مقاله ترجمه شده انگلیسی به فارسی بتن تزئینی

بتن تزئینی
۲۵ تیر
1+

بتن تزئینی دارای ساختارهایی از بتن است که در که اکیداً به عناصر عملکرد بتن ها ارتباطی ندارد, به کار می رود.بتن بخاطر استحکام زیادش به ویژه زمانی که با فولاد rebar ترکیب می شود با ارزش پنداشته می شود. بتن می تواند برای دیوارهای تزئینی, کف زمین و سردر باجه ها که از نظر ساختاری زیبا و معتبر هستند به کار می رود اما پرداخت رنگ و روغن تزئینی ایجاد می کند که سنگ جلاداده ای را نشان می دهد و موادش هزینه کمی را در بردارد.

Decorative concrete involves concrete structures being used in roles that are not strictly related to concretes functional elements. Concrete has long been prized for its great strength, especially when combined with steel rebar. Concrete can be used for, among other things, decorative walls, floors and countertops that are both structurally sound but also provide a decorative finish that resembles polished stone and has an extremely low cost for materials.

این مقاله شامل ۶ صفحه متن انگلیسی و ۷ صفحه ترجمه ی فارسی آن می باشد که می توانید از طریق دکمه ی زیر دانلود کنید:

 

دادگاه ویژه روحانیت و دلیل تشکیل آن

دادگاه ویژه روحانیت
۲۴ تیر
4+

دلیل تشکیل دادگاه ویژه روحانیت و فلسفه وجودی آن چیست ؟
سابقه ایجاد دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت به خرداد سال ۱۳۶۶ شمسی بر می‌گردد که رهبر فقید انقلاب حضرت امام خمینی (ره)، حجه الاسلام علی رازینی را به عنوان حاکم شرع دادگاه ویژه روحانیت و حجه الاسلام علی فلاحیان را به عنوان دادستان دادسرای ویژه روحانیت منصوب نمودند. در سال ۱۳۶۹ آئین نامه‌ای شامل ۴۷ ماده و ۱۰ تبصره که توسط حجه الاسلام محمدی ری شهری تنظیم شده بود، مورد موافقت مقام رهبری قرار گرفت.
در ماده اول آئین نامه مذکور چنین آمده است که: به منظور پیشگیری از نفوذ افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه، حفظ حیثیت روحانیت و به کیفر رساندن روحانیون متخلف، دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت تحت نظارت عالیه مقام معظم رهبری با وظایف و تشکیلات و اختیارات زیر ایجاد می‌گردد.
دادگاه ویژه روحانیت در آغاز انقلاب به دستور حضرت امام خمینی (ره) تأسیس شد، تا در عین رسیدگی، حیثیت روحانیت محفوظ بماند.
در اولین تجمع حاکمان شرع در بیت امام راحل استدعا شد لغو شود. امام لغو فرمود و پس از دو سال به پیشنهاد آیهالله مشکینی و اصرار آقای ری شهری مجدداً تشکیل شد. البته هر دادگاهی باید قاضی عادل و مجتهد باشد. امام راحل از اختیارات شخصی استفاده کرد و این دادگاه در قانون اساسی نیامده است، ولی همان طور که دادگاه ویژه نیروهای مسلح، دادگاه خانواده و دادگاه قضات داریم، اشکالی ندارد که دادگاه‏های مختلف در قلب دادگستری داشته باشیم. تا وقتی که در ماهیت و عملکرد، همه بر میزان شرعی قضاوت کنند، آنچه از نظر شرعی و قانون اسلامی در دادگاه و محکمه قضایی معتبر است، این است که قاضی عادل و مجتهد باشد و براساس قوانین اسلامی قضاوت صورت گیرد، حال می‏خواهد این دادگاه، ویژه باشد یا نامی دیگر داشته باشد. قانون اساسی مخالفتی با این گونه دادگاه‏ها ندارد و تصریحی بر این ندارد که دادگاه نباید ویژه باشد. پس مخالفتی با قانون اساسی ندارد.
درتاریخ ۱۴/۵/۱۳۶۹ آئین نامه ای مشتمل بر ۴۷ ماده از طرف حجت الاسلام و المسلمین ری شهری دادستان وقت دادگاه ویژه روحانیت به مقام رهبری پیشنهاد شد مقام رهبری درذیل آئین نامه پیشنهادی دستور دادند – بسمه تعالی – با موارد مرقوم برای دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت موافقت می شود.
هدف از تشکیل دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت برابر ماده ۱ این آئین نامه چنین است .
وظایف دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت:
الف) اقدامات لازم جهت پیش‌گیری از وقوع تخلفات و جرایم در محدوده مسائل قضایی؛
ب) ارشاد در امور خلاف شأن؛
ج) رسیدگی به جرایم روحانیون و پرونده‌هایی که به نحو مؤثری با اهداف این دادسرا مرتبط است.
تنها ماده قانونی که در مجلس راجع به دادسرا و دادگاه ویژه در تاریخ ۲۱/۱/۱۳۷۹ تصویب شده است را ذکر می‌کنیم. (ماده ۵۲۸ قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی)
دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت که بر اساس دستور ولایت، رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره) تشکیل گردید، طبق اصول ۵ و ۵۷ قانون اساسی تا زمانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی ارائه کار آن را مصلحت بدانند به جرائم اشخاص روحانی رسیدگی خواهد کرد و پرداخت حقوق و مزایای قضات و کارکنان آن تابع مقررات مربوط به قوه قضائیه می‌باشد.
دادگاه ویژه روحانیت یک دادگاه صنفی است که به جرائم احتمالی روحانیون رسیدگی مینماید؛ مانند دادگاه مطبوعات و دادسرای نظامی. البته این دو دادگاه در قانون اساسی ذکر شده و زیر مجموعه قوه قضائیه هستند، ولی دادگاه ویژه روحانیت به دستور امام خمینی(ره) و بنا بر اختیاراتی که ولی فقیه دارد، تأسیس شده و زیر نظر او اداره میشود (با نصب دادستان و…). علت مخالفت‏های اخیر میتواند عوامل متعددی باشد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:۱- بعضی معتقدند جریان خاصی در صدد تضعیف ارگان‏ها و سازمان‏ها و نهادهایی که زیر نظر ولایت فقیه به انجام وظیفه مشغولند، وجوددارد. حرکت اخیر در تضعیف دادگاه ویژه شاید در همان راستا باشد.۲- گروهی نظر کارشناسی داشته و انتقادهایی به برخی دادگاه‏های صنفی یا ساختار خاص دادگاه ویژه دارند. آنها غرض خیرخواهانه دارند و به دنبال سیاسیکاریهای احتمالی نیستند.۳- افراد خاصی از گروه‏ها و سلیقه‏های مختلف به علت جرائم مختلفی مورد محاکمه این دادگاه قرار گرفته‏اند؛ در نتیجه خشم آنها برافروخته گشته و در پی اعتراض به این تشکیلات هستند.
تشکیلات دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت:
۱- دادسرا؛ دادستان ویژه روحانیت از طرف مقام معظم رهبری منصوب می‌شود. وی مسئولیت، ریاست و نظارت همه دادسراها را بر عهده دارد و دارای معاون قضایی، سیاسی، اداری مالی و… می‌باشد عزل و نصب دادستان‌ها و دادیاران دادسراهای ویژۀ شهرستان، به عهده دادستان منصوب است؛
۲- دادگاه؛ حاکمِ شرع شعبۀ اول دادگاه از سوی مقام رهبری منصوب می‌گردد، سایر قضات دادگاه هم حسب مورد طبق نظر رهبری نصب می‌گردند. در آئین نامه تمامی کشور به ۱۰ منطقه تقسیم شده است که عبارتند از: تهران، قم، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، ساری، اهواز، کرمان، همدان.
صلاحیت دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت:
طبق آئین نامه رسیدگی به کلیه جرایم عمومی و اعمال خلاف شأن روحانیون و کلیه اختلافات محلی مخل امنیت عمومی در صورتی که طرف اختلاف روحانی باشد، در صلاحیت این دادسرا و دادگاه می‌باشد. به علاوه در ماده ۱۴ تصریح شده است که: دعاوی حقوقی و مدنی علیه روحانیون مطابق قوانین در دادگاه‌های مدنی و حقوقی رسیدگی خواهد شد مگر موارد خاصی که بر حسب ضرورت رسیدگی آن به نظر دادستان منصوب در دادگاه ویژه، اصلح باشد.
اما روحانی به چه کسی اطلاق می‌شود: طبق ماده ۱۶ روحانی کسی است که مُلَبَّس به لباس روحانیت باشد یا در حوزه، مشغول تحصیل باشد یا اگر به کار دیگری مشغول است، عرفاً روحانی محسوب گردد.
مجازات‌ها در احکام این دادگاه‌ها می‌تواند از خلع لباس تا مجازات‌های اسلامی از نوع حدود، قصاص، دیات، تعزیرات و بازدارنده باشد. احکام دادگاه‌های ویژه روحانیت قطعی است مگر در موارد تجدید نظر خواهی فوق العاده (اشتباه قاضی که خود یا قاضی دیگری پی به اشتباه برده باشد، دادستان منصوب، رأی صادره را خلاف شرع بداند و مواردی که ثابت شود قاضی، صلاحیت رسیدگی نداشته است.) در خصوص شرکت وکیل در این دادگاه‌ها تا سال ۷۰ اختلاف نظرهایی وجود داشت که در تاریخ ۱۱/۷/۷۰ مجمع تشخیص مصلحت نظام در حل اختلاف بین مجلس و شورای نگهبان به اصحاب دعوا حق دادند که از وکیل بتوانند استفاده کنند. در مورد اجرای دستورات و احکام آن، کلیه ضابطین دادگستری موظف به اجرای دستورات دادسرای ویژه می‌باشند.
آئین نامه دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت

شماره ۲۵۸۱/۱ ۱۵/۵/۱۳۶۹
جناب جحت الاسلام و المسلمین آقای محمدی ری شهری
دادستان محترم دادگاه ویژه روحانیت
با سلام و تحیت ، قانون تشکیل دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت و حدود صلاحیت و آئین دادرسی آنها که تصویر آن جهت اقدام ارسال می گردد ، مورد موافقت مقام معظم رهبری قرار گرفت ، معظم له در ذیل قانون مزبور مقرر فرمودند:
بسمه تعالی
با موارد مرقوم برای دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت موافقت میشود . خداوند جنابعالی را موید و مسدد بدارند. ۱۴/۵/۶۹
دفتر مقام معظم رهبری – محمدی گلپایگانی
ماده ۱- به منظور پیشگیری از نفوذ افراد منحرف و تبهکار در حوزه های علمیه ، حفظ حیثیت روحانیت و به کیفر رساندن روحانیون متخلف ، دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت تحت نظارت عالیه مقام معظم رهبری با وظایف وتشکیلات و اختیارات زیر ایجاد می گردد.
((وظایف))
ماده ۲- وظایف دادسرا و دادگاه ویژه بشرح ذیل می باشد:
الف – اقدامات لازم جهت پیشگیری از وقوع تخلفات و جرائم در محدوده مسائل قضائی .
ب – ارشاد در امور خلاف شان
ج – رسیدگی به جرائم روحانیون و پرونده هائی که به نحو موثری با اهداف این دادسرا مرتبط است .
(( تشکیلات ))
الف – دادسرا
تبصره ـ در اجرای وظایف و اهداف مندرج درمواد یک و دو، دادسرای ویژه روحانیت می‌تواند از طریق مراکز حوزوی، سازمان تبلیغات اسلامی، مرکز امور مساجد و سایر نهادهای مرتبط به امور روحانیت اقدام نماید، نهادهای فوق در زمینه اجرای موارد مذکور موظف به همکاری با دادسرای ویژه روحانیت می‌باشند. *
ماده ۳- دادستان ویژه روحانیت توسط مقام معظم رهبری منصوب خواهد شد.
ماده ۴- مسئولیت ، ریاست و نظارت همه دادسراها به عهده دادستان منصوب خواهد بود.
ماده ۵- دادستانی مرکز ( دادستان منصوب ) دارای معاون قضائی ، معاون بررسی و پیشگیری ، معاون اداری مالی ،معاون امور استانها ، دفتر دادستانی و دفتر حفاظت و گزینش خواهد بود. شرح وظایف هر کدام توسط دادستان منصوب ابلاغ می گردد. *
ماده ۶- تشکیلات هر دادسرا عبارت است از :دادستان ، معاون ارشاد ، تحقیقات و امور اجرائی ، مدیر اداری و مالی و به تعداد کافی دادیار و کادر اداری . *
ماده ۷- عزل ونصب دادستانها و دادیاران دادسراهای ویژه شهرستان با اخذ تمایل از آنان به عهده دادستان منصوب خواهد بود.
تبصره ـ در صورت ضرورت جابجائی قضات فوق‌الذکر بدون تمایل، موضوع قبلاً در جلسه متشکل از دادستان منصوب و معاون قضائی او و رئیس شعبه اول دادگاههای ویژه روحانیت بررسی و به تصویب می‌رسد. *
ماده ۸- معاونین دادسراها به پیشنهاد دادستان همان دادسرا و ابلاغ دادستان منصوب تعیین خواهد شد.
ماده ۹- دادسرای ویژه روحانیت در شهرها و یا حوزه‌های قضایی مشروحه ذیل تشکیل می‌گردد:
۱ـ تهران: استانهای تهران و سمنان.
۲ـ قم: استانهای مرکزی و قم و شهرستان کاشان.
۳ـ مشهد: استانهای خراسان رضوی، خراسان شمالـی، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان.
۴ـ اصفهان: استانهای اصفهان (به‌استثنای کاشان)، یزد و چهارمحال و بختیاری.
۵ ـ شیراز: استانهای فارس، بوشهر، کهکیلویه و بویراحمد.
۶ ـ تبریز: استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل و زنجان.
۷ـ ساری: استانهای گلستان و مازندران.
۸ـ اهواز: استانهای خوزستان و لرستان.
۹ـ کرمان: استانهای کرمان و هرمزگان.
۱۰ـ همدان: استانهای کرمانشاه، کردستان، همدان و ایلام.
۱۱ـ رشت: استانهای گیلان و قزوین. *
ب – دادگاه
ماده ۱۰- حاکم شرع شعبه اول دادگاه ویژه روحانیت از سوی مقام معظم رهبری منصوب می گردد.
ماده ۱۱- حذف شد *
ماده ۱۲- کارمندان دفتری دادگاه با هماهنگی حاکم شرع شعبه اول تعیین می گردند.
(( صلاحیت ها ))
ماده ۱۳- دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت در موارد ذیل صالح به رسیدگی می باشند.
الف – کلیه جرائم روحانیون *
ب – کلیه اعمال خلاف شان روحانیون
ج – کلیه اختلافات محلی مخل به امنیت عمومی در صورتی که طرف اختلاف روحانی باشد.
د – کلیه اموری که از سوی مقام معظم رهبری برای رسیدگی ماموریت داده میشود.
تبصره ۱- در مواردی که دادسرای ویژه ،رسیدگی به پرونده ای را به سایر مراجع قضایی ذیربط واگذار نماید.مراجع مذکور موظف به رسیدگی می باشند.
تبصره ۲- در مورد بند ج رسیدگی با هماهنگی دستگاههای ذیربط صورت می گیرد.
تبصره۳ـ کلیه اتهامات اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای نگهبان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، وزراء و معاونین آنها، معاونان و مشاوران رؤسای سه قوه، سفرا، دادستان و رئیس دیوان محاسبات، دارندگان پایه قضائی، استانداران و فرمانداران و جرائم عمومی افسران نظامی و انتظامی از درجه سرتیپ و بالاتر، و مدیران کل اطلاعات استانها که به لحاظ روحانی بودن نامبردگان فوق پرونده آنان در دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت مطرح می‌گردد و نیز کلیه اتهامات نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و ائمه جمعه در دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت تهران رسیدگی خواهدشد.*
ماده ۱۴- دعاوی حقوقی و مدنی علیه روحانیون مطابق قوانین در دادگاههای مدنی و حقوقی رسیدگی خواهد شد مگر موارد خاصی که برحسب ضرورت رسیدگی آن (( به نظر دادستان منصوب )) در دادگاه ویژه اصلح باشد.
در این صورت دادسراها و دادگاهها موظفند که با درخواست دادسرا و دادگاه ویژه پرونده را ارسال نمایند.
ماده ۱۵- سایر دادسراها در اموری که نسبت به روحانیون ازآنها سلب صلاحیت گردیده ، حق ورود ، تحقیق و تعقیب را ندارند ، مگر با اجازه دادستان ویژه حوزه قضایی مربوطه
ماده ۱۶- روحانی به کسی اطلاق می گردد که ملبس به لباس روحانیت باشد یا در حوزه مشغول تحصیل باشد یا اگر به کار دیگری مشغول است عرفا روحانی محسوب گردد.
ماده ۱۷ – تخلفات قضات و کارمندان دادسرا و دادگاه ویژه که در حین یا به سبب خدمت مرتکب شده اند ،زیر نظر نظر مستقیم دادستان منصوب ورئیس شعبه اول دادگاه مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت .

آئین دادرسی
((جرم ))
ماده ۱۸- هر فعلی یا ترک فعلی که مطابق قوانین موضوعه یااحکام شرعیه قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تامینی وتربیتی باشد، جرم محسوب م یگردد.
تبصره – اعمالی که عرفا موجب هتک حیثیت روحانیت وانقلاب اسلامی باشد ، برای روحانیون جرم تلقی میشود.
ماد ه ۱۹- جرائم میتواند دارای سه حیثت باشد :
۱- حیثیت الهی :از جهتی که تجاوز به حدود ومقررات الهی است .
۲- حیثیت عمومی : ازجهتی که مخل نظم و امنیت عمومی و هتک حیثیت جامعه و روحانیت گردد.
۳- حیثیت خصوصی :از جهتی که موجب ضرر مادی یا معنوی به شخص یا اشخاص معین حقیقی یا حقوقی شود.
ماده ۲۰- تعقیب متهم از حیث حق الهی مطابق موازین شرعی و از حیث حق الناس منوط به شکایت شاکی خصوصی و از حیث حقوق عمومی به تشخیص دادستان است .
تبصره – گذشت شاکی خصوصی موجب توقف رسیدگی به جهات دیگر جرم نمی گردد.
ضابطین
ماده ۲۱- ضابطین دادگستری برحسب وظیفه موظف به اجرای دستورات دادسرای ویژه می باشند.
ماده ۲۲- نیروهای ضابط موظفند به محض اطلاع از اتهام یا وقوع بزه موضوع صلاحیت دادسرای ویژه ،مراتب را به دادستان دادسرای ویژه گزارش و بدون کسب مجوز از هر گونه اقدامی خودداری نمایند.
ماده ۲۳- در مورد جرائم مشهود، ضابطین موظف‌اند فوراً اقدامات لازم را برای حفظ آلات و ادوات و آثار و علائم و دلائل جرم و جلوگیری از فرار متهم و یا تبانی بعمل آورند و تحقیقات مقدماتی را انجام و در اسرع وقت موضوع را به دادستان دادسرای ویژه اطلاع دهند. *
ماده ۲۴- حذف شد *
ماده ۲۵- دادسرا می تواند برای انجام تحقیقات واجرای احکام دادسرا و دادگاه افرادی را راسا استخدام نماید. این افراد در زمان انجام مأموریت در حکم ضابطین قضائی می‌باشند. *
وظایف واختیارات دادستانهای شهرستانها
ماده ۲۶- دادستان شهرستان به عنوان جانشین دادستان منصوب ، کلیه مسئولیتهای قضائی واداری دادسرا از جمله موارد ذیل را به عهده دارد:
الف – تعقیب متهمین
ب – صدور احکام دستگیری وتفتیش
ج – ارجاع پرونده به شعب دادسرا ونظارت بر جریان پیگیری واظهار نظر در مورد کلیه قرارها.
د – صدور کیفرخواست
ه – اجرای احکام دادگاه
و- صدور قرار تعلیق تعقیب در جرائم خفیف و یا امور خلاف شان
تبصره ۱ – دادستان شهرستان موظف به اجرای دستورات قضائی واداری صادره از جانب دادستان منصوب می باشد.
تبصره ۲- در امور مهمه دادستان شهرستان موظف است قبل از اقدام به دستگیری یا احضاریا اجرای حکم دادگاه موضوع را به اطلاع دادستان منصوب برساند.
تبصره ۳- اجرای وظایف بند( ب )و(و) فقط در اختیار دادستان و در غیاب وی جانشین او می باشد.
ماده ۲۷- در غیاب دادستان دادسرا ، یکی از دادیاران با انتخاب وی به عنوان جانشین وظایف دادستان را انجام خواهد داد.
ماده ۲۸- دادستان ویژه ودادیاران می توانند برای کشف جرم تحقیقات لازم را انجام دهند و کلیه ارگانها ونهادها وسازمانهای دولتی واشخاص حقیقی وحقوقی موظفند کلیه اسناد ومدارک مورد نیاز را در اختیار دادسرا قرار دهند. کسانی که همکاری لازم را به عمل نیاورند به عنوان عدم اجرای دستور مقام قضائی تحت تعقیب قانونی قرار خواهند گرفت . *
ماده ۲۹- نظر به گستردگی حوزه های قضائی دادسراهای ویژه ، دادسراهای مزبور علاوه بر موارد اعطای نیابت به دادسراهای ویژه دیگر ، در خصوص جرائم خارج از محل استقرار خود ،میتوانند به دادسراهای عمومی وانقلاب اسلامی همان حوزه نیز نیابت دهند و دادسراهای مزبور حسب مورد موظف به انجام درخواستهای فوق می باشند.
ماده ۳۰- احاله پرونده از حوزه ای به حوزه قضائی دیگر در اختیار دادستان منصوب خواهد بود.
ماده ۳۱- اتهامات شرکا معاونین ومرتبطین متهم روحانی در دادسرا ودادگاه ویژه مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت .
ماده ۳۲- در خصوص تعقیب کیفری دارندگان پایه قضائی به جز قضات که لازم است قبلا توسط دادسرای ویژه درخواست تعلیق شود و دادسرا و دادگاه انتظامی قضات ظرف مدت ۲۰ روز موظف به اظهار نظر می باشد ودر غیر این صورت یا در موارد اضطراری (( به تشخیص دادستان منصوب ))اقدام قضائی خواهد شد وموضوع به اطلاع ریاست قوه قضائیه خواهد رسید. *
تبصره ـ از آنجا که هدف قانونگذار از تعلیق قاضی قبل از رسیدگی به اتهام حفظ شئون قضا و قاضی می‌باشد در صورتی که متهم مایل باشد و کتباً تقاضای رسیدگی به پرونده را بنماید دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت می‌توانند بدون انجام تعلیق اقدام به رسیدگی نماید.
ماده ۳۳- در جرائم جزئی که تحقیقات مقدماتی آن کامل شده یا نیاز به تحقیقات نباشد،دادستان بلافاصله ادعانامه کیفری خود را در دادگاه مطرح نموده ودادگاه حکم صادر می نماید.
ماده ۳۴- قرارهای صادره بجز موارد زیر پس از موافقت دادستان قطعی است.*
الف ـ قرار بازداشت موقت که در صورت اعتراض متهم در فرجه قانونی توسط دادستان کل ویژه روحانیت یا معاون قضایی وی خارج از نوبت بررسی می‌گردد و چنانچه اعتراض متهم را وارد تشخیص دهند قرار بـازداشت موقـت را نقض و پرونده به منظور اخذ تأمین مناسب دیگر به شعبه صادر کننده قرار اعاده می‌گردد.
ب ـ قرار منع تعقیب یا موقوفی تعقیب که در صورت اعتراض شاکی یا مدعی خصوصی در فرجه قانونی در دادگاه ویژه روحانیت قابل رسیدگی است.

ماده ۳۵- در موارد ذیل قرار بازداشت صادر می گردد:
۱- خوف فرار متهم
۲- خوف تبانی یا امحا اثار جرم
۳- موارد مهمه از قبیل : جرائم ضد انقلابی ، مواد مخدر ، کلاهبرداری ، ارتشا ، قتل عمد و مواردمشابه
۴- مواردی که آزادی متهم موجب مفسده است : از قبیل هتک حیثیت نظام وروحانیت
ماده ۳۶- قرارهای تامین باید متناسب با نوع اتهام ودلایل توجه اتهام وشخصیت متهم باشد.
ماده ۳۷- متهمی که با وثیقه یا کفالت یا وجه التزام آزاد شده باشد ،چنانچه در وقت مقرر بدون عذر موجه حاضر نشود وجه التزام به دستور دادستان ضبط میشود و به وثیقه گذار یا کفیل نیزر اخطار میشود که ظرف مدت بیست روز متهم را تسلیم نماید ، در صورت عدم تسلیم ،وجه الکفاله یا مورد وثیقه به دستور دادستان ضبط خواهد شد.
تبصره – مفاد قرار ومقررات فوق باید به متلزم – کفیل – ووثیقه گذار تفهیم وبه امضای وی برسد.
ماده ۳۸- دادسرا می تواند شهود و مطلعین را احضار نماید ،در صورت استنکاف به دستور دادستان جلب خواهد شد.
اختیارات ووظایف دادگاه
ماده ۳۹- دادگاه ویژه به جرائمی رسیدگی می کند که مطابق این قانون در صلاحیت دادسرا و دادگاه ویژه بوده و پرونده امر از طریق دادسرا به همراه کیفر خواست به دادگاه ارائه شده باشد.
تبصره – چنانچه دادگاه در خلال رسیدگی از جرائم جدیدی آگاه شود مجاز به رسیدگی و صدور حکم خواهد بود.
ماده ۴۰- ارجاع پرونده به شعب دادگاه وایجاد هماهنگی بین آنها ونظارت بر حسن جریان امور به عهده حاکم شرع شعبه اول خواهد بود.
ماده ۴۱- در صورت اختلاف بین دادسرا و دادگاه از جهت صلاحیت رسیدگی ، پرونده همراه دلایل طرفین جهت حل اختلاف نزد ریاست شعبه اول دادگاه ارجاع خواهد شد ، نظر آن مرجع لازم الاتباع است .
ماده ۴۲- احکام دادگاهها باید مستدل و مستند به قوانین موضوعه و موازین شرع باشد.*
تبصره – در موارد استثنائی ومواردی که در شرع وقانون مجازات مشخصی تعیین نگردیده حاکم می تواند مستدلا براساس نظر خود اقدام به صدور حکم نماید.
ماده۴۳ـ دادگاه مجرمینی را که با ارتکاب جرم، موجب هتک حیثیت و شئون روحانیت گردیده‌اند و یا افرادی که فاقد صلاحیت پوشیدن لباس روحانیت هستند را به خلع لباس روحانیت (بصورت دائم یا موقت) محکوم می‌نماید.
تبصـره ـ کسانـی که از حکـم دادگاه در مـورد نپوشیدن لباس تخلف کنند به‌حکم دادگاه ویژه به مجازات تعزیری محکوم خواهند شد.
ماده۴۴ـ اعضاء هیأت منصفه دادگاه ویژه روحانیت ۱۴ نفر خواهند بود و توسط هیأتی مرکب از دادستان کل ویژه روحانیت، رئیس شعبه اول دادگاه، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، نماینده شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور، نماینده شورایعالی حوزه علمیه، از میان افراد روحانی شاغل در مشاغل فرهنگی، حوزوی، دانشگاهی، قضایی، اداری و سایر مشاغل مرتبط بمدت دو سال انتخاب می‌گردند، احکام ایشان توسط رئیس شعبه اول دادگاه صادر خواهد شد.*
تبصره ۱- در بند اول ماده فوق خود قاضی حکم را نقض وپرونده را جهت ارجاع به شعبه دیگر نزد ریاست شعبه اول دادگاه ارسال می دارد.
تبصره ۲- چنانچه دادستان مجری حکم ،رای صادره را خلاف موازین تشخیص دهد ، مکلف است بدوا اعتراض خود را به قاضی صادر کننده حکم تذکر دهد. در صورت عدم قبول ، اجرا حکم را متوقف وپرونده را همراه نظریه مستدل خود نزد دادستان منصوب ارسال مینماید، در صورت تایید اعتراض توسط دادستان منصوب حکم نقض و پرونده جهت ارجاع به قاضی دیگر به شعبه اول دادگاه ویژه ارسال میشود. در صورت تایید نظر اول وادامه اختلاف رای حاکم شرع شعبه اول متبع است .
ماده ۴۵- کلیه هزینه های دادستانی ویژه روحانیت به عنوان یک سازمان مستقل دارای ردیف بودجه خاص پیش بینی و اختصاص داده میشود.
تبصره ـ بیست درصد از کل بودجه مصوب دادستانی ویژه روحانیت خارج از شمول قانون محاسبات خواهد بود.

ماده ۴۶- قوه قضائیه کادر قضائی دادستانی ویژه را تامین خواهد نمود.
تبصره ـ پست قضـایی و تعییـن گروه قضـات دادسرا و دادگـاه ویژه روحانـیت به پیشنهاد دادستان کل ویژه روحانیت و تصویب رئیس قوه قضائیه خواهد بود. ابلاغ قضایی قضات حسب مورد پس از پیشنهاد دادستان منصوب یا رئیس شعبه اول دادگاه توسط رئیس قوه قضائیه صادر ولی تعیین شعبه و محل خدمت آنان حسب مورد توسط دادستان منصوب یا رئیس شعبه اول دادگاه خواهد بود، و کلیه حقوق و مزایای قضات شاغل در دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت از محل اعتبار قوه قضائیه پرداخت می‌شود.
ماده ۴۷- نقل و انتقال قضات دادسرا ودادگاه ویژه که در دادگستری نیز شاغل می باشند با هماهنگی دادستان منصوب ورئیس شعبه اول دادگاه بر حسب سمت صورت می گیرد.
ماده۴۸ـ احکام دادگاههای ویژه روحانیت از سوی محکوم علیه یا شاکی یا قائم مقام قانونی آنان قابل اعتراض است و در صورت عدم اعتراض در فرجه قانونی قطعی خواهد شد.
تبصره۱ـ چنانچه دادستان کل ویژه روحانیت احکام قطعی یا غیر قطعی دادگاه ویژه روحانیت را خلاف شرع یا خلاف قانون بداند نسبت به رأی صادره اعتراض نموده و عنداللزوم حکم را متوقف می‌کند و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه تجدید نظر ارسال می‌نماید.
تبصره۲ـ چنانچه دادستان مجری حکم رأی صادره را خلاف موازین تشخیص دهد بدواً اعتراض خود را به قاضی صادر کننده تذکر می‌دهد. در صورت عدم قبول قاضی، پرونده را همراه با نظریه مستدل نزد دادستان منصوب ارسال می‌نماید و دادستان منصوب برابر تبصره یک اقدام خواهد کرد.
تبصره۳ـ چنانچه متعاقب اعتراض محکوم علیه یا شاکی یا تذکر دادستان کل ویژه روحانیت یا دادستان مجری حکم، قاضی دادگاه ویژه روحانیت متوجه اشتباه خود در حکم صادره شود، در صورتی که موضوع از مصادیق بند ب ماده۴۹ ‌باشد رأی اصلاحی صادر می‌نماید و در غیر اینصورت پس از نقض حکم، پرونده را جهت رسیدگی توسط شعبه دیگر به دفتر دادگاههای ویژه روحانیت اعاده می‌نماید.
ماده۴۹ـ دادگاه تجدید نظر ویژه روحانیت مرجع رسیدگی به اعتراض است که پس از وصول پرونده و رسیدگی به شرح زیر اقدام می‌نماید:
الف ـ در صورتی که رأی را صحیح و منطبق با موازین شرع و قانون بداند آن را ابرام می‌کند.
ب ـ در صورتی که اساس رأی صحیح بوده ولی متضمن اشتباه جزئی در محاسبه محکوم‌به یا ماده استنادی و امثال آن باشد رأی اصلاحی صادر می‌نماید.
ج ـ در صورتی که رأی صادره دارای ایراد ناشی از نقص تحقیقات باشد، دادگاه تجدید نظر موارد نقص را مشخص نموده و رأی صادره را نقض و پرونده را جهت رفع نقص به دادگاه بدوی رسیدگی کننده اعاده می‌نماید شعبه مزبور مکلف است پس از رفع نقص، حکم مقتضی صادر نماید.
دـ در صورتیکه رأی صادره دارای ایراد اساسی باشد آن را نقض نموده و رأساً رسیدگی و انشاء رأی می‌نماید آراء صادره از محاکم تجدید نظر قطعی است.
ماده۵۰ ـ هر شعبه از دادگاه تجدید نظر ویژه روحانیت از یک رئیس و دو مستشار تشکیل و با اکثریت آراء اتخاذ تصمیم می‌نماید، رئیس محاکم ویژه روحانیت که منصوب از طرف مقام معظم رهبری است رئیس شعبه اول دادگاه تجدید نظر نیز می‌باشد، تعیین تعداد شعب و قضات آن و ارجاع پرونده به آنان بر طبق این آئین نامه خواهد بود.
ماده۵۱ ـ محکوم علیه یا قائم مقام قانونی وی و دادستان کل ویژه روحانیت، مطابق قوانین مربوطه مجاز به تقاضای اعاده دادرسی در خصوص احکام قطعی دادگاههای ویژه روحانیت می‌باشند مرجع رسیدگی به تقاضای اعاده دادرسی و اتخاذ تصمیم در مورد آن، دادگاه تجدید نظر ویژه روحانیت می‌باشد دادستان منصوب یا نماینده وی می‌تواند در جلسه رسیدگی حضور یابد و نسبت به موضوع اظهارنظر کند.
ماده۵۲ ـ بجز در مواردیکه در این قانون تصریح شده است، وظائف و اختیارات قضات دادسرا و دادگاه بر حسب مورد بر طبق مقررات عمومی آئین دادرسی کیفری می‌باشد.

* اصلاح و الحاق بموجب اصلاحیه آئین‌نامه دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت مصوب ۵/۹/۱۳۸۴
نکاتی در مورد دادگاه ویژه روحانیت:
۱- بسیاری از مواد قانون آئین دادرسی کیفری و مدنی و اصول دادرسی نقض شده است. مثلاً در مورد مرجع حل اختلاف در صلاحیت نمی‌توان دیوان عالی را مرجع به حساب آورد. چون دیوان وابسته به قوه قضائیه است و دادگاه ویژه خارج از قوه قضائیه است و دیوان، نظارت اداری و بازرسی بر دادگاه ویژه نمی‌تواند داشته باشد؛
۲- رسیدگی به جرائم عمومی روحانیون در مرجعی استثنایی نمی‌تواند مورد تأیید قرار گیرد چون به زعم سایرین، جدا کردن این قشر از بقیۀ مردم و محاکمۀ آن‌ها در مرجع استثنایی ممکن است در جهت ملحوظ داشتن تخفیف بی‌مورد و نقض حقوق عامه شمرده شود. اما قابل ذکر است که وجود مرجعی زیر نظر قوه قضائیه که به اعمال خلاف شئون روحانیت، بر اساس مقررات انظباطی مدوّنی، رسیدگی نماید مورد تأیید است.

علی رازینی:
شبهه ای در مبنای تشکیل دادگاه ویژه روحانیت نیست
رییس دادگاه ویژه روحانیت با بیان این که اصل بر این است که روحانیون به سبب فلسفه وجودی و حفظ شان شغلی خود خلاف نکنند، تصریح کرد: حال اگر مواردی هم پیش آمد دادگاه ویژه روحانیت رسیدگی می کند اما در حال حاضر میزان تخلفات و جرایم روحانیت بسیار کم است.
آیت الله علی رازینی در گفت وگو با ایسنا، اظهار کرد: از آن جا که نظام جمهوری اسلامی دشمنان زیادی دارد و بخشی از مسوولان کشور را نیز روحانیون تشکیل می دهند لذا شایعات زیادی مبنی بر تخلفات و جرایم روحانیون وجود دارد.
رییس دادگاه ویژه روحانیت با اشاره به سال های اول انقلاب، گفت: در اوایل انقلاب پرونده های مربوط به روحانیون یا کسانی که لباس روحانیت را بدون داشتن صلاحیت های لازم به تن می کردند زیاد بود که امام (ره) هم با احساس ضرورت دادگاه ویژه را ایجاد کرد اما در حال حاضر واقعا موارد مورد رسیدگی در دادگاه ویژه به حدی نیست که قابل عرضه در مطبوعات باشد اما به هر حال با موارد موجود برخورد قاطع می کنیم; حتی در مواردی ممکن است کار روحانی جرم نباشد اما به لحاظ حساسیت های موجود، او را مورد بازخواست قرار می دهیم.
وی افزود: مثلا اگر یک روحانی بدون اجازه همسرش ازدواج کرده باشد، این کار او جرم نیست اما ما به خاطر حفظ شان روحانیت او را احضار و بازخواست می کنیم. برخی پرونده ها نیز مربوط به مسایل مالی دارای جنبه های حقوقی است و در مجموع جرایم روحانیت در حال حاضر خیلی کم است.
رازینی در مورد عنوان اتهامی سو»استفاده برخی روحانیون از لباس روحانیت، اظهار داشت: این سو»استفاده دو نوع است; یک وقت کسی روحانی نیست و لباس می پوشد که در گذشته این مساله زیاد بود اما الان کم است. یک نوع سو»استفاده هم این است که یک روحانی از روحانی بودن خود سو»استفاده کند یعنی مثلا در یک معامله اعتماد فردی را جلب کند یا به طور مثال خانواده ای در بحث ازدواج به یک روحانی اعتماد کرده و دخترشان را به پسر وی بدهند اما بعد متوجه شوند که پسر این فرد شایستگی لازم را ندارد. این موضوعات به طرف مقابل روحانیون بازمی گردد که باید هنگام معامله، ازدواج یا هر اقدام دیگری تحقیقات و بررسی های لازم را انجام دهند و به صرف روحانی بودن فرد دست از بررسی و تحقیق برندارند.
وی با تشریح مبنای قانونی تشکیل دادگاه ویژه روحانیت و شبهاتی که برخی افراد به آن وارد می کردند تصریح کرد: قبلا شبهاتی وارد می شد اما الان هیچ شبهه ای وجود ندارد. در توضیح مساله باید توجه داشت که دادگاه های تخصصی به سه سبب تشکیل می شود; یکی در مسایلی که دارای پیچیدگی است و دادگاه عمومی از آن سر در نمی آورد مانند موضوعات مربوط به پزشکی که در نظام پزشکی بررسی می شود. یکی دیگر مسایلی است که با موضوعات آن حوزه نباید به صورت خیلی باز برخورد شود مانند رسیدگی به پرونده مقامات امنیتی و سومین سبب در جایی است که نیاز به برخورد با دستگاهی دارد که به راحتی نمی توان حریف آن شد مثل نیروهای مسلح.
رییس دادگاه ویژه روحانیت افزود: قانون گذار به موجب یک یا همه این اسباب، دادگاه تخصصی را پیش بینی می کند که دادگاه ویژه روحانیت به خاطر داشتن همه این اسباب تشکیل شده است. در آن زمان که دادگاه تشکیل شد، مهدی هاشمی در مورد قتل هایی که انجام داده بود خود را ملزم به پاسخگویی به هیچ دادگاهی نمی دانست و اصلا دستگاه قضایی را به مسخره می گرفت لذا ایجاب می کرد که دادگاه مقتدری در این زمینه تشکیل شود.
رازینی اضافه کرد: بعد از تاسیس این دادگاه، فعالیت آن با ضوابطی که امام (ره) مقرر کرده بود و پس از آن با تنفیذ مطالب جدید از سوی مقام معظم رهبری ادامه یافت. برخی سیاستمداران در آن زمان عنوان کردند که آیا امام (ره) حق تاسیس دادگاه داشته است یا خیر؟ البته صریحا به خود امام (ره) ایراد نمی گرفتند و به ما می گفتند. پاسخ ما هم بسیار روشن بود و آن این که بر اساس قانون اساسی چون امام ولایت مطلقه فقیه است می تواند اقدام به تشکیل هر نهادی کند. یعنی ما معتقد بودیم اختیارات ولایت فقیه در حدی است که هنگام ضرورت می تواند نهادهایی ایجاد کند.
نقدی بر نقد باقی(دادگاه ویژه روحانیت)
دادگاه ویژه روحانیت و تأملی بر دیدگاه مخالفان! ضمن عرض سلام خدمت سردبیر محترم، در رابطه با مقاله‌ای که تحت عنوان دیدگاه موافقان و مخالفان دادگاه ویژه روحانیت از نویسنده محترم آقای عماد الدین باقی در شماره دهم چاپ شد به نظر رسید که از جهاتی قابل نقد و نظر است. نویسنده فوق با طرح دیدگاه موافقان، به ردّ آن‌ها پرداخته که به نظر ناتمام می‌آید که در اینجا به طور اختصار، به آن می‌پردازیم:
۱_ اولین نکته‌ای که نگارنده محترم در نقد جایگاه قانونی دادگاه ویژه مطرح کرده این است که دادگاه فوق را خارج از محدوده حق حاکمیت ملی و مردمی دانسته‌اند لکن اگر ما به این نکته توجّه کنیم که قانون اساسی و اصل ولایت مطلقه فقیه به تأیید و تصویب مردم رسیده است و اینکه ولیّ فقیه می‌تواند در چارچوب مصالح عمومی اقداماتی انجام دهد، دیگر تأسیس دادگاه فوق را خارج از حاکمیت ملی نخواهیم دانست؛ زیرا چنین اعمال حقّی علاوه بر داشتن مشروعیت الهی، از مقبولیت مردمی هم به وساطه رأی ایشان برخوردار شده است.
در مصلحت وجودی چنین دادگاهی هم با اندک تأملی، جای شک باقی نخواهد ماند؛ زیرا مصلحت ایجاب می‌کند تا خلافکاری [از] جمعی روحانی‌نما که مردم ایشان را الگوی دینی خود پنداشته‌اند باعث دلسردی و ناامیدی مردم نگردد؛ و از دین و دیانت وازده ننماید. و بر این اساس شایسته نیست نگارنده محترم این مهم را نادیده انگاشته و اهمیّت دادگاه فوق را صرفاً در حدّ مصالح افراد ذینفع و عناصر در آن، تقلیل دهد بلکه در واقع باید مخالفان چنین دستگاهی را نوعاً کسانی دانست که با ارتکاب جرمی، از آن دچار و حشت شده‌اند؛ امّا توجّه ندارند که اگر به فرض هم چنین نهادی وجود نمی‌داشت باز جرم ایشان در محاکم دیگر پیگیری می‌شد؛ و در نتیجه مسئله تفاوتی نمی‌کرد. جز اینکه مطرح شدن جرم افراد روحانی‌نما در ملاء عام، علاوه بر هتک حرمت روحانیون، مفاسدی نیز برای جامعه در پی داشت.

۲_ ایشان با طرح وجود اختلاف در قانونی بودن یا نبودن دادگاه فوق، آن را دلیل بر تزلزل اعتبار آن دانسته‌اند. ولی به راستی چگونه می‌توان به صِرف وجود اختلاف در مسئله‌ای، اعتبار آن را ساقط یا متزلزل کرد؟ چه اگر چنین بود می‌بایست ما در عالم وجود چیز معتبری نداشته باشیم؛ چرا که در وجود حتّی خالق هستی، پیامبران و موارد بی‌شمار دیگر که با ادلّه قطعیّه هم ثابت شده، اختلاف وجود داشته است؛ ولی اعتبار آنها هم مخدوش نشده است. از این روی صِرف وجود اختلاف در یک شیئی و یا حتّی انکار آن، دلیل بر عدم اعتبار و حقانیت آن نمی‌شود.

۳_ نویسنده از زبان مخالفان دادگاه ویژه عنوان کرده‌اند که اساساً فلسفه تشکیل چنین دادگاهی از سوی امام، محاکمه و رسیدگی به جرایم روحانی ‌نمایان و دین به دنیافروشان عنوان شد؛ ولی بعداً به گونه‌ای دیگر عمل شده و روحانیون را به جرم اندیشه محاکمه کرده است. لکن پاسخ این است که اوّلاً اگر ما تأملی در متن فرمان حضرت امام (ره) در خرداد ۱۳۵۸ نمائیم(۱)، متوجه می‌شویم که منظور امام هرگز تعیین نوع جرم یک روحانی نبوده است؛ بلکه دستور به تأسیس چنین دادگاهی صِرفاً به این خاطر بوده که خلاف یک روحانی در جامعه بازتاب منفی پیدا نکند؛ و ایمان مردم را سست نسازد؛ یعنی در واقع فرمان تأسیس این دادگاه از طرف امام، به خاطر مصلحت بوده که چنین مصلحتی هنوز هم به قوت خود باقی است، و ثانیاً اگر به فرض، اشتباهی هم در محاکمه یک فرد از طرف دادگاهی رخ دهد، باعث سلب قانونیت آن نخواهد شد.
۴_ نویسنده در جای دیگر از مقاله استدلال کرده‌اند که چون حکم به تشکیل دادگاه فوق براساس مصالح کشور و جزو عناوین ثانویه بوده، پس باید موقتی باشد نه دائمی و بعد در ادامه، ضمن استناد به کلام امام(ره) در آذر سال ۱۳۶۷(۲) نتیجه‌گیری کرده‌اند که تأسیس دادگاه فوق اساساً در شرایط جنگی و برخلاف قانون بوده است؛ و بعد از جنگ می‌بایست منتفی می‌شد. لکن سؤال ما این است که اولاً چگونه نویسنده محترم، ضرورت و مصلحت تشکیل چنین دادگاهی را بعد از جنگ منتفی دانسته‌اند، مگر هنوز روحانیت، مسئول امور دینی و اجتماعی مردم نیستند؟ پس تا مادام که ضرورت باقی است، حکم هم به قوّت خود باقی خواهد ماند؛ و ثانیاً هیچ فقیهی قائل نیست که عمل به حکم ثانوی به معنای عدول از حکم و قانون الهی است، تا نتیجه بگیرد اعمال ولایت در تأسیس دادگاه فوق امری برخلاف قانون بوده است؛ و بعد ضرورت آن را فقط به هنگام جنگ منتسب نمائید. همچنین اعمال این ولایت، اختصاص به فقیه با قید خاص، همچون مؤسس بودن ندارد تا گفته شود امام چون رهبر مؤسس انقلاب بود اگر هم بتواند چنین کاری بکند دیگران نمی‌توانند؛ زیرا هم در شرع و هم در قانون، وظایف و اختیارتی برای ولی فقیه مشخص شده است و هیچ تفاوتی در مؤسس بودن یا نبودن ولی فقیه قرار نداده است.
۵_ نویسنده در جای دیگر استدلال کرده‌اند چون امام (ره) در اواخر عمر، اقداماتی برای اصلاح قانون اساسی انجام دادند و به دنبال آن ۴۶ اصل هم تغییر کرد امّا دادگاه فوق در قانون وارد نشد پس جایگاه قانونی ندارد. پاسخ روشن است: زیرا اوّلاً دادگاه ویژه، در آن زمان وجود خارجی داشت؛ و نیازی به این کار نبود؛ و کسی هم به خلاف قانون بودن آن، اعتراضی نمی‌کرد. خصوصاً اینکه در همین بازنگری ولایت فقیه با قید مطلقه در قانون اساسی گنجانیده شد که در واقع در تأیید تأسیس دادگاه فوق بود. ثانیاً صرف اینکه چیزی در قانون اساسی نبود نمی‌توان، حکم به غیر قانونی بودن آن کرد. قانون اساسی راه تفسیر قانون را بر عهده شورای نگهبان گذاشته است(۳). و شورای نگهبان، مجلس و مجمع تشخیص مصلحت هم به طور ضمنی یا صراحت، به قانونی بودن آن دادگاه حکم کرده‌اند.

۶_ نویسنده با استناد به اصل ۱۴۰ قانون اساسی که محاکمه رئیس جمهور، معاونان و وزراء را در دادگاه عمومی می‌داند نتیجه گرفته که ایشان چون نوعاً روحانی هستند و قانون هم تصریح کرده که باید در داگاهی عمومی محاکمه شوند، پس دادگاه ویژه محلی از اعراب ندارد. امّا نکته در این است که نویسنده محترم تفاوت جایگاه رئیس جمهور و وزراء را با سایرین لحاظ نکرده است. زیرا اوّلاً رئیس جمهور و وزراء در برابر آحاد ملّت مسئول‌اند؛ و اشتباهات ایشان، دیگر شخصی نخواهد بود تا در محکمه‌ای به دور از انظار عمومی به آن رسیدگی شود. ثانیاً فرض محاکمه رئیس جمهور یا یک وزیر، فرض نادری است؛ برخلاف عموم روحانیون جامعه که متأسفانه اشتباهاتشان نادر نمی‌باشد. و اگر بخواهند در دادگاههای عمومی محاکمه شوند مردم و اصحاب رسانه‌ها و مطبوعات هر روز شاهد خلاف‌کاری های جزئی و کلّی بعضی روحانیون خواهند بود. و این هرگز به مصلحت جامعه اسلامی نخواهد بود.

۷_ در تساوی رهبر با سایر اقشار جامعه که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده(۴)، بحثی نیست؛ لکن نویسنده محترم به این نکته توجّه نکرده‌اند که این مسئله مربوط به شخصیت حقیقی رهبری است که با سایرین، در برابر قانون یکسان است؛ نه شخصیت حقوقی ایشان؛ زیرا به موجب قانون، شخصیت حقوقی رهبر در رأس قوا قرار می‌گیرد؛ و حق اعمال نظر و کنترل سه قوه را بر عهده دارند)۵). و هر جا لازم و به مصلحت جامعه باشد می‌تواند اعمال نظر نماید؛ مشروعیت و قانونی بودن دادگاه ویژه هم به لحاظ شخصیت حقوقی رهبری اثبات می‌شود. خود حضرت امام (ره) هم در مورد اعمال ولایت فقیه معتقد بودند که تمامی امور مربوط به حکومت و سیاست که برای پیامبر و ائمه مقرر شده در مورد فقیه عادل نیز مقرر است(۶).
پس در خاتمه به این نکته تأکید می‌شود که طبق نظریه ولایت مطلقه فقیه که در اصل ۵۷ قانون اساسی، به آن تصریح شده است ولی فقیه در باب سیاست و حکومت می‌تواند هر چه را به مصلحت جامعه بداند به اجراء در آورد؛ دادگاه ویژه روحانیت نیز یکی از این موارد است که امام (ره) تأسیس کردند؛ و مقام رهبری تنها بقاء آن را امضاء نمودند؛ و این، اختیاری است شرعی و قانونی. و صد البتّه که مطلقه بودن ولایت فقیه هم به معنای دلبخواهی عمل کردن وی نباید تفسیر شود؛ بلکه عمل براساس مصالح اسلام و مسلمین است. و به این ترتیب دادگاه ویژه روحانیت برخلاف قانون اساسی نخواهد بود.
پی نوشتها:
۱)- صحیفه نور، ج ۶، ص ۲۵۳٫
(۲- همان، ج ۲۰، ص ۵۷٫
(۳ – اصل ۹۸ قانون اساسی.
(۴- قانون اساسی، اصل ۱۰۷٫
۵)- همان، اصل ۵۷٫
۶)- امام خمینی (ره)، کتاب البیع، شئون و اختیارات ولی فقیه، ص ۲٫

آیدا ، درخت ، خنجر و خاطره ( کتاب شعر احمد شاملو )

احمد شاملو
۲۳ تیر
0

کتاب شعر ۶۱ صفحه ای ” آیدا ، درخت ، خنجر و خاطره ” از احمد شاملو را می توانید در قالب یک فایل پی دی اف دانلود کنید.

نمونه اشعار:

قصدم آزار شماست!

اگر این گونه به رندی

با شما

سخن از کام یاریی خویش در میان می گذارم،

مستی و راستی

به جز آزار شما

هوائی در سر ندارم!

اکنون که زیر ستاره ی دور

بر بام بلند

مرغ تاریک است که می خواند

اکنون که جدایی گرفته سیم از سنگ و حقیقت از رویا،

و پناه از توفان را

برده گان فراری

حلقه بر دروازه ی سنگن زندان اربابان خویش

باز کوفته اند،

و  آفتاب گردانهای دورنگ

ظلمت گردان شب شده اند،

و مردی و مردمی را

همچون خرما و عدس به ترازو می سنجند

با وزنه های زر

و هر رفعت را

دست مایه زوالی است

و شجاعت را قیاس از سیم و زری می گیرند.

که انبان کرده باشی؛

اکنون که مسلک

خاطره ای بیش نیست

یا کتابی در کتاب دان؛

و دوست

نردبانی است

که نجات از گودال را

پا بر گرده ی او می توان نهاد؛

و کلمه ی انسان

طلسم احضار وحشت است و اندیشه ی آن

کابوس که به روای مجانین می گذرد؛

ای شمایان!

حکایت شاد کامی خود را

من

رنج مایه ی جان ناباورتان می خواهم!

برای دانلود روی دکمه ی زیر کلیک کنید:

مقابله با کم رویی و خجالت

کم رویی
۲۱ تیر
0

کمرویی نوعی معلولیت اجتماعی است و اگر درمان نشود ممکن است به صورت بیماری در آید .کمرویی یک توجه غیر عادی و مضطربانه به خویشتن در یک موقعیت اجتماعی است که شخص دچار نوعی تنش روانی –عضلانی میشود و رفتارهای غیر عادی از او سر میزند .
بعضی فکر می کنند کمرویی افراد نشانه ادب ومتانت و سنگینی آنهاست و کمرویی را برای دختران نشانه عفت وحیا می دانند در صورتی که کمرویی برای هر دو جنس یک معلولیت اجتماعی است .
سه جز اصلی کمرویی
به گفته دکتر برناردو از موسسه تحقیقات کمرویی، کمرویی دارای سه مولفه است:
خود آگاهی بیش از حد : شما بیش از حد از خود آگاه هستند، به خصوص در موقعیت های اجتماعی .
ارزیابی منفی بیش از حد از خود : شما تمایل دارید خودتان را منفی ببینید.
اشتغال ذهنی منفی بیا از حد به خود : شما تمایل به توجه بیش از حد به کارهای اشتباهتان دارید وقتی در یک جمع قرار دارید.
چرا افراد خجالت می کشند؟
همه ما به دلایل مختلف و درجات متفاوتی این حس را تجربه می کنیم؛ اگرچه دلیل آن اغلب بین افراد مشترک است و به یکی از موارد زیر ختم می شود:
۱ – تصویر ضعیف از خود
این مسأله می تواند از دوره نوجوانی افراد شکل گرفته باشد؛ زمانی که ویژگی های منحصر به فرد ما برای اطرافیان مان جالب به نظر نمی رسد و ما فکر می کنیم آنها بی ارزش هستند و سعی می کنیم خودمان را شبیه دیگران کنیم و در نتیجه دیگر خودمان نیستیم و حتی احساسات مان، احساسات واقعی ما نیست. این افراد معمولا حتی نمی دانند توانایی ها و استعدادهای واقعی شان در چیست؛ فقط فکر می کنند هر شخص دیگری نسبت به آنها جالب تر و بهتر است.
۲ – فکر کردن بیش از حد به خود
هنگامی که در کنار دیگران هستیم، نسبت به کارهای مان و آنچه انجام می دهیم، حساس تریم؛ به خصوص وقتی که در مرکز توجه همه باشیم. این فکر، در ما اضطراب ایجاد می کند و باعث می شود تمامی حرکات مان برای خودمان سئوال برانگیز باشد و فکر کنیم آنها را اشتباه انجام داده ایم! این مسأله می تواند افکارتان را به شکل یک کهکشان مارپیچی به سمت پائین سوق دهد.
۳ – برچسب زدن
وقتی که خود را یک فرد خجالتی می شناسیم و این برچسب را روی خودمان می زنیم، از لحاظ روانی به مرور با این احساس خو گرفته و زندگی می کنیم و شاید برای همیشه در ما باقی بماند. هنگامی که برچسب عمل یا صفتی را به خود می زنید، آن صفت به صورت ثابت روی شما باقی می مانند و با همان زندگی خواهید کرد.
چطور بر کمرویی خود غلبه کنیم؟
ما در هر موقعیتی می توانیم بر کمرویی خود با افزایش آگاهی و تمرین عملی غلبه کنیم. ما در زیر راهکار های را برای کمک به شما پیشنهاد می دهیم:
درک کمرویی خود
نوع کمرویی خود را شناسایی کنید و دریابید که چه تأثیری بر زندگی شما دارد. همان لحظه که احساس خجالت می کنید، فکر می کنید چه چیزی شما را نگران می کند و در چه موقعیت هایی این حس به شما دست می دهد.

توجه به خودآگاهی
دریابید که جهان و نگاه همه افراد به شما نیست و مردم آنقدر گرفتاری دارند که فرصتی برای نگاه کردن به شما نخواهند داشت. به جای اینکه دائم نگران خود باشید و خودتان را تماشا کنید، خودتان را یکی از افراد دیگر و جزء یکی از آنها بدانید. خود را در برابر موضوعی که منجر به خجالتی شدن شما می شود مسلح کنید و افکار خود را در اختیار بگیرید، اولین قدم مبارزه و غلبه بر کم رویی، آگاهی و رفتن به سوی هرگونه تغییر و یا بهبود زندگی است.
اشخاص را زیاد بزرگ نکنید
همانند نکته فوق، اهمیت ویژه ای را بفردی که با وی صحبت میکنید قائل نشوید. هرگاه اینگونه جلوه دهید که او برای شما بی اندازه ممتاز میباشد، او نیز شروع خواهد کرد به همین منوال فکر کردن. به وی بعنوان یک انسان با تـمـام مـعایـب و خـصـوصـیـات یک فـرد عادی نـگاه کنید. گفتگو کردن در حالت برابر، بسیار دلپذیرتر از صـحبت کردن با تـکبر و یا با چشم حقارت خواهد بود.
خودتان را دوست بدارید
یاد بگیرید از خودتان قدردانی کنید و احساسات و استعدادهای خاص خود را دوست داشته باشید. یک نامه عاشقانه برای خودتان بنویسید و کارهایی را انجام دهید که از آن لذت می برید. از بدن خود بابت زحماتی که کشیده است، تشکر کنید. زمانی را به خویش اختصاص دهید و به خودتان رسیدگی کنید.
یافتن نقاط قوت خود
همه ما ویژگی های منحصر به فرد و شیوه های متفاوتی برای بیان خود داریم. دانستن این مساله بسیار اهمیت دارد که اگر هر کاری را به طور کامل انجام دهیم، خوب و عالی است، حتی اگر با شکل عام و عادی آن متفاوت باشد. اگر همه افراد یکسان باشند، جهان، جای کسل کننده ای خواهد شد. کاری را که در آن مهارت دارید، پیدا کرده و روی آن تمرکز کند. شناسایی توانایی های تان، اعتماد به نفس و رضایت خاطر را در شما افزایش خواهد داد و کمک خواهد کرد خودتان را بهتر بشناسید. خواهید دید که چگونه قدرت منحصر به فردتان، به شما یک امتیاز داده و باعث مزیت و تفاوت شما از دیگران خواهد شد.
از طرد شدن نهراسید
قهرمانان برجسته مشت زنی درحالی پا به میدان میگذارند که احتمال شکست برایشان وجود دارد. به همین ترتیب شما نباید انتظار داشته باشید همیشه موفق باشیـد. هیچ چیز ۱۰۰% نیست. بنابراین رویـارویی با یک فرد را بعنوان یک تجربه آموزنده درنظر بگیرید. ترفند کار در این است که خودآگاه (تمرکز حواس بخود) نباشید. کمرویی، تـردید و دودلی هنگامی رخ میدهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می کنید. در عوض افـکـارتـان را سراسر به شخصی که در حال گفتگو هستید متمرکز گردانید. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهیدبرد و هم اینکه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.
تنفس عمیق
اضطراب و ترس را می توان کنترل کرد اگر یاد بگیرید برای غلبه بر آنها چطور محکم باشید. یکی از روش های ساده برای کنترل این احساسات و رسیدن به آرامش، کشیدن نفس عمیق با چشم های بسته است. هنگامی که نفس عمیق می کشید، فقط بر روی تنفس خود تمرکز کنید. در حالی که از همه افکار بد دور هستید، نفس عمیق بکشید و عمل بازدم را به آرامی انجام دهید. روش دیگر، یوگا است. از هنگامی که شروع به دم و بازدم می کنید، آنها را بشمارید. کم کم شمارش دم را کنار گذاشته و فقط بازدم های خود را شمارش کنید؛ مثلاً چهار عدد تنفس دم برای چهار عدد بازدم؛ بدین معنی که زمان و سرعت بازدم خود را کاهش دهید و در مقایسه با دم، بازدم کمتری داشته باشید. به کار ادامه دهید تا احساس آرامش کنید. این کار را حتی در یک مکان کوچک هم می توان انجام داد.
رهایی از اضطراب
یکی از تعاریف اضطراب این است که «اضطراب عبارت است از انرژی مسدود شده که باید آزاد شود.» و این انرژی را می توان از طریق حرکات فیزیکی آزاد کرد. ورزش هایی همچون دویدن و پیاده روی، می توانند به آزاد کردن این انرژی کمک کنند، همین طور ذهن را به سمت موضوع دیگری منحرف می کنند و این به تجدیدنظر در دیدگاه ها نیز کمک خواهد کرد. روش دیگر، مراقبه (مدیتیشن عضلات) است. هر قسمت از بدن خود را به مدت ۳ تا ۵ ثانیه سفت و منقبض و سپس رها کنید تا اینکه به بالای سرتان برسید. در این حین، نفس کشیدن را فراموش نکنید.
تجسم موقیعت خوب
خود را در موقعیتی تصور کنید که در آن فردی با اعتماد به نفس و شاد هستید. این فکر به شما کمک می کند هنگامی که در آن موقعیت قرار می گیرید، همان احساس را داشته باشید.
تمرین و تمرکز
کلمات می توانند انرژی باورنکردنی به انسان بدهند. آنچه ما بارها و بارها با خود می گوییم، ذهن ناخودآگاه مان می شنود. اگر با خود بگوییم که من ناتوان و بیش از حد در انجام کارها خجالتی هستم، همین اتفاق خواهد افتاد. ما آنچه هستیم که خود می خواهیم و خودباور داریم. اگر مرتب با خود تکرار کنیم که من فردی بااعتماد به نفس و توانا هستم، ذهن ناخودآگاه ما آن را درک خواهد کرد. اما تفکر و تجسم مثبت می تواند ما را در راه اصلاح الگوهای تفکر قرار دهد.
مقابله با شرایط بد و ناراحت کننده
وقتی موقعیت ها و مکان هایی را که در آن احساس خجالت می کنید، ترک می کنید، در اصل کمرویی خود را تقویت کرده اید. به جای این کار با آن روبه رو شوید و مقابله کنید. این کار باعث از بین رفتن ترس و رشد شخصیت شما می شود.
پذیرفتن شکست ها
بپذیرید که احتمال دارد از طرف دیگران پذیرفته نشوید؛ اما به خاطر داشته باشید که این بخشی از زندگی است و تمامی افراد آن را تجربه کرده اند. شکست بخشی از فرآیند یادگیری است و تو تنها نیستی.
برچسب نزنید
از اینکه به خود برچسب خجالتی بودن بزنید، بپرهیزید. شما منحصر به فردید و خودتان هستید. شما زیبا هستید؛ هیچگاه فراموش نکنید.
مهارت های اجتماعی
مثل تمامی مهارت های دیگر، مهارت های اجتماعی نیز از طریق تمرین و تجربه رشد می کنند. هر چقدر بیشتر تمرین کنید. دفعه بعد آسانتر خواهد شد. اگر قرار است در موقعیت سختی قرار بگیرید، می توانید حتی با خود تمرین کنید که چه حرف هایی بزنید.
تصور شرایط سخت
بعضی اوقات، به علت کمبود مهارت های اجتماعی نیست که موفق نمی شویم، بلکه به دلیل کمبود اعتماد به نفس و ترس از شکست است. خود را در موقعیت سخت تصور کنید تا ترس تان از آن شرایط و از قرار گرفتن در موقعیت های سخت از بین برود. اگر به طور مکرر خود را در آن شرایط تصور کنید، پس از مدتی متوجه می شوید که آن شرایط خیلی هم سخت نیستند. ممکن است در وهله اول تصور و پذیرش آن کمی سخت باشد؛ ولی بعد به آن خواهید خندید.

بهترین احساس
رفتن به باشگاه ها و رستوران ها خوب است، اما نه برای همه افراد. آنچه به شما احساس آرامش می دهد، در خود بیابید. فعالیت ها و مکان هایی را پیدا کنید که بهترین احساس را برای شما به ارمغان می آورند. شما مجبور نیستید هر کاری را که دیگران انجام می دهند، انجام دهید.
تمرکز در لحظه
به آنچه که انجام می دهید، آگاه باشید. وقتی در حال مکالمه با شخصی هستید، اینکه ظاهر شما چگونه است و چگونه به نظر می رسید را فراموش کنید و روی کلمات متمرکز شوید.
از شما شروع میشود
هــنگامی که کمرویی خـود را کـه مـستلزم پایـداری و گـذشـت زمـان اسـت پـشـت سـر گذاشـتید خواهید دید به چه اندازه زندگی شما دچار تحول میشود. در این زمان با ترس کمتری به سراغ چیزهایی که می خواهید خــواهید رفت. در اینجا رازی نهفته اسـت: تا بحال اتفاق افتاده که داخل اطاقی شوید و آن احساس دستپاچگی و اضطراب به شـمـا دسـت بـدهد. به خاطر داشـتـه باشـیـد کـه اغلب افرادی که ملاقات می کنید خود آنقدر سرگرم و دل واپس این میباشند که دیگران در موردشان چگونه می انـدیـشـند کـه دیگر متوجه شما نخواهند شد تا بتوانند درمورد شما قضاوت کنند.
تمرکز بر موفقیت ها
وقتی نکات گفته شده را رعایت کنید، کم کم می توانید بر کمرویی خود غلبه کرده و به فکر موفقیت های آینده باشید. شما نسبت به حقایق، به بینش جدیدی رسیده اید و می توانید خود را متفاوت از قبل ببینید. هنگامی که به این موفقیت ها دست یافتید، آنها را در یک دفتر یادداشت کرده و فهرستی از آنها تهیه کنید. با این کار اعتماد به نفس تان افزایش می یابد و به سمت چیزی حرکت خواهید کرد که می تواند برای شما مفید باشد.

آموزش روایت گری در داستان

روایت گری در داستان
۱۷ تیر
1+

یکی از نکات کلیدی در مبحث داستان، بحث روایت است. شناخت روایت و روایت گری صحیح هم به ما کمک میکند داستان را بهتر بشناسیم و هم کمک می کند بهتر بنویسید.بحث روایت البته بحث طول و درازی است، اما سعی می کنیم این جا تا حدی درباره ی تعریف آن و دیدگاه هایی که درباره اش هست، صحبت کنیم. اکثر روایت شناسان ، روایت را متنی می دانند که قصه ای را بیان می کند و یک قصه گو (راوی ) دارد. ژرار ژنت، منتقد فرانسوی ، روایت را گونه ای گزینش عناصر و ایجاد نظم هم نشینی در طرح می داند .

 

این آموزش ۲۹ صفحه ای را که درباره روایت گری و رمان نویسی است می توانید از طریق دکمه ی دانلود زیر دریافت دارید

ایمان و جایگاه آن

ایمان
۱۴ تیر
0

دو منبع اصلی اخلاق اسلامی درباره جایگاه ایمان گفته های فراوان دارند.
۱- قرآن کریم
۲- روایات

ارزش ایمان
– در بیان منزلت و جایگاه رفیع ایمان همین بس که پیامبر (ص) در نصایح خویش به ابوذر می فرماید.
– * ای ابوذر، هیچ چیز در نزد خداوند، محبوب تر از ایمان به او و خودداری از آنچه نهی می کند، نیست.
امام صادق (ع) از برکات ایمان به خداوند چه فرمود؟
– خداوند دنیا را هم به کسانی می دهد که دوستشان دارد و هم به کسانی که برآنها غضبناک است. ولی ایمان را نمی دهد مگر به آنان که دوستشان می دارد.
امام صادق(ع) در توصیف منزلت و جایگاه مومن چه می فرماید؟
– هر گاه حجاب از چشمان مردم برداشته شود و به وصل میان خداوند و بنده مومن او نظر کنند، آنگاه گردن های آنها در مقابل مومنان خاضع ، امور مومنان برای آنان آسان و اطاعت از مومنان بر ایشان نرم و لطیف خواهد شد.
جایگاه بلندی که در روایات برای ایمان بیان شد.
۱- ایمان از یک سو آخرین حلقه وصل به مقام خلیفه الله و جوار قرب معنوی است.
۲- از سوی دیگر بر اساس آنچه در قرآن و روایات آمده است، مبدا و مفتاح همه صفات پسندیده نفسانی و نیکی های رفتاری ایمان است.

ماهیت ایمان
– اگر چه در باب حقیقت و ماهیت ایمان اختلاف نظرهایی در میان متکلمان مسلمان وجود دارد.
– ولی ویژگی های مهم آن بدین قرار است.
۱- ایمان عبارت است از تصدیق و اذعان قلبی.
۲- جایگاه ایمان نفس و قلب است.
۳- نسبت میان اسلام و ایمان عام و خاص مطلق است.
۴- برخی از مسلمانان فقط در ظاهر تسلیم حق هستند.
اصناف و درجات ایمان
– اولا در تقسیم ایمان به دو نوع می باشد
– ۱- مستقر
– ۲-مستودع و عاریه
– قرآن می فرماید: او همان کسی است که شما را از یک تن پدید آورد. سپس برای شما قرارگاه و محل امانتی مقرر کرد.
– خدا آیات خود را برای مردمی که می فهمند به روشنی
ایمان مستقر: ایمانی است که تا روز قیامت ثابت و ماندگار است.
ایمان مستودع: ایمانی است که قبل از مرگ ، خداوند آن را از انسان باز می ستاند.
امام علی (ع) نسبت به انواع ایمان چه می فرماید؟
۱- برخی از ایمان ها در دل ها برقرار است
۲- برخی دیگر میان دل ها و سینه ها عاریت و ناپایدار هستند تا روز رستاخیز و مرگ در آید.
ایمان دارای مراتب و درجات هستند. قرآن و روایات این حقیقت تاکید دارند.
امام صادق(ع) درباره ایمان می فرماید:
– ای عبدالعزیز به راستی که ایمان ده درجه است و مانند نردبان می بایست پله پله از آن بالا رفت.
– کسی که دارای دو درجه از ایمان است به آنکه دارای یک درجه است، نباید بگوید تو را ایمانی نیست و همین طور ( دومی به سومی) تا به دهمی برسد و آن را که در درجه پایین تر از تو است نباید از ایمانش پنداری.
شیخ صدوق در کتاب خصال چه می فرماید:
– مقداد از نظر ایمان در درجه هشتم
– ابوذر از نظر ایمان در درجه نهم
– سلمان از نظر ایمان در درجه دهم
اصلی ترین متعلقات ایمان
۱- ایمان به عالم غیب: قرآن یکی شروط بهره مندی و هدایت یابی از کتاب الهی را ایمان به غیب و قوای غیبی یعنی ملائکه می داند. «این کتابی است که در حقانیت آن هیچ تردیدی نیست
۲- ایمان به خداوند یگانگی: قرآن در طی آیات متعددی ضرورت ایمان به خداوند را یادآور می شود. قرآن پس به خدا و پیامبر او ایمان آورید. و خدا به آنچه می کنید آگاه است.
۳- ایمان به معاد و چگونگی آن: ایمان به معاد و چگونگی آن نقش ضمانت اجرا برای میزان کارآمدی اخلاق اسلامی را ایفا می کند. قرآن کریم پس از ایمان به خداوند و یگانگی او بیشترین تاکید را بر معاد و چگونگی آن از قبیل ایمان به سوال در قبر- عذاب در قبر روز رستاخیز
ایمان به رسالت انبیا و کتب آسمانی: یکی از مبانی بهره مندی از تعالیم دینی و رویکرد به دین ، به ویژه اخلاق اسلامی، باور به عجز و قصور آدمی در شناسایی درست کمال و سعادت خویش و گزینش ابزار و روش های صحیح برای رهیابی به آن است.
ایمان به امامت و امامان: بر اساس مبانی کلامی شیعه ایمان به جریان امامت ، شرط رستگاری و از پایه های اخلاق اسلامی است.
امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیم.
کامل کننده دین:
– بر اساس شواهد تاریخی غیر قابل انکار و مورد قبول همه فرق اسلامی آن روز هجدهم (ذی الحجه سال دهم هجری است و حادثه ای که در آن روز در غدیر خم اتفاق افتاد، انتخاب امام علی (ع) از سوی پیامبر (ع) جانشینی خویش و شروع جریان امامت بود.
لذت ها برای انسان آرامش روانی است از بزرگترین دردها است.
بصورت انسان ؟؟؟؟ شرط حق از باطل شرط ایمان تلکات نفسانی ارزشمند زندگی سعادتمند و لذت بخش
– انجام عمل نیک ( عمده ترین شرط ایمان است.)در بسیاری از آیات قرآن ، ایمان در کنار عمل نیکو مطرح شده است و در اکثر آنها بلافاصله پس از ایمان عمل و پسندیده مطرح شده است.
– قرآن می فرماید هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداش هر چه نیکوتر خواهد داشت، و به فرمان خود، او را به کاری آسان وا خواهیم داشت.
– امام علی (ع) می فرماید کسی دستورات الهی عمل کند فقط اوست که مومن است.
اسباب ایمان
– در متون دینی از عوامل مختلفی بعنوان موجبات پیدایش ، ثبات و کمال ایمان نام برده شده و بخشی از آنها ماهیت معرفتی دارند، مانند (علم، عقل و فقاهت در دین که مقدمات نظری ایمان را فراهم می سازند(.
۷- آثار و فواید ایمان
– هم ماهیت علمی دارند هم حالات نفسانی
– مهمترین آنها عبارتند از
۱- آرامش روحی: بالاترین لذت ها برای انسان  و آرامش روانی اضطراب از بزرگترین دردهای بنی آدم است.
۲- روش بینی: روش بینی و بصیرت انسان در مقام تشخیص حق از باطل می گردد.
۳- توکل به خدا: یکی از ملکات نفسانی ارزشمند از آرمان زندگی سعادتمند و لذت بخش است.
۴- برکات دنیوی
صفات نفسانی عمل کننده
تقسیم بندی (طبقه بندی ) صفات نفسانی عمل کننده:
۱- صفاتی که ناظر به جهت گیری درونی انسان نسبت به خداوند و مبدا هستی اند.
۲- صفاتی که ناظر به جهت گیری درونی انسان نسبت به معاد و انجام زندگی اوست. مانند (خوف ، رجا، قنوط، یاس و … )
۳- صفات و ملکاتی که جهت گیری ما را نسبت به خودمان سامان می دهند (مانند عجب و افتخار) عزت نفس ، عصبیت و …
۴- صفاتی که موضع گیری ما را نسبت به فردا و آینده رقم می زنند مانند (آرزوها ، تسویف ، عجله ، همت ) و…
۵- صفاتی که ناظر به جهت گیری انسان نسبت به مواهب دنیوی است، مانند (زهد ، حرض ، حسرت ، قناعت ) و…
۶- صفاتی که موضع انسان را نسبت به دیگران تعیین می کنند، مانند خیر خواهی، حسادت ، حِقد ، انصاف و …)
۷- صفاتی که بیانگر آرایش طبیعی و متعادل نفس است و نقش بازدارندگی را یافا می کند، مانند (سکون، وقار ، عفت ، حیا و…)
– نسبت به جایگاه هر یک از این گروه ها ساختار اخلاقی نسبت به مبدا و عاد ناشی از ایمان او است.
الف – جهت گیری نفس نسبت به خداوند
۱- محبت خداوند: آدمی در حالی که محبت و عشق می ورزد، احساس لذت و خوشبختی می کند و در هنگامی که در حال کراهت و نفرت است. احساس گرفتگی و درد و رنج دارد شاید به همین دلیل است که برخی از حکیمان بزرگ و فیلسوفان اخلاق غایت انسان و هدف و فیلسوفان اخلاق غایت انسان و هدف اخلاق را سعادتمندی یعنی زندگی لذت بخش و بدون درد و رنج دانسته اند.
۲- لذت : لذت اعم از مادی و معنوی موجب محبت می گردد. یعنی انسان آنچه را که موجب لذت گردد. به دلیل لذت آور بودن دوست دارد نه برای ذات آن، لذت مانند (محبت انسان به خوردنی ها و آشامیدنی ها) و آنچه موجب ارضای سایر غرایز او می شود. این نوع محبت به اسانی بدست می آید و به سرعت از میان می رود ولی لذت معنوی مانند ( محبت انسان به یک سرباز فداکار) یا به دلیل لذتی که از دیدن جنگاوری ها و شجاعت های او می برد و به یک هنرمند و ورزشکار، به دلیل لذتی که از صحنه های هنرنمایی او می چشد. محبت آفرینی این قبیل لذتا امری آشکار و ی نیاز از استدلال است.
۳- احسان: (انسان، بنده و اسیر نیکی و احسان است.)هر که را به او احسان کند، دوست دارد و از کسی که به او بدی کند، می رنجد. بنابراین منفعت و نیکی سبب محبت آدمی به عامل آن می شود.
۴- حسن و جمال ظاهری و باطنی : ادراک زیبایی و جمال موجب محبت می گردد. یعنی انسان زیبایی ها را اعم از مادی و معنوی دوست دارد و منشا فطری دارد.
۵- تناسب و مسانخت باطنی و روحی: گاهی انسان نسبت با دیگران محبت می کند نه به دلیل حسن جمال و نه به سبب چشم داشت و طمع مال و مقام بلکه به صرف معنویت و روح بلند اوست.
۶- الفت و اجتماع: اجتماع افراد با یکدیگر و زندگی در کنار هم موجب محبت و انس آنان به یکدیگر می گردد. انس و الفت ریشه در طبیعت و سرشت آدمی دارد.
۷- شباعت در اوصاف ظاهری: اشتراک در یک یا چند ویژگی ظاهری باعث پیدایش محبت می شود. علاقه کودکان به یکدیگر و پیرن به همدیگر و افراد هم شغل و همکار با یکدیگر از همین قبیل است.
۸- رابطه علیت: معلول ناشی از علت و هم سنخ آن است. معلول نیز علت را از آن رو دوست دارد که در واقع علت اصل آن است. بنابراین هر یک از آن دو در محبت نسبت به دیگری ، در حقیقت به خویش عشق می ورزند.
شاخص ترین نشانه ها نسبت به محبت بخدا عبارتند
۱- دوست داشتن مرگ: اگر چه مرگ تنها راه ملاقات و رویت جمال خداوند نیست. ولی بطور عموم تحقق این امر با عبور از گذرگاه مرگ و میر است.
۲- مقدم داشتن خواست خداوند: محبت الهی و پیروی از دستورات او را در پی و تلاش برای کسب رضایتمندی محبوب لازمه آن است.
۳- عدم غفلت از یاد خداوند: ذکر و یاد محبوب و آنچه مربوط به اوست. همواره برای محلت لذت بخش دوست داشتنی است.
۴- غم و شادی برای خدا: دوستان خداوند، دردمند و اندوهگین نمی شوند مگر برای آنچه آنان را از محبوب دور کند، و شادمان نمی گردند جز که موجب آنچه آنان را به مراد خویش نزدیک گرداند.
۵- دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان او: محمد (ص) پیامبر خدا است . و کسانی که به اوی اند. بر کافران، سختگیر و با همدیگر مهربان اند.
۶- بیمناکی در عین محبت و امیدواری: دوستان خدا در عین حال که شیفته جمال اوی اند. در نتیجه ادراک عظمت او در بیم و هراس به سر می برند. زیرا همان طور که ادراک جمال الهی محبت او را در پی دارد. ادراک عظمت او هم هیبت و هراس را بدنبال می آورد. زیرا بیم دوستان خدا، از دورماندن از او است.
۷- کتمان محبت خدا وترک ادعا آن: محبت، سری از اسرار محبوب است و چه بسا در اظهار آن چیزی گفته شود که خلاف واقع و افترا بر محبوب باشد. نشانه محبت حقیقی آن است که مراتب محبت خویش را به هیچ انگارد و آن را شایسته ذکر نبیند و خویشتن را همواره در این باب قاصر و عاجز بیابد.
آثار محبت خداوند
۱- انس با پروردگار: هنگامی که قلب آدمی مسرور از قرب الهی می شود بشارتی به قلب انسان وارد می گردد که به آن «انس» گفته می شود.
از نشانه های انس با خداوند آن است که خلوت و اشتغال به ذکر او گراراتر از هم نشینی و انس با خلایق است.
۲- اشتیاق به سوی خداوندک دوستداران خدا مشاهده جمال الهی بعد از ورای حجاب های غیب ، رخسار محبوب را به نظاره نشستند و دریافتند از یددن حقیقت جلال و غظمت خداوند قاصرند. تشنگی و ولع آنان برای مشاهد آنچه ندیده اند زیاد می شود، به این حالت ، « مقام شوق» گفته می شود.
۳- رضا به قضای الهی: «رضا» در مقابل «سخط» است و آن عبارت است از ترک اعتراض نسبت به آنچه خداوند مقرر داشته است در ظاهر و باطن و درگفتار و رفتار. کسی که به مقام رضا نایل گردد، در نزد او فقر و غنا، راحتی و سختی ، تندرستی و بیماری مرگ و زندگی و… یکسان است و تحمل هیچ یک بر او دشوار نیست.
۴- سر انجام محبت پروردگار: پایان محبت الهی مانند هر محبت دیگری جز ملاقات و وصال محبوب نمیتواند باشد تحقق این رویت و ملاقات متوقف بر معرفت خداوند است که خود محتاج صفای باطن و پیراستن دل از علاقه های دنیوی است.
امام علی (ع) هنگامی که «پرسشگری» از خوارج از او پرسید: آیا پروردگارت را به هنگام پرستش او دیده ای؟ در پاسخ با صراحت فرمود: « وای بر تو! من کسی نیستم که پروردگاری را که ندیده ام بپرستم» آنگاه که پرسشگر از حقیقت و ماهیت این ملاقات جویا باشد و پرسید چگونه او را دیده ای؟
پاسخ داد: « وای بر تو! دیدگان هنگام نظر افکندن او را درک نکنند، ولی دل ها با حقایق ایمان او را دیده اند»
محبت خداوند به بندگان
خداوند به حضرت داود (ص) آمده است:
ای داود به بندگان زمینی من بگو: من دوستت کسی هستم که دوستم بدارد و هم نشین کسی هستم که با من هم نشینی کند و همسرم کسی هستم که با یاد و نام من انس گیرد و همراه کسی هستم که با من همراه شود، کسی را بر می گزینم که مرا برگزیند و فرمانبردار کسی هستم که فرمانبردار من باشد.
ماهیت توکل
توکل یعنی اعتماد و اطمینان قلبی انسان به خداوند در همه امور خویش و بیزاری از هر قدرتی غیر از او. هیچ قدرتی غیر از او. هیچ قدرتی جدا از خداوند در کار عالم و آدم اثر گذار نمی باشد همه علل و اسباب مقهور قدرت الهی اند و تحت اراده او عمل می کنند.
درجات توکل
اولین درجه توکل به خداوند آن است که اعتماد و اطمینان انسان به او، همانند اعتمادش به وکیلی باشد که برایانجام کارهایش بر می گزیند در واقع این پایین ترین درجه توکل است.
درجه دوم، انسان از اصل توکل غافل و در وکیل خود یعنی خداوند فانی است. این درجه توکل کمتر تحقق پیدا می کند و زودتر از بین می رود و تنها برای افراد خاصی حاصل می گردد.
عالی ترین درجه توکل آن است که انسان همه حرکات و سکنات خویش را بدست خداوند ببیند.
مانند (حضرت ابراهیم توسط نمرودیان با منجنیق او را در آتش انداختند و آتش تبدیل به گلستان شد)

مفهوم شکر
۱- ماهیت و مراقب شکر: شکر یعنی شناخت نعمت و شادمانی و سرور نسبت به آن و سپاسگذاری از منعم و استعمال نعمت در راه بندگی خداوند.
۲- حقیقت شکر «اظهار نعمت» است
۳- اظهار نعمت عبارت است از استعمال آن در راهی که منعم اراده کرده است و مدح و ثنای او برای نعمتش
شکر دارای مراتب است
۱- قلبی (یاد اوری) : همواره در دل متوجه و یادآور نعمتهای او باشد.
۲- زبانی (مدح و ثنا) : به هنگام استفاده از نعمتهای بیکران الهی زبان به حمد و سپاس الهی بگشاید.
۳- عملی: نعمتها و برکات خداوندی را در راهی که خداوند اراده کرده است.
مقابل شکر
مقابل شکر – کفر قرار دارد که به معنای مخفی کردن و پوشاندن نعمت های الهی است.
البته آشکار است که نسبت به نعمت های بی شمار خداوندی حتی بندگان شاکر الهی هم از عهده سپاسگذاری او بر نمی آیند.
قرآن در باب «گستره نعمت های الهی» چه می فرماید:
از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد، و اگر نعمت خدا را شماره کنید ، نمی توانید آن را به شمار درآورید. قطعا انسان سقم پیشه ناسپاس است.
ارزش شکر
– در آیات و روایات، در شرح مقام شکر و سپاسگزاری آمده است.
– سپاسگزاری از صفات خداوند است
– و خداوند سپاس پذیر بردبار است
– سپاس خدایی را که وعده اش را بر ما راست گردانید.
– پایان نیایش آن است (الحمد الله رب العالمین ) خداوند حمد و سپاس را در کنار ایمان مانع عذاب بر شمرد.
امام سجاد راجع به «سپاسگزاری » چه فرمود
– حقیقتا خداوند، هر قلب محزون و هر بنده سپاسگذار و قدردان را دوست می دارد.
– بنابراین حق شناسی و سپاسگزاری نسبت به خداوند از عناصر اساسی تنظیم کننده رابطه انسان با خداوند است.
قرآن نتیجه دنیوی شکر الهی را چگونه بیان می کند
– آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاسگزاری کنید (نعمت) شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسی نمایید، قطعا عذاب من سخت خواهد بود.
امام علی (ع) راجع به شکر نعمت چه فرمود
– خدا در سپاس گفتن را بر بنده ای نمی گشاید در حالی که در نعمت را به روی او ببندد.
امام صادق راجع به شکر نعمت چه فرمود
– از جمله مواردی که خداوند به حجضرت موسی (ع) وحی کرد این بود که «ای موسی» از من سپاسگزاری کن آن چنان که سزاوار من است .موسی (ع) در جواب پرسید: پروردگارا چگونه حق سپاس تو را ادا کنم در حالی که هر گونه سپاسگزاری من خود نعمتی دیگر است؟ خداوند در پاسخ فرمود: اکنون که دانستی سپاس تو نیز نعمتی از جانب من است حق شکر مرا به جای آوری.
شاخص ترین مفاهیمی که در باب جهت گیری نفس به عاقبت خویش
۱- بیم: یعنیاحتمال بروز امری ناخوشایند برای انسان در آینده بر اساس نشانه های قطعی یا ظنی که به طور طبیعی دردمندی و نگرانی را در پی خواهد داشت.
۲- « خوف و بیمم با « جبن و ترس» تفاوت اساسی دارند. زیرا « جبن» عبارتست از خودداری نفس از دفاع و انتقام در جائیکه اقدام به آن عقلا و شرعا مجاز و نیکو است.
۳- « خوف» بر دو نوع است «پسندیده » و «ناپسند» تقسیم نموده اند.
۴- « خوف ناپسند» همان بیمناکی از غیر خداوند است.
۵- « خوف پسندیده» بیم از عذاب الهی سر انجام بد و در واقع بیم از آثار و عواقب ناخوشایند اعمال
درجات خوف یا منابع رایج اخلاق اسلامی
۱- ورع: پایین ترین درجه خوف آن است که باعث شود که او از ارتکاب ممنوعات اخلاقی خودداری نماید.
۲- تقوا: هرگاه قدرت «خوف» زیاد شود و باعث شود که آدمی علاوه بر خودداری از محرمات و از ارتکاب شبهات هم خودداری نماید. به آن «تقوا» گفته می شود.
۳- صدق: در « تقوا» آن است که حتی از انجام برخی از امور مجاز و مباح بپرهیزد، تا مبادا زمینه ارتکاب حرام را فراهم کنند.
انسان در نتیجه شدت خوف از خدا نسبت به مردمآماده خدمت می شوند. و هیج نفسی از نفسهای زندگیش را در راه غیر دا صرف نمی نماید.
ج ) ارزش بیم
۱- نقش خوف از خداوند در سعادت آفرینی برای انسان بسیار بنیادین است. زیرا سعادت آدمی جز در ملاقات پروردگار و منزل گزیدن در جوار قرب او نیست.
قرآن راجع به خوف از خدا می فرماید برای کسانی که از پروردگارشان بیمناک بودند، هدایت و رحمتی بود.
خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از او خشنودند این پاداش کسی است که از پروردگارش بترسد.
۲- الف ) آیات و روایات فروانی به زبان های مختلف بر اهمیت و منزلت خوف از خداوند تاکید ورزیده اند. قرآن می فرماید: از بندگان خدا تنها دانایان اند که از او می ترسند.
قرآن می فرماید: مومتان کسانی اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد.
قرآن : ای عیس از من بیمناک باش و بندگان مرا نسبت به من بیم ده تا شاید گناهکاران از آنچه می کنند دست بردارند و در نتیجه هلاک نشوند.

آفت بیم
– بیمناکی از قرب الهی به منزله تازیانه ای است بر پیکر سالک
– افراط در بیمناکی از خداوند «یاس» از رحمت الهی است که آفت بزرگ خوف از خداوند است و از رذیلت های بزرگ اخلاقی به شمار می آید.
امید
– «رجا» عبارتست از احساس راحتی قلب درنتیجه انتظار امری خوشایند است.
– هرگاه وجود یا عدم اسباب آن معلوم نباشد به چنین انتظاری «تمنی» و «آرزو» گفته می شود.
– اگر اسباب و علل پیدایش امر محبوب فراهم نبود و در عین حال شخص انتظار تحقیق آن را دارد به چنین انتظاری «غرور» و « حماقت » می گویند. « امید » نیز همان « بیم » ، بروز حادثه عادتا محتمل باشد نه قطعی.
– « امید » نسبت به طلوع و غروب خورشید که تحقق آن قطعی است صادق نیست.

ارزش امید
– در قرآن و روایات امید به رحمت خداوند و سرانجام نیکو
– آیات و روایات که در مذمت و محکومیت یاس از رحمت خداوند در مقابل «امید» قرار داد.
– آنچه بندگان را صریحاً ترغیب و تشویق به امیدواری به فضل خداوند می نماید.
– رسول اکرم (ص) عمل کنندگان (مومنان) به اعمالی که برای کسب ثواب من انجام میدهند. تکیه نکنند چه اگر تمام عمرشان را در عبادت من بکوشند و زحمت بکشند باز کوتاهی کرده باشند.
قرآن فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبیح می گویند و برا کسانی که در زمین هستند.
آفات امیدواری
۱٫ امیدواری بدون عمل :در تعریف « امید» گفته شد که راحتی قلب در نتیجه انتظار تحقق امری خوشایند می باشد.
۲٫ یکی از آفات مهم امیدواری در واقع امیدهای کاذب و بی اساس است . در نظام اخلاقی اسلام (سعادتمندی جز از مسیر عمل صالح نمی گذرد.)
۳٫ احساس ایمنی از مکر خداوند: زیاده روی در امید به بخشایش خداوند موجب احساس ایمنی از مگر او می گردد که یکی از رذایل اخلاقی است.
جهت گیری نفس نسبت به خویشتن
۱٫ انکسار نفس: مراد از انکسار نفس خودشکنی آن است که انسان بدون اینکه خود را با دیگران مقایسه نماید خود را کوچک و پایین شمرده و خود پسند و از خود راضی نباشد خودشکنی منشا و مبنای تواضع است و بدون آن تواضع محقق نمی شود.
موانع انکسار نفس
۱٫ خودپسندی (عجب) : عجب ، خودستایی و غرور ، موانع اصلی فروتنی و کوچک شمردن خوش است.
الف) مفهوم عجب: عجب عبارتست از بزرگ پنداشتن خویش بدلیل کمالی که فرد در خود می بیند، چه اینکه در واقع چنین کمالی را داشته یا خیر.
ب) نکوهش خودپسندی: در قرآن خود پسندی بارها مورد نکوهش قرار گرفته است.
– علت شکست مسلمانان در جنگ چنین می فرماید «قطعا خداوند شما را در مواضع بسیاری یاری کرده است، هنگامی که تعدادتان زیاد بود دفع خطر نشد و زمین با همه فراخی بر شما تنگ گردید. در حالیکه پشت به دشمن کردید برگشتید»
از پیامبر (ص) اکرم گزارش شد که خداوند به حضرت داود (ع) فرمود « ای داود، گنهکاران را مژده بده و صدیقان را بترسان. داود عرض کرد: چگونه گنهکاران را مژده دهم و صدیقان را بترسانم! فرمود: ای داود گنهکاران را مژده بده که من توبه را می پذیرم و از گناه آنان در می گذرد و صدیقان را بترسان که به اعمال خویش خود بین نشود.
ج) اسباب خودپسندی
۱٫ خودپسندی بدلیل زیبایی و تناسب اندام
۲٫ خودبینی به دلیل قدرتمندی و اقتدار (خداوند از قوم عاد نقل می کند گفتند : « از ما نیرومندتر کیست»)
۳٫ خوپسندی از بهره مندی از عقل و زیرکی
۴٫ خودپسندی بر اثر انتساب به نسب و نیاکان
۵٫ خودبینی به سبب زیادی فرزند، غلامان ، طایفه ، اقوام
۶٫ خودپسندی ناشی از اموال و ثروت فراوان.
د) آثار زیان بار خودپسندی
۱٫ خودپسندی منشأ کبر یعنی خود بزرگتر بینی
۲٫ خودبینی موجب فراموشی گناهان است
۳٫ فرد خودپسند در نزد خداوند مکان و منزلتی قائیل است و در نتیجه خود را در امنیت و مصونیت می بیند.
۴٫ شخص خود پسند چون نوعی مطالبات از خداوند برای خود انتظار دارد سپاس و قدر شناسی را وظیفه خود نمی داند.
۵٫ فرد خودپسند چون خدشه ای در خود نمی بیند خود را بی نیاز از نصیحت و خیرخواهی دیگران دانسته
۶٫ خودستایی یکی دیگر از آثار خودپسندی است، خودبین در هر فرصتی زبان به ستایش خویش می گشاید.
هـ) درمان خودپسندی
– درمان هر دردی به زدون علل و اسباب آن است.
– کسی به زیبایی خویش مغرور شده است باید بداند که آنچه دارد چقدر سریع الزوال و فانی است.
– کسی که صاحب قدرت است باید بداند با بیماری یک روزه نابود خواهد شد و خداوند آنچه به او داده باز ستاند.
– کسی صاحب علم و اندیشه است باید بداند آنچه دارد امانت الهی است ممکن است بر اثر حادثه کوچکی همه مشاعر خود را از کف بدهد.
– صاحب حسب و نسب و اظهار سربلندی عین جهالت و سفاهت است.
– در درگاه خداوندی کرامت و بزرگواری هر کس جز با « تقوا» نمی سنجند.
غرور چیست: یعنی اطمینان و آرامش قلب نسبت به آنچه که با هوای نفس موافق بوده و طبیعت انسان به آن تمایل داشته باشد. منشا این گرایش جهالت یا وسوسه های شیطانی است. کسی که بر اساس اوهام و شبهات خویشتن را بر خیر و صلاح می داند در واقع فریب خورده ، مغرور گسته است و ارزیابی درستی از خود و کار خویش ندارد.
مانند: کسی که از راه حرام مالی بدست آورد و آن را در راه های خیر از قبیل (ساختن مسجد و مدرسه و سیر کردن گرسنگان ) مصرف نماید، به این خیال که در راه خیر و سعادت گام بر می دارد، حال آنکه فریب خورده و مغرور است.
غرور دارای دو رکن است:
۱- جهل مرکب: یعنی اعتقاد قلبی به این عمل او خیر و صلاح است در حالی که در واقع چنین نیست.
۲- برخلاف آنچه در ظاهر ادعا می شود، به منشا خیر و سعادت است بلکه حب شهوات و انتقامجویی است.
– قرآن هشدار می دهد «زنهار ! تا این زمان زندگی دنیا شما را نفریبد.
– زندگی دنیا جز مایه فریب نیست.
عالمان اخلاق عمده ترین گروه هایی را که در معرض غرورند:
الف) کافران: معتقدند که نقد دنیا بهتر از نسیه آخرت است و همچنین لذات دنیا بهتر از لذت های اخروی است.
ب) مومنان گناهکار و فاسق : زیرا که خداوند بزرگوار دارای رحمت گسترده است.
ج) عالمان: ممکن است تصور کنند که دانش و آگاهی موجب رستگاری است و در نتیجه در صدد عمل کردن به علم خویش برنیایند.
د) واعظان و مبلغان: شاید گمان کنند که نیت آنان هدایت مردم است، در حالی که در پی ارضای نفس خویشند.
هـ) اهل عبادت و عمل: چون ممکن است در پی ریا و خودنمایی باشند، ولی تصور کنند که انگیزه آنان کسب رضایت پروردگار و تقرب معنوی به اوست.
ز) اغنیا و ثروتمندان : گاهی از راه حرام و مصرف آن در راه خیر به منظور نشان دادن به مردم.
تواضع چیست: تواضع آن است که انسان در مقایسه با دیگران برای خویش امتیاز و برتری قایل نشود. وجود چنین حالتی در فرد باعث می شود که دیگران را بزرگ و گرامی بدارد. تواضع در مقابل کبر و تکبر قرار دارد.
ارزش تواضع از دیدگاه قرآن: بندگان خدای رحمان کسانی اند که روی زمین به نرمی گام بر می دارند و آنگاه که نادانان ایشان را خطاب کنند، به ملایمت پاسخ می دهند.
امام صادق (ع) راجع به تواضع حضرت موسی (ع) چه فرمود:
– خداوند به موسی (ع) وحی کرد: ای موسی ، آیا می دانی چرا از میان همه آفریدگانم تو را برای سخن گفتن با خود برگزیدم؟ موسی عرض کرد: پروردگارا علت آن چه بود؟ خداوند پاسخ داد: ای موسی، من در میان بندگانم کسی را از تو فروتن تر در برابر خود ندیدم. ای موسی تو چون نماز می گذاری گونه خویش برخاک می نهی.
پیامبر (ص) به ایارن خود فرمود: چه شده است که حلاوت عبادت را در شما نمی بینم؟ پرسیدند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: فروتنی.
نشانه های تواضع
۱٫ شخص فروتن به نشستن در پایین مجلس رضایت می دهد.
۲٫ فرد متواضع در سلام کردن از دیگران پیشی می گیرد.
۳٫ از مجادله خودداری می نماید، اگرچه حق با او باشد.
۴٫ دوست ندارد که او را به پرسیزگاری بستایند.
مهمترین موانع فروتنی
۱٫ کبر و تکبر
۲٫ تفاخر
۳٫ عصبیت، سرکشی و ذلت
اقسام تکبر
۱٫ تکبر بر خداوند: هر کس از پرستش خدا امتناع ورزد و بزرگی بفروشد به زودی همه آنان به سوی خدا بازگشت داده می شود.
۲٫ تکبر بر پیامبر: فرد شان و مقام خود را برتر از آن بداند
۳٫ تکبر بر مردم: یعنی خود را بزرگتر از دیگران شمارد.
صفات نفسانی عمل کننده
۱- موضع مطلوب نفس
الف) خرم: خرم در لغت به معنی (محکم کاری) و استوار است در روایات هم همین معنا است از جمله اصلاح امروز (کار امروز را به فردا وانهادن) – آماده مرگ بودن – با صاحب نظران مشورت نمودن است – استوار و قاطعیت در تصمیم گیری – احتیاط و عاقبت اندیشی – یکی از محاری مهم «خرم» آینده نگری و دور اندیشی است.
ب) کوتاه کردن آرزوها: انسان ها به مقداری که در آینده برای خویش بقا و زندگی انتظار دارند، حوزه آرزوهای خویش را ترسیم می کنند گاه نیز دامنه آمال و آرزوهای آدمی انتظار او را نسبت به دوران زندگی آینده اش تحت تاثیر قرار می دهد . اخلاق اسلامی تلاش شده است که آرزوها انسان را نسبت به دوران باقیمانده از عمرش بر اساس واقعیات طبیعی و اخلاقی شکل گیرد . از یک سو به انسان هشدار می دهد که هیچ تضمینی برای زندگی فردا وجود ندارد.
خدا به موسی (ع) می فرماید « ای موسی! در دنیا آرزوهای دراز نداشتهب اش که سختدل می شوی و انسان سختدل از من به دور است.»
امام علی (ع) می فرماید آن که یقین دارد روزی از دوستان خود جدا خواهد شد و در دل خاک خواهد خفت و حساب و کتابی در پیش رو دارد و آنچه بر حای می نهد بکارش نخواهد آمد و به آنچه پیش فرستاده نیازمند است سزاوار است که رشته آرزوها را کوتاه و دامنه تحمل را دراز گرداند.
امام صادق (ع) می فرماید « با کوتاه کردن آرزو شیرینی وارستگی از دنیا را بدست آور»
ج) یاد مرگ: یاد مرگ از ابزارهای بسیار کارآمد در اخلاق تربیتی اسلام است. رهروان وادی معرفت و دلدادگان کوی محبت پروردگان تجارت ارزشمندی را از کار آمدی یاد مرگ گزارش کرده اند و در آیات و روایات نیز یاد مرگ به عنوان یک تدبیر راهبردی در تربیت اخلاقی مورد تاکید است. اخلاق اسلامی با توصیه های فراوان نسبت به «یاد مرگ» و تذکر دائمی نسبت به اصل مرگ و ناگهانی بودن آن جهت گیری نفسانی ما را نسبت به فردا سامان می دهد.
امام باقر(ع) می فرمایند: از پیامبر اکرم (ص) پرسیدند: زیرک ترین مومنان چه کسی است رسول خدا (ص) پاسخ داد « کسی که از همه بیشتر به یاد مرگ باشد و یشتر از همه خویش را آماده مرگ کرده باشد»
امام علی (ع) می فرماید « آنگاه که نفس هایتان شما را به سوی خواهش ها و شهوت می کشاند مرگ را فراوان یاد کنید که مرگ بهترین واعظ است .
رسول خدا (ص) بسیار اصحاب خود را به یاد آور مرگ سفارش می کرد و می فرماید: مرگ را فراوان یاد کنید زیرا که آن بر هم زننده لذت ها و حائل میان شما و خواهش ها است.
د) همت بلند: آنچه در باب ضرورت کوتاه کردن آرزوها و انتظار مرگ بیان شد، ممکن است این تصور پیش آید که انسان فاقد آرزوهای بلند . انگیزه ای برای تلاش نخواهد داشت اگر چه اسلام دعوت به کوتاه کردن آرزوهای دنیوی دارد.
اسلام به صاحبان همت بلند توصیه می کند و آن یک فضیلت اخلاقی است.
امام سجاد(ع) می فرماید:« پروردگارا مرا پیکری روحانی ببخش و دلی آسمانی و همتی پیوسته به تو یقینی صادق در محبت به تو »
پیامبر (ص) می فرماید: برای دنیا چنان کار کن که گوی برای همیشه زنده ای و برای آخرتت چنان کار کن که گویی فردا خواهی مرد.
موانع و آفات:
الف) آرزوهای دراز: آرزوهای طولانی اغلب تصویری غیرواقعی از آینده به انسان نشان می دهد دلبستگی انسان را به دنیا و خوشی های آن افزایش می دهد و محبت دنیا نیز به نوبه خود ده ها و صدها رذیلت اخلاقی را در پی دارد. چنانکه رسول خدا(ص) فرمود: حب الدنیا راس کل خطئیه دلبستگی به دنیا راس همه خطاهاست.
آرزوها قرآن نکوهش کرده است «رهایشان کن تا بخورند و بهره ور شوند و آرزوها به خود مشغولشان دارد.
ب) کوتاهی همت: به فکر فردای سعادتمند بودن از اکنون به استقبال مشکلات فردا رفتن هنر صاحبان همت بلند است.
امام صادق (ع) می فرماید (سه چیز انسان را از رفتن در پی مقامات عالیه باز می دارد: ۱- کوتاهی همت ۲- چاره اندیش نبودن ۳- تسی اندیشه)

دکتر حسابی ؛ پدر ریاضی و فیزیک ایران

دکتر حسابی
۱۴ تیر
1+

دکتر حسابی ؛ پدر ریاضی و فیزیک ایران

زندگی
پدرش (سید عباس معزالسلطنه) و مادرش (گوهرشاد حسابی) هر دو اهل تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری نمود. سپس به همراه والدین و برادرش عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارتهای دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می‌گرفت. او قرآن و دیوانحافظ را از حفظ می‌دانست. او همچنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. محمود حسابی در ۱۲ شهریور سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.

تحصیلات
شروع تحصیلات متوسطه او مصادف با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات، و در سن نوزده سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. او همچنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشتهٔ فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال ۱۹۲۷ میلادی در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائهٔ رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلول‌های فتوالکتریک»، با درجه عالی دریافت نمود.

آثار
آثار به جای مانده از محمود حسابی در زمینه‌های فیزیک، زبان فارسی و پژوهش‌های فرهنگی شامل ۲۱ کتاب و مقاله‌است. برخی از آثار وی عبارتند از:
۱٫ کتاب فیزیک دوره اول متوسطه ۱۳۱۸
۲٫ کتاب دیدگانی فیزیک دانشگاه تهران ۱۳۴۰
۳٫ الکترودینامیک (۱۹۴۵( Essaid Interpretation des Ondes de Broylie
۴٫ مقاله تفسیر امواج دو بر در شش رساله با عنوان A Strain Theory of Matter، دانشگاه تهران ۱۹۴۶.
۵٫ مقاله‌ای دربارهٔ پیشنهاد تفسیر قانون جاذبهٔ عمومی نیوتون و قانون میدان الکتریکی ماکسول چاپ شده در گزارش ذرات اصلی در دانشگاه کمبریج انگلیس ۱۹۴۶.
۶٫ مقاله‌ای دربارهٔ ذرات پیوسته Continuous چاپ شده به وسیلهٔ آکادمی علوم آمریکا ۱۹۴۷.
۷٫ مقاله‌ای دربارهٔ مدل بی‌نهایت گسترده در نشریهٔ فیزیک فرانسه.
۸٫ رساله‌ای دربارهٔ نظریه ذره‌های بی‌نهایت گسترده دانشگاه تهران ۱۹۷۷.

برخی عقاید
دکتر حسابی نسبت به تحصیلات عالیه زنان نظری منفی داشت. هنگامی که آلینوش طریان (مادر نجوم ایران) پس از اتمام دوره تحصیلی لیسانس فیزیک در دانشگاه تهران از وی درخواست بورس تحصیلی نمود، دکتر حسابی با این دلیل که تو یک زن هستی و تحصیل برای تو تا همین مرحله هم زیاد است از اعطای بورس تحصیلی به نامبرده خودداری کرد.

مناصب سیاسی
وی در سال ۱۳۳۰ به عنوان سناتور انتصابی وارد مجلس سنا شد و تا سال ۱۳۴۲ در این مقام باقی ماند. وی هچنین وزیر فرهنگ کابینه محمد مصدق بود.

فعالیت‌های شغلی و اجتماعی
او هم‌زمان با تحصیل در رشته معدن، در راه آهن برقی فرانسه نیز کار می‌کرد. پس از فارغ التحصیل شدن در رشته معدن، در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» به کار مشغول شد.
وی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایه گزاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گزاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.

طرح تاسیس دانشگاه تهران
کلیات طرح تاسیس دانشگاه تهران از سال ۱۳۰۷ توسط محمود حسابی به وزیر فرهنگ وقت آقای حکمت پیشنهاد شد. طرح تفصیلی تاسیس دانشگاه تهران نیز در سال ۱۳۱۰ تهیه و به وزیر فرهنگ تقدیم شد و با تلاش‌های دکتر حسابی و مذاکرات وی با نمایندگان مجلس، این طرح در سال ۱۳۱۲ به مجلس شورای ملی رفت و در سال ۱۳۱۳ از تصویب مجلس گذشت‌.
مهدی خزعلی به هنگام نقل خاطره دیدارش از دکتر حسابی چنین نقل می‌کند: وقتی خواستم دانشگاه تهران را تاسیس کنم با وساطت یکی از دوستان وقت ملاقاتی از وزیر معارف وقت گرفتم، پس از توضیح طرح، وزیر معارف از من پرسید: «دانشگاه بسازید که چه بشود؟» و من عرض کردم: «دکتر و مهندس‌ها که برای تحصیل به فرنگ می‌روند را در مملکت خودمان تربیت کنیم.» و او پاسخ داد: «تربیت دکتر و مهندس برای ما صد سال زود است.»
متاثر از کوته فکری وزیر معارف و ناامید از انجام رسالتی که بر دوش داشتم از دفتر وزیر خارج شدم، رفیق شفیق که آزردگی مرا دید برای تسلی خاطر گفت من می توانم از اعلیحضرت )رضا شاه(برایت وقت ملاقات بگیرم مشروط به اینکه وزیر معارف نفهمد که من این وساطت را انجام داده ام! وقت ملاقات با رضا شاه تعیین شد، برای او طرح تاسیس دانشگاه تهران را شرح دادم، و شاه پرسید «که چه شود؟» عرض کردم، به جای آنکه جوانان ما به فرنگ بروند در مملکت خودمان دکتر و مهندس آموزش دهیم و رضا شاه باز پرسید «که چه شود؟« و عرض کردم: »این جاده‌ها و راه آهن را آلمان‌ها می‌سازند مهندسین خودمان بسازند و …» شاه بسیار استقبال کرد و گفت بروید طرحتان را بنویسید به مجلس می‌گویم رای بدهد! و من از همان شب شروع به نگارش طرح دانشگاه کردم.
فردای آن روز از دربار به در خانه‌ام آمدند، تعجب کردم که با من چه کار دارند، دیدم یکصد هزار تومان پول فرستاده‌اند که اعلیحضرت فرموده‌اند، کارتان را شروع کنید و طرح تان را نیز بنویسید. و این همان مبلغ خرید زمین دانشگاه تهران است و کار ساخت و ساز همزمان با نوشتن طرح آغاز شد.

موسیقی
حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود. وی با کمک تنی چند از دانشجویان خود در دانشسرای عالی توانست تغییراتی در کاسه تار )ساز ایرانی) ایجاد نماید.

ورزش
وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت‌هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی. کوه پیمایی و راه پیمایی از ورزش های مورد علاقه وی بود.از ورزش های مورد علاقه وی فوتبال،دوچرخه سواری،دوی استقامت،چوب پا،دشت نوردی و… بود.

افتخارات
به دریافت بالاترین نشان فرانسه لژیون دونور نائل گردید.

خدمات
 اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
 اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
 اولین مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران
 پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
 پایه گذاری دارالمعلمین عالی
 پایه گذاری دانشسرای عالی
 ساخت اولین رادیو در کشور
 راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
 راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
 راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
 راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
 محاسبه و تعیین ساعت ایران
 پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران، به نام بیمارستان گوهرشاد
 شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
 تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
 پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
 پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
 پایه گذاری شورای عالی معارف
 پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
 پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گام‌های موسیقی ایرانی به روش علمی
 پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش‌های موسیقی
 پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
 پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
 پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
 پایه گذاری سازمان انرژی اتمی ایران
 پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
 پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
 پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
 پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
 ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
 تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد
 تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
 پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک، فیزیک، فیزیک اپتیک، هوش مصنوعی)
 راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق )ژنراتور(در کشور
 ایجاد اولین کارگاه‌های تجربی در علوم کاربردی در ایران
 ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور
موزه دکتر حسابی
اندک زمانی پس از مرگ دکتر حسابی در سال ۱۳۷۲، خانه او تبدیل به موزه‌ای شد که در آن وسایل شخصی، مدارک علمی و تحصیلی، نشان‌ها و تقدیرنامه‌ها و عکس‌های قدیمی و متن نطق‌ها و نوشته‌ها در آن به نمایش گذاشته شده‌است. این موزه در خیابان تجریش – خیابان مقصودبیک قرار دارد.

برخورد با پروفسور حسابی پس از جمهوری اسلامی
برخورد روح الله خمینی
به نقل از روزنامه خراسان زمانی که خمینی به اتاقی که عده‌ای از جمله دکتر حسابی در آن حضور داشتند، وارد شد ابتدا به سمت پروفسور حسابی آمد و وی را دعوت به نشستن کرد و سپس گفت: شما ۷ نسل خدمت ارزنده به این مرز و بوم داشته‌اید و ۷ نسل استاد و دانشجو برای کشور تربیت کرده‌اید و صلاح نیست که من پیش از شما بنشینم. در مقابل رضا منصوری که در آن زمان رییس انجمن فیزیک ایران بوده است، می گوید زمانی که انجمن در سال ۱۳۶۶ قصد برگزاری همایشی جهت تجلیل از پدر فیزیک دانشگاهی ایران، پروفسور حسابی، را داشته است به دلیل اینکه او سناتور انتصابی محمدرضا پهلوی بوده است، از سوی حراست دانشگاه شیراز مورد تهدید قرار گرفته و با این وجود حداد عادل با شجاعت در این جلسه سخنرانی کرده است.

برخوردهای اغراق آمیز و انتقاد از آن
اغراق‌هایی که در بیان مرتبه علمی دکتر حسابی و روابط وی با دانشمندان آن عصر در نشریات و کتاب‌های درسی مطرح شده‌است اعتراض برخی چهره‌های دانشگاهی را بر انگیخته‌است.
عکسی که به ادعای برخی منابع مربوط به دکتر حسابی و انشیتن می‌باشد در واقع متعلق به گودل، ریاضی دان مشهور، است. مرحوم حسابی در بیان خاطرات خود به دیداری کوتاه با آلبرت انشتین اشاره می‌کند که طی آن نظریه خود را برای آن فیزیکدان بزرگ مطرح کرده و انشتین از او خواسته به تحقیقاتش در آن زمینه ادامه دهد.
طرح اعطای عنوان مرد علمی سال ۱۹۹۰ در رشته فیزیک از سوی مرکز بین‌المللی زندگی‌نامه‌ها (کمبریج( به مرحوم دکتر محمود حسابی، به دلیل بی اعتبار بودن صادرکننده آن خدمات درخشان علمی مرحوم دکتر حسابی را خدشه‌دار کرد.
رضا منصوری عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف و معاون سابق وزارت علوم در مصاحبه‌ای می‌گوید مرحوم حسابی زمانی مقاله‌ای می‌فرستد برای مجله‌ای در پاریس در مورد آنچه در کتب درسی مدارس ما یا برپاکنندگان کتیبه‌ای در دانشگاه اصفهان، آن را نظریه‌ای بسیار عمیق و برتر از نظریه‌های انیشتین تلقی کرده‌اند. بنابر اسناد تاریخی این مقاله برای داوری به سینج، نسبیت‌دان معروف، داده می‌شود که داور به دلیل برخی اشتباهات محاسباتی آن مقاله را برای چاپ نمی‌پذیرد.
دکتر هادی اکبرزاده رییس انجمن فیزیک ایران نیز گفت بخشی از مطالبی که در مورد مرحوم دکتر حسابی از جمله همکاری و ارتباط وی با انشتین مطرح می‌شود اغراق‌آمیز و غیر واقعی است. وی همچنین گفت: انجمن فیزیک ایران در سال‌های اخیر همواره با طرح این قبیل مطالب اغراق‌آمیز برخورد کرده و از جمله در دوره قبلی هیات مدیره انجمن طی نامه‌ای به ریاست دانشگاه اصفهان به درج برخی مطالب غیرواقعی و اغراق‌آمیز در کتیبه یادبود دکتر حسابی اعتراض کرده‌است.

حراج منزل و موزه
بنا به گفته ایرج حسابی، پروفسور حسابی چند سال قبل از فوت وامی به مبلغ ۴۸ میلیون تومان به جهت انجام فعالیت‌های تحقیقاتی از یکی از بانک‌ها دریافت نمود و منزل خود را به رهن بانک در آورد. پس از چندی وی درگذشت و موفق به بازگرداندن مبلغ نشد و در سال ۱۳۸۸ مبلغ وام با احتساب بهره اش بر ۵ میلیارد تومان بالغ گردیده‌است و بانک بر درب منزل دکتر حسابی که موزه نیز در آن واقع است آگهی حراج نصب نمود.

نور در آیین زرتشتی و اسلام

نور در آیین زرتشتی و اسلام
۱۴ تیر
0

مقاله حاضر که به روش کتابخانه ای و مطالعه اسناد نگارش یافته است نظریه ای را که درباره نور در آیین زرتشتی و اسلام وجود دارد مورد مطالعه قرار می دهد. در این مقاله در واژه خورشید و آتش که نمادهای نور در فرهنگ زرتشتی محسوب می شود مورد تحلیل قرار گرفته است. همچنین تلاش شده تا معنای فریاد نور ملکوتی که در حکمت اشراق ایران باستان اهمیت زیادی داشته تبیین شود
مقدمه
شفاعت اولیاء الهی یکی از اصول مسلم اسلام است که پیرامون آن آیات و روایات فراوانی وارد شده است، و هیچ دانشمند اسلامی آن را انکار نکرده است، هرچند در معنی شفاعت، اختلافی رخ داده است.
در کناراصل« شفاعت » مسأله دیگری است به نام «در خواست شفاعت از اولیاء الهی» که آیاتی نیز وارد شده است و افراد ناوارد میان این دو مسأله خلط می کنند، زیرا اصل شفاعت مسأله ای است و شفاعت خواهی از آنان در حال حیات و یا ممات، مسأله دیگری است. مقصود از آن این است که فرد گناهکار نزدیکی از اولیاء الهی برود و از او در خواست کند که در حق او شفاعت کند، یعنی او را وادار سازد که در حق او دعا نموده و آمرزش گناهان او را از خدا بخواهد.
در واقع شفاعت مورد پذیرش علمای اسلام بوده، اما در مورد تعاریف، مصادیق، کیفیت و نوع آن سؤالات یا شبهاتی وجود دارد که ما در این تحقیق یکی از آیات مشکله قرآن کریم در مسأله شفاعت( سوره نساء آیه ۸۵) با استفاده از تفاسیر شیعه و سنی به بحث می پردازیم.

چکیده: قرآن، تفسیر، صحیح، نساء، شفاعت.
و در جوامع الجامع از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «هر کس برای برادر مسلمانش پشت سر او دعا نماید، دعایش اجابت شده و فرشته به او می گوید: از این بهره دو برابر آن به تو می رسد».
و در کافی از امام سجاد نقل شده است که فرموده اند:« وقتی ملائک بشنوند که مؤمنی در حق برادر مؤمنش بدون حضور او دعا می کندو او را به نیکی یاد میکند، گویند تو چه نیکو برادری هستی؟! او در حضور تو نیست ولی با این حال برایش دعای خیر کرده و او را به نیکی یاد کردی، خداوند متعال هم دو برابر آنچه تو برای او خواستی به تو خواهد بخشید و دو برابر آنچه که او ار به نیکی یاد کردی، تو را به نیکی یاد خواهد کرد و تو بر او برتری داری و هنگامی که بشنوند برادرش را به بدی یاد می کند و او را نفرین می نماید، می گویند: تو چه برادر بدی هستی برای برادرت، دست بردار، ای کسی که گناه و زشتی های بسیارش پوشیده شده است و خود نگه دار باش! و خداوند متعال را که گناهان تو را پوشانده، سپاس بگو و بدان که خداوند متعال از او به بندهی خود آگاه تر است.
مؤلف گوید:« أربع علی نفسک» یعنی توقف کن و خود نگه دار باش و خودت را به سختی نیناداز، از ماده ی«رَبَعَ» گرفته شده است مانند «مَنَعَ» (بازداشت).
سوره نساء آیه ۸۵
مَن یَشفَع شَفاعهً حسنهً یَکُن لَهُ وَ مَن یَشفَع شَفاعَهً سیئهً یَکُن لَهُ کِفَلٌ مِنها وَ کانَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَی ءٍ مُقیباً.
ترجمه:
آنچه در آیه فوق قابل بررسی می باشد این است که:
۱- شفاعت به چه معناست و آبا شفاعت دیگران هم مؤثر است؟
۲- آیا در قبال شفاعت، انسان از اجر و عقاب الهی برخوردار می شود؟
۳- مصادیق شفاعت نیکو و شفاعت بد چیست؟
اینها سؤالاتی است که می توان در آیه مورد نظر مطرح کرد و به آن پرداخت.

نور در منظر سهروردی و حکمای ایران باستان( در پیش در آمد آورده شود)
یکی از جمله رمز ها، نور و نقطه مقابل آن ظلمت است. از نظر سهروردی تنها چیزی که می توان نام حقیقت به آن نهاد و از شدت وضوح نیاز به تعریف ندارد «نور» است. زیرا نور چیزی جز ظهور نیست نور پیوسته هم خود، روشن است و هم غیر را روشن می سازد لذا می توان گفت کهک نور چیزی است ظهر بالذات و مظهر للغیر. سهروردی معتقد است که نور آشکارترین پدیده هاست زیرا هر چیز دیگری با توجه به آن شناخته و تعریف می شود.
سهروردی نخستین موجود فائض از سرچشمه فیض نور الانوار را که نور قاهره حقیقت بسیط است، نور را قرب می نامد و نیز به نام مزدایی آن «بهمن» یعنی همان (مؤمنه)، نخستین امشاسپد از امشاسپدان دوستایی می خواند. در ایران باستان فیلسوفان بوده اند که سهروردی از آنها نام برده است اوجاماسب، فرشوشتر، بزرگمهر و کیخسرو را حکیم می نامد. زرتشت را حکیم می داند البته به نبوت او هم قایل است زرتشت که حکیمی پیامبر است به اصالت نور قایل است. او ظلمت را طرح می کند اما به اصالت ظلمت قایل نیست پیش بینی زرتشت این است که سر انجام نور بر ظلمت غلبه خواهد کرد.
سروردی می داند که نور در ایران باستان چه جایگاهی دارد، از طرفی جایگاه نور در قرآن را نیز میداند. شیخ اشراق بر آن است که نور به ذات خود ظاهر است و اشیاء را ظاهر می کند. اگر نور در عالم نبود هیچ چیز ظاهر نبود« و بدانیم اگر نور نبود منطق زنده پرواز دگرگون می شد.»(سپهری۱۳۸۶،۲۹۴)

تفاسیر شیعه
تفسیر صافی
– هر آنکس که شفاعت حسنه انجام دهد، که به سبب آن حق مسلمانی را حفظ و مراعات نماید خود نیز بهره ای از آن خواهد برد، به عنوان ثواب شفاعتش. به اینکه برای کسب رضایت الهی شری را از او برطرف سازد یا چیزی را برایش مهیا نماید، و از موارد شفاعت نیکو دعای خیر در حق مسلمان است.
– و هر آن کس که شفاعت نا روایی را بکند، و آن شفاعتی است که باآنچه ذکر متفاوت باشد مانند: نفرین کردن شخص با ایمان یا تبانی با دیگران. برای او خواهد بود، بهره ای از بار «گناه» آن که در اندازه با آن مساوی است. چون با کفل به معنای بهره ومثل و مانند است.
– خداوند بر هر امری قدرت دارد یا اینکه اندازه نگه دار است و به میزان اعطا می نماید«مقیت» به هر دو معنا آمده است.
در کتاب خصال از امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده است که فرمود: « کسی که به یک خوبی فرمان دهد یا از یک بدی باز دارد (امر به معروف و نهی از منکر) کند یا به یک نیکی رهنمون شود یا حتی به آن اشاره کند، با او هم شریک است (در ثواب عمل) و هر کس که به یک بدی فرمان دهد و یا به یک بدی رهنمون شود یا حتی به آن اشاره کند، او هم با انجام دهنده آن یکی است ».
در جوامع الجوامع از آن حضرت نقل شده است که فرمود: «هر کس برای برادر مسلمانش پشت سر او دعا نماید دعایش اجابت شده و فرشته به او می گوید: از این بهره دو برابر آن به تو می رسد».
خورشید و آتش در فرهنگ زرتشتی
در دین زرتشت همانطور که سهروردی گفته آتش مظهر نورانیت خدا دانسته شده و بعید نیست که عوام مردم جنبه های رمزی و دقیق اینگونه ملاقات را ندانسته باشند و اصولاً آتش را خدا تلقی کنند. سهروردی می گوید: ایرانیان قدیم آتش را خلیفه خدا بر روی زمین می دانستند و با این فرض آتشکده ها، عنوان معبد و عبادتگاه خدا را داشته است نه آنکه خود آتش مستقلاً معبود بوده است. سهروردی آتش را عنصری زمینی ندانسته و آنرا صورتی از نور و خلیفه نور اعلی در محیط زمین می شناسد(نصر،۱۳۸۴،ص۷۸). در نوشته هایی سهروردی از بزرگداشت انوار و نیایش خدا به عنوان والاترین نماد نور، بارها سخن رفته است. او همچون حکمای ایران باستان از خورشید به «هورخش» تعبیر می کند و آن را مظهر رب النوع«شهریور» می داند. و «هورخش» الذی هو طلسم«شهریور» نور شدید الضوء رئیس السما، واجب تعظیما فی سنه ای اشراق(سهروردی، ۱۳۸۰،۱۵-۱۴۹)
هورخش مثل اعلای الهی در آسمان و زمین است، زیرا همچون خداوند که نور انوار عقلی است، نور انوار جسمی است. خورشید به اعتبار وحدت خود، نماد وحدت خداوند نیز هست. ایرانیان قدیم هر نوری را به این اعتبار که مظهر نورالانوار است، شایسته تقدیس می دانستند از این رو انسانها را به آتش ثبله نمازشان بود. از آن به دیر مغانم عزیز می دارند که آتشی که نمی میرد همیشه در دل ماست.(حافظ،۱۳۵۷،ص۳۹).
در فرهنگ ایران باستان، آتش پسر اهورا مزدا و نشانه مرئی حضور او در جهان و نمادی از نظم راستین او است در نمونه ای از نیایش های زرتشتی خطاب به آگنی یا آتش آمده است: ای آتش، پسر اهورا مزدا / تو شایسته ستایش هستی/ شایسته دعا هستی/ باشد که تو شایسته ستایش / شایسته دعا باشی/ در خانه های نیکی باد مردی را/ که تو را به راستی (هینلز،)
تفسیر المیزان:«مَن یَشفَع شَفاعَهً حسنهً یَکُن لَهُ نَصیبٌ مَنها…»
کلمه «نصیب» و کلمه «کفل» هر دو به یک معناست. و چون شفاعت نوعی وساطت برای ترمیم نقیصه و یا حیازت و به دست آمدن مزیتی و یا چیزی نظیر اینهاست، در نوعی سببیت برای اصلاح شأنی از شؤون زندگی دارد و به همین جهت هر ثواب و عقابی که در خود آن شأن هست سهمی هم در این وساطت و شفاعت خواهد بود، حال تا وساطت چه مقدار در تحقق آن شأن خالت داشته است و این سهم از ثواب و عقاب هدف مشترک شفیع و مشفوع له (کسی که شفیع به خاطر او شفاعت می کند) می باشد، پس شفیع نصیبی از خیرو شر دارد و به همین جهت است که در جمله مورد بحث می فرماید:« مَن یَشفَع شَفاعه…)
و این حقیقت را به عنوان تذکر به مؤمنین خاطر نشان فرموده، تا بدانند شفاعت بدون اثر نیست و در هر کاری شفاعت نکنند؛ و آنجا که لازم است شفاعت کنند، مثلاً در شر و فساد که هدف منافقین است و ساطت نکنند، ( چه منافقین از مشرکین و چه از غیر مشرکین)، مخصوصاً در باره منافقین از مشرکین می خواهند به قتال نروند شفاعت نکنند، چون ترک فساد را ولو کم از رشد آن جلوگیری نکردن و اجازه آن دادن که فساد نموّ کند و بزرگ شود، خود فساد است که به آسانی نمی توان از بینش برد، فسادی که مستلزم هلاکت حرث و نسل است.
پس می توان گفت: آیه شریفه در معنای نهی از شفاعت در کار بد است، یعنی شفاعت اهل قلم و طغیان و نفاق و شرک است، زیرا این طوائف مفسدین در ارض هستند و نباید در کار آنان وساطت کرد .
کلمه شفاعت در اصل از ماده “شفع” (بر وزن نفع) به معنی جفت است بنا براین ضمیمه شدن هر چیز به چیز دیگر شفاعت نامیده می شود منتها گاهی این ضمیمه شدن در مسئله راهنمایی و ارشاد و هدایت است(مانند آیه ) که در این حال معنی امر به معروف و نهی از منکر را میدهد (وشفاعت سیئه به معنی امر به معروف و نهی از منکر است).

تاریخچه شرکتهای بزرگ جهان

شرکتهای بزرگ جهان
۱۳ تیر
0

در مقاله ی زیر همه چیز در باره تاریخچه شرکتهای بزرگ جهان را مطالعه خواهید نمود. شرکتهایی همچون ، آدیداس ، پوما ، سونی ، یاهو ، سامسونگ ، ریبوک ، نوکیا ، موتورولا ، اپل ، اچ تی سی HTC ،  ال جی LG و گوگل مورد ارزیابی  و بررسی قرار خواهند گرفت.

 

 

 

 

این مقاله ی ۸۱ صفحه ای را که آماده ی چاپ نیز می باشد می توانید از دکمه ی دانلود زیر دریافت کنید:

غیبت ، ظهور ، امامت (در مورد امام زمان عج )

غیبت ، ظهور ، امامت
۱۳ تیر
0

سخن از مهدی (ع) سخن از هدایت است.

سخن از غیبت ، حدیث جستجو است.

سخن از انتظار ، روایت حرکت و پویایی است.

سخن از ظهور بحث از اشتیاق رهایی است.

شوق رهایی ، حرکت می آفریند و نتیجه جستجو حصول هدایت است.

 

مقاله ی ۶۴ صفحه ای زیر پیرامون غیبت امام مهدی (عج) و انتظار فرج ایشان است. نویسنده ی مقاله «واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران» می باشد.

شما می توانید فایل پی دی اف – pdf – این مقاله را از ادامه دانلود کنید: