، مانند درد سوزن ودرد نیشگون. درد سطحی پس از تماس سوزن با دست، درد به وضوح احساس می‌شود وبا متوقف کردن تحریک، بلافاصله از بین می‌رود، این درد، به درد اول معروف است، ودر شدت تحریک بیشتر، معمولا پس از نیم تا یک ثانیه، دردی مبهم وسوزشی احساس شده، که با متوقف کردن تحریک به آهستگی محو می‌شود وبه درد دوم معروف است.
چنانچه درد ازنواحی ماهیچه‌ها، استخوان‌ها، بافت پیوندی ومفاصل باشد درد عمیق نامیده می‌شود. تشنج ماهیچه‌ای وسردرد ازاین نوع درد هستند. معمولا درد عمیق با طبیعت مبهم و سوزش همراه است.
تئوری‌های درد :
تئوری اختصاصی :
تئوری اختصاصی توسط دکارت در قرن هفدهم توصیف شده‌است. این تئوری براین اساس استوار است که راه‌های اختصاصی برای انتقال درد موجود است. تصور براین مساله بود که انتهای آزاد اعصاب موجود درمحیطی که گیرنده‌های درد را فعال می‌کند، وجود دارد. اعتقاد براین است که این اعصاب توانایی دریافت محرک‌های دردآور وانتقال آن ضربان از طریق فیبرهای اعصاب مخصوص تاحد زیادی را دارند. سپس این احساس در سرتاسر طناب نخاعی به تالاموس انتقال یافته وسرانجام به نواحی بالاتر غشاء می‌رسند. درد درنقاط بالاتر تفسیر می‌شود وپاسخ اتفاق می‌افتد. این تئوری جوابگوی خصوصیات چند بعدی درد را نمی‌دهد، دیدگاه آن نسبت به این مانند دیگر حس‌های میباشد. درحال حاضرتئوری مذکور رد شده‌است ودراینجا فقط به عنوان مقاصد تاریخی بیان شده‌است.
لوسر۱۹۹۰ گزارش کرد که سن یک عامل در تجربه درد اندام خیالی است. نوزادان وکودکان خردسال نسبت به کودکان سست تر وبزرگسالان تجربه اندام خیالی را ندارند. پس از ۸ سالگی، انسانهایی که اندامها یا قسمتی از اندامهایشان قطع شده‌است همیشه احساسهایی از اندام خیالی را تجربه میکنند.
درد اندامهای خیالی به صورت سوزش داشتن، سوختن، انقباض ماهیچه ودرد له شدن تجربه می‌شود. این دردها از خفیف وغیرمکرر تا شدید وپیوسته درنوسان است ممکن است بعداز قطع عضوشروع شود یا چند سال بعدهم دیده نشود. ملزاک و وال خاطرنشان کرده‌اند و۷۳٪از افراد قطع عضو بعداز بازگشت هشت روز از عمل جراحی ۶۵٪ شش ماه بعد و۶۰ ٪ دوسال بعد درد اندام خیالی را احساس کردند.
فرض ملزاک ووال براین بود که اندام خیالی ناشی از تغییر در فعالیت دستگاه عصبی است که ناشی از قطع عضو است. از دست دادن فعالیت عصبی از الگوهای فعالیت در نخاع شوکی اثر می‌گذارد. فعالیتی که هم احساس وهم بازداری درد را شامل می‌شوند بنابراین، اندام قطع شده می‌تواند از بازداری پیامدهای درد در سطح نخاع شوکی ممانعت نماید. بنابراین، رهایی از درد اندام خیالی می‌تواند ناشی از کاهش یا افزایش سطخ فعالیت دستگاه اعصاب باشد.
شکل‌های مختلف درد فیزیولوژیکی :
]شکلهای مختلف درد عبارت اند از: درد- هیجان اجباری، درد – هیجان ضربه‌ای، درد – تنش هیجانی و درد- هیجانی که به طور روانی فراهم می‌شوند.
درد عاطفه اجباری یا تحمیلی :
این درد، دردی است که از یک سوزن ناگهانی یا از ضربهٔ چکش برروی انگشت یا از نیش سوزن یا از ضربه خفیف الکتریکی حاصل می‌شود. این درد از تمام حوادث دردناک زندگی روزمره به شرطی که باعث ترس یا تخریب حقیقی نشوند، ناشی می‌شود. از این رو چنین دردی کوتاه مدت است وبه محض آنکه محرک دردناک قطع شود از بین می‌رود.
این درد یک حالت آماده باش کوتاه مدت ایجاد می‌کند وبا یک بازتاب دفاعی همراه است. در معنای دفاعی جریان درد تردیدی وجود ندارد، حتی می‌توان گفت درد یک نظام دفاعی مستقل است. این نظام دفاعی در لحظه‌ای که خشم دفاعی یا خشونت ودرنتیجه با عمل محرکه خود، ممکن است برای ایجاد بازتاب فرار کافی باشد وبه کار می‌افتد واین نظام به طور بلند مدت نیز موثر واقع می‌شود. فرد درسایه چنین تجارب دردناکی قادر است که در آینده از هرچه ممکن است برای او زیانبار باشد دوری گزیند ودر برابر برخی محرکات مضرودردآور، پاسخ مناسب وسازش یافته‌ای ازخود نشان دهد.
درد – هیجان ضربه‌ای :
هیجان ضربه‌ای را می‌توان یک حادثهٔ هیجانی که دارای یک معنای حیاتی وکاملا غیر منتظره‌است، تعریف کرد. وقتی که یک تجربهٔ دردناک خیلی شدید می‌شود به طوری که فرد انتظار آن را ندارد، حالتی را در فرد فراهم می‌آورد که آن حالت را می‌توان حالت هیجان – ضربه‌ای نام نهاد. این نوع هیجان مدتی طول می‌کشد واز حیث مدت متغیر می‌باشد وبعد ضایعاتی که موجد آن شده بودند عمدتا در فرد باقی می‌مانند.
در این درد، یا فرد بی هوش می‌شود که میتوان آن را انهدام نجات بخش نامید زیرا در حکم یک نظام دفاعی فوری است که به فرد فرصت می‌دهد تا هنگام اختلال مغزی، از حیات خود دفاع کند واز کار افتادن مکانیزمهای سازشی را با اوضاع واحوال جدید جبران کند. این شرایط غالبا وقتی که در درد غیر قابل تحمل است بروز می‌کند و یا برعکس، اختلال عصبی حاد به صورت تلاطم درهم وبرهم ظاهر می‌شود. به قول عوام فرد دست وپایش را گم می‌کند و درست مانند جانوری رفتار می‌کند که درچنین مواردی نالان از هرطرفی پا به فرار می‌گذارد وبا هرچه در مسیرش باشد تصادم می‌کند ویا به سرعت به دور خود می‌پیچد.
بی هوشی را می‌توان به عنوان یک نظام دفاعی فوری تلقی کرد که غالبا اقدام دفاعی را سبب می‌شود وموضوع در حافظه ثبت شده ومنبع ترش شدید از در آینده می‌شود به طوری که فرد برای بار دیگر از قرار گرفتن در چنین شرایط دردناکی دوری می‌گزیند. بدیهی است که شدت ودوام دردی که موجب چنین رفتار آشفته‌ای می‌شود در افراد مختلف، متفاوت است.
درد – تنش هیجانی:
این نوع درد طولانی است وبه اندازه‌ای شدید است که فرصت آرامش به فرد نمی‌دهد مگر آنکه فرد داروی مسکن مصرف کند. دراین درد، ترس باعث تشدید آن نمی‌شود. شرایط خوب جسمانی – عصبی خودکار موجب می‌شوند که فرد بتواند در برابر هرنوع تجاوزی به کمک واکنشهای حفظ تعادل بهتر ازخود دفاع کند. محققان به این نکته اشاره می‌کنند که پاره‌ای از اشخاص ضعیف البنیه وعصبی در برابر درد طاقت کمتری نشان می‌دهند.
درد- عاطفه‌ای که در روان تدارک می‌یابد :
دردی که فقط از یک تغییر روانی ناشی می‌شود همان است که در اصطلاح به رنج روانی معروف است. در واقع رنج روانی یکی از مظاهر روانی است که به صورت عاطفه یا یک احساس عمیق تجلی می‌کند.
درد جسمانی یک پدیده روانی – جسمانی است، درحالی که درد روانی یک واقعیت اساسا روانی است. درمورد درد روان باید گفت که این نیز همانند هرواقعیت عاطفی- هیجانی دیگراست منتهی نسبت دخالت عناصر جسمی وروانی دراین درد به طرف کفهٔ عناصر روانی می‌چربد. به علاوه این نسبت تابع درجهٔ شدت رنج روانی است. وقتی رنج روانی وخیم ویا هیجان پذیری زیاد است نه تنها تجلیات مختلف درد جسمانی نظیز آه وناله، اشک وحرکات بدن وارد میدان می‌شوند بلکه همچنین خلق وخوی، نظام عصبی خودکار ودرنتیجه همه جسم به نحوی کم وبیش مهم در آن دخالت می‌کنند. تفاوت مهم دیگر بین دردهای جسمانی – روانی وروانی این است که درد روانی به جای آنکه فرد از درد در یک قسمت مخصوص بدن خود بنالد از دردی پراکنده رنج می‌برد. اگر حالت رنج روانی به اندازه کافی به اندازه کافی شدید وطولانی باشد یک حالت افسردگی خفیفی شخص پیدا می‌کند. به این ترتیب شخص پس از یک غم و غصهٔ شدید پدیده‌ای ازخود نشان می‌دهد که به درد روانی معروف است ومی توان آن را یک نوع درد- بیماری نامید. یعنی در واقع یک نوع بیماری سازگاری است که از رنجهای روانی ناشی می‌گردد وحتی می‌توان گفت که یک نوع درد عاطفه‌است که ریشه‌های روانی دارد وعلت آن را نباید در شرایط خارجی جست.
درمان و پیشگیری :
به اعتقاد برخی از پژوهشگران بسیاری از علایم ونشانه‌های این مبتلایان ناشی از تغییرات فرایندهای شناختی مرتبط با شرایط اجتماعی وفرهنگی است لیکن شواهد نشان می‌دهد تاثیر منفی این اختلالات فقط به شخص مربوط نمی‌شود، چون برخی ازاین اختلالات دارای تاثیرکارکردی شدید هستند. به همین دلیل عقیده براین است برای درمان این اختلالات از درمانهای ترکیبی استفاده شود.
یک دیدگاه معتقد است که درمان درد می‌بایستی براساس دستگاه اعصاب مرکزی، بازپروری فیزیکی، آموزش آرمیدگی، تحریک حسی وجراحی اعصاب استوار باشند. هرچندکه این رویکرد درمان فنونی متفاوت دارند ولی وجه مشترک همه آنها رهایی از درد ورنج است. افزون براین می‌توانیم این تکنیکها را به طور انفرادی یا گروهی مورد استفاده قرار دهیم. بنابراین دیدگاه داروهای روانگردان از قبیل فنوتیازینهای وضد افسردگی‌های سه حلقه‌ای تاثیر ذخیره کننده افیونی در بیمارن مبتلا به درد سرطان دارند. تکنیکهای جراحی اعصاب آخرین راهکار است وبه ندرت استفاده می‌شود وزمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد که درمانهای دیگر موثر نباشد. جراحی رو دستگاه اعصاب مرکزی صورت می‌گیرد. کمترین عمل جراحی تخریب اعصاب پیرامونی نزدیک به کانون درد است. همچنین می‌توانیم با رویکردهای درمانی وروانشناختی مراجعان را آموزش دهیم تا احساس درد را در سطح مغزی توسط تعدادی از راهبردهای شناختی ازجمله حواسپرتی، آرمیدگی، تصویرسازی هدایت شده، پسخوراند زیستی وهیپنوتیزم بلوکه کرد.
سرانجام پایان بخش این قسمت به پیشگیری از بروز درد اختصاص یافته‌است. پیشگیری زا ازسه جهت مورد بررسی قرار می‌دهیم:
– پیشگیری نوع اولیه، جامعه گستر است وسعی می‌کند که عوامل کلان مستعد ساز اختلال مورد نظر را مدنظر قرار دهد. همچنین از طریق غربالگری می‌کوشد تا افراد در معرض خطر زیاد را هرچه زودتر شناسایی وتدابیر درمانی را در مورد آنها بکار گیرند.
– پیشگیری نوع دوم درمانی زودرس وبه موقع است وارزیابی برای از بین بردن علایم بیماری وجلوگیری از وقوع دوباره بیماری است.
– پیشگیری نوع سوم، هنگامی است که بیمار با علایم مزمن ودایمی اختلال به شکل روانشناختی سازگار شود وآنها را بعنوان بخشی از واقعیت بپذیرد، دراین حال درمانهای معمولی برای نشانه‌های مزمن در اختیار او قرار می‌گیرد. وسعی براین است که تاجای ممکن از شدت یافتن بیماری جلوگیری شود وعلایم مزمن به حداقل کاسته شود.
نواحی موثر در پیدایش درد :
اعصاب محیطی :
شامل شبکه‌ای از رشته‌های عصبی است که در سراسر بدن گسترده شده‌اند. تماس با پایانه‌های این رشته‌های عصبی حس درد را به همراه خواهد داشت. در اندامهایی مثل پوست ، مفاصل ، عضلات و سایر اندامهای بدن میلیونها عدد از این پایانه‌ها که به نام گیرنده‌های درد نامیده می‌شود، دیده می‌شود. این گیرنده‌ها در نواحیی که بیشتر مستعد آسیب هستند مثل انگشتان دست و پاها تجمع بیشتری دارند. به همین دلیل هنگامی که یک براده فلز یا تراشه چوب وارد پوست دست می‌شود، درد بسیار شدیدی را به همراه خواهد داشت.
جالب است بدانید در ۵/۲ سانتیمتر مربع از پوست بیش از ۱۳۰۰ گیرنده درد وجود دارد. این گیرنده‌ها انواع متفاوتی داشته که هر یک تغییرات خاصی را احساس می‌کنند. آنها همچنین التهاب موجود در بافتها و عفونتها را کشف و شناسایی کرده و در این حالت پیامهایی را به شکل تکانه‌های الکتریکی به نخاع و مغز می‌فرستند.
نخاع :
هنگامی که پیامهای درد به این ناحیه رسید، با سلولهای عصبی ویژه‌ای که به عنوان فیلتر عمل می‌کنند، مواجه خواهند شد. درخصوص دردهای شدید مثل حالتی که دست ما به یک ظرف داغ می‌چسبد، پیامها بسرعت به طرف مغز ارسال خواهند شد و در موارد دیگر که زیاد حاد و فوری نیستند سرعت ارسال پیامها کمتر است.
مغز :
مرکز تجزیه و تحلیل پیامهای درد در مغز قرار دارد. این عضو با ارسال پیام به سایر قسمتهای بدن فرآیند بهبود عضو آسیب دیده را تسریع می‌کند. مثلا هنگامی که انگشت شما زخم می‌شود ، مغز با ارسال علایم خاص به سیستم اعصاب موجب ورود خون بیشتر به محل آسیب دیده می‌شود.
تحمل درد :
وضعیت احساسی و روانی افراد و تجربیات گذشته آنها در مواجهه با درد در چگونگی تحمل آن بسیار موثر است. به عنوان مثال کودکی که هرگز به دندانپزشک مراجعه نکرده است در برخورد با وسایل دندانپزشکی درد بسیار زیادتری را احساس می‌کند. در حالی که افرادی که قبلا با این وسایل مواجه بوده‌اند درد کمتری را حس می‌کنند. وضعیت فرهنگی مردم نیز در تحمل درد موثر است. چنانچه شما در فرهنگی بزرگ شده‌اید که تحمل مصائب و سوختن و ساختن را به شما آموخته است، بهتر می‌توانید درد را تحمل کنید، در حالی که بعضی اشخاص با کوچکترین ناملایمات بیشترین شکایت و ناراحتی را ابراز می‌کنند.
منابع:
[۱]- نسیون‌پور، شعله (۱۳۸۳). درد. تهران: طبیب.
[۲]- ایروانی، محمود و خداپناهی، محمدکریم (۱۳۸۶). روانشناسی احساس و ادراک.
[۳]- رفعتی، رحیم‌زاده، مهرداد (۱۳۸۰). درد. بابل: معاونت پژوهشی
[۴]- عطار، یوسف‌علی (۱۳۸۱). روانشناسی درد. تازه‌های روان‌درمانی، شماره ۲۵
[۵]- احمدوند، محمدعلی (۱۳۷۴). روانشناسی فیزیولوژیک. تهران: دانشگاه پیام نور
فیزیولوژی درد:
این مبحث به بررسی آن دسته از فرآیندهای فیزیولوژیک که در جریان درد دخیل هستند می‌پردازد. اینکه چه اتفاقاتی می‌افتد تا فردی علائم درد را حس کند و چگونه این علایم به واکنشهای حسی و حرکتی در فرد تبدیل می‌شود، از مواردی هستند که در مبحث فیزیولوژی درد به آنها پرداخته می‌شود.
یک مدل قدیمی از فیزیولوژی درد :
یکی از قدیمیترین تلاشها برای توصیف اینکه درد چگونه عمل می‌کند توسط دکارت در رساله‌ای درباره انسان که در سال ۱۶۶۴ ارائه شده است می‌باشد. دکارت معتقد است مسیر درد از نوک پا تا مغز گسترده شده است. وارد شدن ناگهانی یک محرک دردناک مثلا رفتن در داخل یک شعله آتش به یک مکانیزم بازتابی منحصر می‌شود که مانند کشیده شدن یک طناب که به یک زنگوله متصل است عمل می‌کند. به صدا در آمدن زنگ علامت و نشانه تجربه درد خواهد بود. دکارت هنگامی این نظریه را تدوین کرد که هیچگونه اطلاعات و دانش لازم درباره فرآیندهای عصب فیزیولوژیک وجود نداشت. درحقیقت از سال ۱۸۴۲ بود که محققان با روش تحقیق منطقی فهمیدند که درد بوسیله اعصاب درد به مغز می‌رسد.
نظریه اختصاصی درد :
این نظریه بر اساس نظریه دکارت در مورد فرآیند ایجاد درد شکل گرفت که بر پایه آن سیستم ویژه‌ای از اعصاب (گیرنده‌های درد) پیامها را از گیرنده‌های درد در پوست به مراکز درد در مغز انتقال می‌دهند. نظریه‌های اختصاصی درد اعتقاد دارند که بین ساختار عصبی و تجربیات روان شناختی درد ارتباط متقابل وجود دارد. تحقیقات اخیر با استفاده از عصب نگاری نشان می‌دهد که این ارتباط بیشتر ساده انگارانه است.
نظریه کنترل دروازه درد :
اولین بار نظریه کنترل دروازه درد توسط ملزاک و وال (۱۹۶۵) در مقاله مشهود مکانیزمهای درد: یک نظریه جدید در جمله علم نشد. این نظریه رویکرد پزشکی نظریه‌های قبلی را با مدلهای اخیر زیستی ، روانی ، اجتماعی سلامت تلفیق کرد. این رویکرد تنها به عوامل پزشکی قناعت نمی‌کند، بلکه تعامل بین عوامل زیستی ، روان شناختی و اجتماعی را مورد توجه قرار می‌دهد. این نظریه مطرح می‌کند که یک دروازه در سیستم عصبی وجود دارد. این دروازه در مقابل محرکهای درد باز و بسته می‌شود.
باز شدن دروازه به پیامهای عصبی اجازه می‌دهد تا به مغز ارسال شوند و بستن دروازه رفتن پیامها به مغز را متوقف می‌سازد. فعالیت در تارهای درد موجب می‌شوند که سلولهای انتقال دهنده تکانه‌های علائم درد را به سوی مغز بفرستند و دروازه را باز کننده فعالیت در اعصاب حسی که بطور مستقیم با درد بی‌ارتباط است موجب می‌شود که ، اعصاب با قطر بزرگتر اطلاعات مربوط به حسهای مضر و زیان آور را حمل کنند (چسبیدن ، تماس ، مالیدن و خاراندن یا خراشیدن).
نظریات کنونی در مورد فیزیولوژی درد :
امروزه اعتقاد بر این است که انواع متفاوتی از نرونها وجود دارند که در تمییز و تشخیص درد درگیر هستند. این نرونها شامل نرونهای بزرگ و با پوشش میلین قوی (که عملکرد سریع دارند) ، تارهای بتا A که پوستی هستند، تارهای با میلین خیلی ضعیف که عملکرد آهسته‌تری دارند، تارهای دلتا A پوستی و تارهای صاف بدون میلین C را شامل می‌شود. هر کدام از این تارها با روشهای مختلف به تجربه درد مختلفی پاسخ می‌دهند. مثلا ما گیرندگان دردی داریم که گرما را تشخیص می‌دهند و سایر گیرنده‌ها لمس را تشخیص می‌دهند.
گرچه مکانیزمهای دیگر در فرآیند درد هنوز معلوم نیست. اما نظریه کنترل دروازه در حمایتهای عملی زیادی از سوی تحقیقات و مطالعات متعدد دریافت کرده است. هر چند هیچگونه شواهد مستقیم چه درباره مکانیزم دروازه‌ای وجود ندارد و این مطلب به صورت فرضی پذیرفته نشده است. روشهای پزشکی که امروزه برای کنترل درد بکار می‌روند، در برخی موارد با فرآیندهایی سروکار دارند که جریان انتقال پیام درد را به مغز محدود می‌سازند و از این طریق موجب کاهش درد می‌شوند.
پدیده روانشناختی، و صرفا یک رابطه ناقص درونداد حسی است و توجه یکی از فرایندهایی است که بر ادراک اثر می‌گذارد.بنابراین توجه مشتمل بر صافی کردن سیگنالهای حسی، تمرکز بر سطوح کوچکی از برونداد حسی است.افزون بر این، تحریک فیبرهای دلتا- A که بر توجه منبع درد تمرکز دارند معمولا درد حاد و درد سوزش‌آوری را تولید می‌کنند.چاپمن ۱۹۷۸، ۱۹۸۰ گفت که توجه به درد معمولا یک فرایند انطباقی است. فیبرهای دلتا- A سیگنال هشدار دهنده‌أی فراهم می‌کنند که بافت آسیب دیده است.بنابراین، این سیگنال درباره گستره آسیب و ناحیه آن اطلاع فوری ارائه می‌دهد.فیبرهای دلتا- C اطلاعاتی درباره کندی، پخش و تاثیر درد فراهم می‌کنند.او معتقد است که این نوع درد هم اطلاع دهنده است، و سیگنال یادآوری می‌کند که بافت می‌بایستی از آسیب بیشتر محافظت شود.هر دو نوع فیبرها در طی آسیب فعال می‌شوند ولی دو نوع متفاوت از اطلاعات را ارائه می‌دهند(فیبرهای دلتا- A به شخص هشدار می‌دهد و فیبرهای دلتا- C به او یادآوری می‌کند که آسیب رخ داده است).در نهایت، آسیب به علت فرایند گوش بزنگی ادراکی به درد مزمن می‌انجامد.برخی از عوامل فردی از قبیل توجه، انتظار، گوش بزنگی، اهمیت سیگنال برای فرد و تغییراتی در نیرومندی حساسیت سیگنال حسی، و اثر حسی در ادراک درد دخالت دارند.اما این نظریه، به جنبه‌های ادراکی درد توجه دارد و جنبه‌های فیزیولوژیکی آن را نادیده می‌گیرید.
درمورد درد نظریه‌های متفاوت دیگر از افراد مختلف مطرح شده‌است.
پلسنر می‌گوید درد یک حس عاطفی حیاتی است ودردیعنی اینکه بدون دفاع، تسلیم تن خود شده‌ایم. به عقیده اشتراس، عدم یکپارچگی، اختلال در ارتباط وخشونتی که درد برای تحمیل خود به تمامیت موجود زنده به کار می‌برد، از مشخصات درد به حساب می‌آید.
سویت تاکید دارد درکسانی که آستانه عاطفی به طورکلی پایین است آستانه درد نیز بسیارپایین است. (احمدوند،۱۳۷۴).
مامو چنین می‌نویسد که درد یک خصیصه اعلام خطراست وموجب می‌شود که موجود زند در کوتاه ترین فرصت زمانی، عکس العمل دفاعی وحمایتی خود را ظاهرسازد. اگر این درد به اندازه کافی شدید وطولانی باشد سلسله عکس العمل‌های مزبور باعث بسیج جمیع ساختمانی عصبی شده وبه صورت اشتغال خاطر روانی غالب در خواهد آمد.

درباره آنزیم غیر پروتئینی کیوتن q10 بیشتر بدانید

آنزیم کیو تن
۳۱ خرداد
0

کو آنزیم کیوتن ( Q10 ) ترکیبی شبه ویتامینی و محلول در چربی می باشدکه برای اولین بار در سال ۱۹۵۷ جداسازی گردید. این کوآنزیم در میتو کندری سلولها در اندام های مختلف یافت شده و شکل احیا آن با نام اوبی کینول ( Ubiquinol ) در گردش خون دیده می شود. خانواده ترکیبات اوبی کینون که کوآنزیم Q10 نیز در این دسته قرار می گیرند ، ترکیبات ضروری زنجیره انتقال الکترون در داخل میتوکندری به شمار رفته و در انتقال الکترون ها به منظور تولید انرژی در بدن نقش بسیار مهمی دارند. همچنین خواص احیا کنندگی کوآنزیم Q10 آن را قادر می سازد تا بعنوان یک آنتی اکسیدان محلول در چربی بسیار شبیه آلفا توکو فرول عمل نماید. کوآنزیم Q10 بطور طبیعی در بدن ساخته شده ولی با افزایش سن و نیز با بروز برخی بیماری های مزمن مانند دیس تروفی عضلانی ، پارکینسون ، آلزایمر و وانواع سرطان ها از میزان سنتز آن در بدن کاسته می شود. کوآنزیم کیوتن در مرکز تولید انرژی در سلول ( میتوکندری ) یافت شده و در تولید مولکول ATP که مهم ترین منبع انرژی برای سلول ها است، شرکت می کند. به نظر می رسد کوآنزیم Q10 در تقویت عملکرد میتوکندری و محافظت از آن در برابر استرس های اکسیداتیو نقش داشته باشد. میتو کندری وظیفه اصلی تولید انرژی را در بدن به عهده دارد که در سلولهای قلبی و مغزی که نیاز بیشتری به انرژی دارند ، اهمیت دو چندان پیدا می کند.در بیماری هایی که در اثر افزایش سن بروز می کنند مانند آلزایمر ، پارکینسون ، بیماری های قلبی و سایر بیماری ها ، تخریب و مرگ میتوکندری ها بسیار بیشتر از حد طبیعی می باشد. از طرف دیگر رادیکالهای آزاد تولید شده طی فرایند متابولیک و نیز عوامل دیگر مانند دود سیگار ، آلودگی هوا و … در بروز این بیماری ها و تسریع فرایند پیری موثر شناخته شده اند. آنتی اکسیدان هایی مانند کوآنزیم Q10 با ازبین بردن رادیکالهای آزاد قادر به کاهش و یا پیشگیری از آسیب ناشی از آنها می باشند. عواملی چون استرس اکسیداتیو و اختلال در متابولیسم انرژی در بیماری زایی بیماری هایی مانند پارکینسون ، میگرن و آلزایمر موثر می باشند. از طرف دیگر با افزایش سن از میزان کو آنزیم Q10 موجود در مغز و سایر بافت ها کاسته می شود. لذا بدیهی است که کوآنزیم Q10 در پیشگیری و یا حتی کمک به درمان بیماری های تخریب کننده عصبی وابسته به سن ( نورودژنراتیو ) نقش داشته باشند. وبه همین خاطر است که کوآنزیم Q10 بعنوان مکمل غذایی جهت پیشگیری و یا کمک به درمان بیماری های مذکور بطور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد.

مقاله انگلیسی بهداشت حرفه ای با ترجمه

۲۸ خرداد
1+

مقاله ی ۴۲ صفحه ای در مورد بهداشت حرفه ای به زبان انگلیسی به همراه ترجمه در قالب یک فایل pdf برای شما عزیزان آماده کردیم

امیدوارم مورد توجه قرار بگیره…
برخی از عناوین این مقاله:
* بهداشت حرفه ای چیست؟
* مشاغل بهداشت حرفه ای
* فاکتورهای انسانی
* افراد در محیط کار
و…

 

برای دانلود از باکس زیر استفاده کنید: